اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

دیدن خداوند با چشم دل

تبیین حقیقت رؤیت و لقاء خداوند از منظر عرفان

26٬771
جلسات

تبیین حقیقت رؤیت، شناخت و لقاء خداوند، موضوع اصلی سخنرانی حاضر است. علامه سید محمدحسین حسینی طهرانی(رضوان الله علیه) در این سخنرانی ارزشمند که در اوّل رجب سال ١٣٩٦ هجری قمری در جمع مشتاقان ایراد شده است؛ با استفاده از تمثیل نور چراغ و اشیاء، توضیح می‌دهد که همانطور که چراغ را با نور ساطع شده از آن نمی‌توان شناخت، خدا را نیز نمی‌توان با ظهوراتش (مخلوقات) شناخت، بلکه باید او را با خودِ او شناخت. سپس به تناقض ظاهری بین روایاتی که رؤیت و لقاء خدا را نفی می‌کنند و روایاتی که آن را اثبات می‌کنند، می‌پردازد و راه حل آن را در تفکیک بین چشم ظاهری و چشم دل می‌داند. ایشان برای تبیین این مسئله، به قاعدۀ فلسفی لا یَعرِف شیءٌ شیئًا إلاّ بما هو فیه منه استناد کرده و توضیح می‌دهد که انسان به همان میزان که از حقیقت الهی در ذات او وجود دارد، می‌تواند به خدا معرفت پیدا کند.

دیدن خداوند با چشم دل

توضیحات:

تبیین حقیقت رؤیت، شناخت و لقاء خداوند، موضوع اصلی سخنرانی حاضر است. علامه سید محمدحسین حسینی طهرانی(رضوان الله علیه) در این سخنرانی ارزشمند که در اوّل رجب سال ١٣٩٦ هجری قمری در جمع مشتاقان ایراد شده است؛ با استفاده از تمثیل نور چراغ و اشیاء، توضیح می‌دهد که همانطور که چراغ را با نور ساطع شده از آن نمی‌توان شناخت، خدا را نیز نمی‌توان با ظهوراتش (مخلوقات) شناخت، بلکه باید او را با خودِ او شناخت. سپس به تناقض ظاهری بین روایاتی که رؤیت و لقاء خدا را نفی می‌کنند و روایاتی که آن را اثبات می‌کنند، می‌پردازد و راه حل آن را در تفکیک بین چشم ظاهری و چشم دل می‌داند. ایشان برای تبیین این مسئله، به قاعدۀ فلسفی لا یَعرِف شیءٌ شیئًا إلاّ بما هو فیه منه استناد کرده و توضیح می‌دهد که انسان به همان میزان که از حقیقت الهی در ذات او وجود دارد، می‌تواند به خدا معرفت پیدا کند.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

دیدن خداوند با چشم دل

14
  • الی ...

  • برون آی از سـرای امّ هانـی***بگو مطلق حدیث من رآنی1
  • بیا بیرون! آخر آن شبی که پیغمبر معراج کردند، در خانۀ امّ هانی بودند. آمدند بیرون، دیگر بس است، چقدر انسان داخل خانۀ امّ هانی بماند؟!

  • واقعاً این پیرزن می‌دانست که خدا هست یا نه؟ بله می‌دانست، از همین چرخه می‌دانست، یقین هم داشت که خدا هست؛ ولی همین قدر کافیست؟!

  • نشسته پشت دیوار، دیوارِ این شهر هم بلند، اجمالاً می‌داند این سر و صدائی که در این شهر است، شهری هست؛ خیلی تفاوت دارد با آن کسی که بلند بشود درِ شهر را باز کند، بیاید خیابان‌هایش را ببیند، بازارهایش را ببیند، مساجدش را ببیند، در مساجدش وارد بشود، افرادش را بشناسد، مطالبی که در آن مساجد گفته می‌شود بشنود، از خصوصیّاتِ اهل آن شهر اطّلاع پیدا کند، با افراد آن شهر آشنایی پیدا کند، دوستی پیدا کند، ضیافت آنها برود، مأنوس بشود؛ خُب آن کسی هم که پشت شهر و پشت سنگر است می‌داند شهری هست. بین این دو چقدر فاصله است! زمین تا آسمان.

  • لزوم مراجعه به پیامبر و أمیرالمؤمنین برای معرفت تفصیلی

  • پس از دین العجائز باید بیرون آمد، و آن معرفت اعرابی هم به درد نمی‌خورد. اینها معرفت‌های ضعفاء و معرفت اجمالی است. باید معرفت تفصیلی پیدا کرد، رفت سراغ أمیرالمؤمنین علیه السّلام. هرکس باید سراغ امام خودش برود، ما را چه کار به آن پیرزن یا به آن عرب؟! آنکه امام ما نبود. برویم سراغ أمیرالمؤمنین و پیغمبر، اینها چه گفتند؟

  • حضرت أمیرالمؤمنین علیه السّلام می‌فرماید:

  • «یا مَن دَلَّ عَلَی ذاتِهِ بِذاتِه»؛2 «ای خدایی که ذاتِ خودت، خودت را معرّفی کرد، نه موجودات دیگر!»

  • موجودات نمی‌توانند ذات تو را معرّفی کنند، موجودات کوچکند. خامۀ نقّاش یک اثری است از این نقّاش، نمی‌تواند حقیقت آن نقّاش را معرّفی کند. اگر هزار تابلو هم نقّاش بکشد، باز اینها اثرند، غیر از آن ملکۀ نفیسِ زنده‌ای است که در حقیقتِ وجودِ خود آن نقّاش است؛ اینها یک موجوداتی هستند مُرده، و آثاری خارج از حقیقت آن نفسِ نقّاش که دارای این ملکه است. و ملکه یک خصوصیّتی است که برای انسان پیدا می‌شود، و پی بردن به حقیقتِ آن از همۀ کارها مشکل‌تر است.

    1. گلشن راز شبستری.
    2. فقره‌ای از دعای صباح أمیرالمؤمنین علیه السّلام.
/