خدا را به چشم دل می توان دید
2بسم اللَه الرّحمن الرّحیم
الحمدُ لِله ربّ العالَمین
و السّلام علی خیرِ خَلقه محمّدٍ و أهلِ بیته أجمَعین
و لعنةُ اللَه علی أعدائهم إلی یوم الدّین
﴿بِسۡمِ ٱللَهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ * ٱللَهُ نُورُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾.1
در تفسیر این آیۀ مبارکه در معنی نور، در شب سه شنبۀ قبل بحثی شد و نتیجه به این رسید که: الفاظ برای معنی عامّ وضع شدهاند و حقیقت نور، آن چیزی است که فی حدّ نفسه ظاهر باشد و غیر را ظاهر کند؛ بنابراین هر چیزی که در ذات خودش ظاهر باشد و غیر به وسیلۀ او ظاهر بشود، نور است.
عقل نور است، حیات نور است، ذات مقدّس پروردگار نور است، نه نورِ مادّی؛ چون خدا ذاتش به خود ظاهر است و در ظهورش احتیاج به غیر ندارد، موجودی نیست که خدا را به وجود بیاورد و او را نشان بدهد، اگر موجودی باشد که خدا را به وجود بیاورد و او را نشان بدهد آن خداست؛ پس خدا موجودی است که در ظهورش و در وجودش، متّکی به غیر نیست، و تمام موجودات به او متّکی هستند و ظهورشان و بروزشان به اوست.
پس آن موجودی که در ذات خودش ظاهر باشد و غیر به وسیلۀ او ظهور پیدا کند، آن نور است حقیقتاً؛ پس: ﴿ٱللَهُ نُورُ﴾ خدا واقعش نور است. یعنی واقعش در ذات خود ظاهر است، و غیرش هرچه باشد از موجودات مادّی، معنوی، مُلکی، ملکوتی، ما سوی اللَه، حتّی اسماء و صفات او، به ذات او قائمند؛ و این معنی نور است.
چگونه میشود به پروردگار معرفت پیدا کرد
بحث به اینجا کشیده شد که: بنابراین اگر پروردگار ذاتش به خود ظاهر است و غیر با خدا ظاهر است، چگونه انسان میتواند معرفت پیدا کند به این خدا؟! اگر بخواهد با غیر معرفت پیدا کند به این خدا، این صحیح نیست؛ چون غیر (غیر از خدا) ظهورش با خداست، خدا به او ظهور داده تا او ظاهر شده، آنوقت چگونه انسان میتواند با معرفت به آن که ظهورش از خداست، پی ببرد به خودِ خدا که ظاهر کنندۀ آن چیز است؟!
- سوره النّور (٢٤) صدر آیه ٣٥.

