اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

تبیین دیدگاه مکاتب مختلف درباره ذات و افعال خداوند

نقد مکاتب «تشبیه و تنزیه» و «اشاعره و متعزله» در خداشناسی و تبیین دیدگاه صحیح

18٬607
جلسات

موضوع اصلی سخنرانی حاضر بررسی و نقد مکاتب «تنزیه وتشبیه» «حلول و اتحاد» و «اشاعره و معتزله» در خداشناسی است. علامه سید محمدحسین حسینی طهرانی(رضوان الله علیه) در این سخنرانی ارزشمند که در هشتم رجب، سال ١٣٩٦ هجری قمری در جمع علاقه‌مندان ایراد شده است، به نقد دیدگاه مکاتب فوق پرداخته و نشان می‌دهد که مکتب تنزیه با نفی هرگونه رابطه بین خدا و عالم، و مکتب تشبیه با شبیه‌سازی خداوند به موجودات، هردو به انحراف کشیده می‌شوند. علامه با توضیح اینکه ذات خداوند از هر نقصی منزه است در عین حال تأکید می‌کند که صفات و اسماء او در تمام مظاهر هستی ساری و جاری است. ایشان در ادامه به تبیین دقیق معنای احدیت و واحدیت می‌پردازد و بیان می‌کند که أحد بودن خداوند به بساطت ذات او و واحد بودن او به احاطه اسماء و صفاتش بر کل عالم هستی اشاره دارد.

تبیین دیدگاه مکاتب مختلف درباره ذات و افعال خداوند

توضیحات:

موضوع اصلی سخنرانی حاضر بررسی و نقد مکاتب «تنزیه وتشبیه» «حلول و اتحاد» و «اشاعره و معتزله» در خداشناسی است. علامه سید محمدحسین حسینی طهرانی(رضوان الله علیه) در این سخنرانی ارزشمند که در هشتم رجب، سال ١٣٩٦ هجری قمری در جمع علاقه‌مندان ایراد شده است، به نقد دیدگاه مکاتب فوق پرداخته و نشان می‌دهد که مکتب تنزیه با نفی هرگونه رابطه بین خدا و عالم، و مکتب تشبیه با شبیه‌سازی خداوند به موجودات، هردو به انحراف کشیده می‌شوند. علامه با توضیح اینکه ذات خداوند از هر نقصی منزه است در عین حال تأکید می‌کند که صفات و اسماء او در تمام مظاهر هستی ساری و جاری است. ایشان در ادامه به تبیین دقیق معنای احدیت و واحدیت می‌پردازد و بیان می‌کند که أحد بودن خداوند به بساطت ذات او و واحد بودن او به احاطه اسماء و صفاتش بر کل عالم هستی اشاره دارد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

تبیین دیدگاه مکاتب مختلف درباره ذات و افعال خداوند

12
  • بحثی پیرامون مکتب ادراک

  • از این گذشته بعضی می‌گویند: انسان بایستی برود و در موجودات تفکّر کند و روی براهین، مقدّماتی بچیند و خلاصه خدا را پیدا کند؛ این مکتب، مکتب ادراک است. مقدّماتِ معلومۀ ضروریّه را انسان بر‌می‌دارد با همدیگر ترکیب می‌کند، این نتیجه می‌دهد؛ از آن نتیجه انسان می‌تواند خدا را به دست بیاورد.

  • مثلاً می‌گوییم که: این عالم موجود است و این عالم به ذات خود موجود نیست، حادث است، هر موجودی که به ذات خود قدیم نباشد، حادث است دیگر؛ بنابراین: این عالم هم که یکی از افراد این کبرای کلّی و قضیّۀ کلّی است، حادث است. حادث، مُحدِث می‌خواهد، ایجاد کننده می‌خواهد، پس یک خدائی باید باشد که این عالم را ایجاد کرده باشد.

  • این کتاب یک موجودی است، اوراقش منظّماً دوخته شده و یک جلد سبز رنگی روی آن قرارگرفته، به همین شکلی که شما می‌بینید. این خود به خود به وجود نیامده، اوراق خود به خود پیدا نشدند که خودشان پهلوی همدیگر اینجا بچسبند، بعد یک سوزنی هم پیدا بشود خود به خود با یک نخی این ورق‌ها را بدوزد، بعد یک مقوّایی هم بیاید خودش اینجا بچسبد و سریش هم رویش، مُشمّع هم رویش و به همین شکل و به همین اندازه، و این ورق‌ها هم صفحۀ یک و دو و پنجاه، شصتش، به ترتیب خودش ... این نحو! از این ما پی می‌بریم که یک صحّافی بوده و این اوراق را برداشته این‌طور درست کرده و جلدی رویش کشیده؟!

  • از ممکنات ما پی می‌بریم به واجب، و از معلول پی می‌بریم به علّت، و از مقدّمات معلومه پی می‌بریم به مجهولات، و خدا برای ما مستور است؛ ما این‌قدر از این برهان‌های فلسفی با مقدّمات صحیح باید ترتیب بدهیم تا آن مجهول را به دست بیاوریم، و این‌قدر آن مجهول صاف و روشن باشد که تمام شبهات را جلوگیری کند، و هرکس بخواهد در آن خدائی که ما با این مقدّمات ترتیب دادیم و صفات و اسماء و خصوصیّاتش را ثابت کردیم شبهه کند، این برهان ما آن‌قدر قوی باشد که جواب‌گوی همۀ آن شبهات باشد.

/ 0