
دیدن خداوند با چشم دل
تبیین حقیقت رؤیت و لقاء خداوند از منظر عرفان
تبیین حقیقت رؤیت، شناخت و لقاء خداوند، موضوع اصلی سخنرانی حاضر است. علامه سید محمدحسین حسینی طهرانی(رضوان الله علیه) در این سخنرانی ارزشمند که در اوّل رجب سال ١٣٩٦ هجری قمری در جمع مشتاقان ایراد شده است؛ با استفاده از تمثیل نور چراغ و اشیاء، توضیح میدهد که همانطور که چراغ را با نور ساطع شده از آن نمیتوان شناخت، خدا را نیز نمیتوان با ظهوراتش (مخلوقات) شناخت، بلکه باید او را با خودِ او شناخت. سپس به تناقض ظاهری بین روایاتی که رؤیت و لقاء خدا را نفی میکنند و روایاتی که آن را اثبات میکنند، میپردازد و راه حل آن را در تفکیک بین چشم ظاهری و چشم دل میداند. ایشان برای تبیین این مسئله، به قاعدۀ فلسفی لا یَعرِف شیءٌ شیئًا إلاّ بما هو فیه منه استناد کرده و توضیح میدهد که انسان به همان میزان که از حقیقت الهی در ذات او وجود دارد، میتواند به خدا معرفت پیدا کند.
دیدن خداوند با چشم دل
توضیحات:
تبیین حقیقت رؤیت، شناخت و لقاء خداوند، موضوع اصلی سخنرانی حاضر است. علامه سید محمدحسین حسینی طهرانی(رضوان الله علیه) در این سخنرانی ارزشمند که در اوّل رجب سال ١٣٩٦ هجری قمری در جمع مشتاقان ایراد شده است؛ با استفاده از تمثیل نور چراغ و اشیاء، توضیح میدهد که همانطور که چراغ را با نور ساطع شده از آن نمیتوان شناخت، خدا را نیز نمیتوان با ظهوراتش (مخلوقات) شناخت، بلکه باید او را با خودِ او شناخت. سپس به تناقض ظاهری بین روایاتی که رؤیت و لقاء خدا را نفی میکنند و روایاتی که آن را اثبات میکنند، میپردازد و راه حل آن را در تفکیک بین چشم ظاهری و چشم دل میداند. ایشان برای تبیین این مسئله، به قاعدۀ فلسفی لا یَعرِف شیءٌ شیئًا إلاّ بما هو فیه منه استناد کرده و توضیح میدهد که انسان به همان میزان که از حقیقت الهی در ذات او وجود دارد، میتواند به خدا معرفت پیدا کند.
دیدن خداوند با چشم دل
10اشعار زیبای قیس بن ملوّح عامری
تَمَنَّیتُ مِن لَیلَی عَلَی البُعدِ نَظرَةً *** لِیُطفَی جَوًی بَینَ الحَشا و الأضالِعِ1 خوب میگوید، قضیۀ «قیس بن ملوّح عامری» است با دختر عمویش لیلی. میگوید: «من آرزو کردم که لیلی را یک نظر از دور نگاه کنم، «تَمَنَّیتُ» آرزو کردم لیلی را یک نظر از دور ببینم؛ چرا؟ برای این آتشِ فراقی که تمامِ شکم من را، احشاء من را، سینۀ من، بین این أضلاع من را دارد میسوزاند، یک کمی این آتش فروکش کند، یک کمیسرد بشود.»
فَقالَت نِساءُ الحَیِّ تَطمَعُ ﺃن تَرَی *** بِعَینَیکَ لَیلَی مُت بِداءِ المَطامِعِ رفتم در قبیلۀ لیلی، «زنهای قبیلۀ لیلی گفتند: چه میگوئی تو؟! با این دو تا چشمت میخواهی لیلی را ببینی؟! بمیر به آن دردِ طمع، عجب طمعی داری تو! تو با این دردِ طمع باید بمیری، و به این آرزو نخواهی رسید.»
و کَیفَ تَرَی لَیـلَی بِعَینٍ تَرَی بِها *** سِـواها و ما طَهَّـرتَها بِالمَـدامِـعِ «چگونه میتوانی لیلی را ببینی با این چشمیکه با این چشم غیر او را دیدهای؟! و بعد از اینکه غیر او را دیدی با اشک آثار دیدن غیر را پاک نکردهای؟!» خیلی عجیب میگوید! عجیب است! واقعاً که این اشعار یک کتاب حکمت است.
و تَلتَـذُّ مِنها بِالحَدیثِ و قَد جَرَی *** حَدیثُ سِواها فی خُروقِ المَسامِعِ «تو میخواهی از گفتگوی با لیلی لذّت ببری! در حالتیکه آواز غیر لیلی که به گوش تو خورده، هنوز در گوش توست، و استخوانهای صماخ تو هنوز دارد صدا میکند، آن آهنگها در گوشَت دارد صدا میکند، آنوقت میخواهی از صحبت لیلی لذّت ببری؟!»
پس کسی که بخواهد لیلی را ببیند نمیتواند غیر لیلی را ببیند، و نمیتواند سخن غیر لیلی را بشنود.
کلام مرحوم صدر المتألهین رضوان اللَه علیه در باب عشق
این یک بحثی است. مرحوم صدرالمتألّهین ـ رضوان اللَه علیه ـ [مطلبی] در باب عشق أسفار دارد،2 و این مرحله را به اثبات میرساند که: اصلاً عشق به بدن تعلّق نمیگیرد. هرکس عاشق دیگری میشود، و لو عشقهای مجازی، عشق، عشقِ دو تا روح است؛ عشق مادّه به مادّه محال است. از بسیاری از بزرگان شواهدی هم میآورد. از بعضی از بزرگانی که میگوید: «و قائِلُهُم یَقول» و ظاهراً بعضی از بزرگان اهل عرفان باشند، اشعار بسیار پر معنایی هم نقل میکند، و اثبات میکند بر اینکه: مادّه به مادّه نمیتواند عشق بورزد. عاشق که به معشوق میرسد اگر پوست بدنش را هم به پوست بدن معشوق بگذارد، عشق از بین نمیرود.
- دیوان قیس بن ملوّح عامری مشهور به مجنون لیلای عامریّه، ص ١٠٩.
- جهت اطّلاع پیرامون نظرات صدر المتألهین ـ رحمة الله علیه ـ پیرامون عشق و انواع مراتب آن به الحکمة المتعالیه فی الأسفار الأربعة العقلیة، ج ٢، ص ٢٢٢ الی ٢٤٥؛ ج ٧، ص ١٤٨ الی ١٩١؛ الله شناسی، ج ١، ص ١٤٩ الی ١٥١، مراجعه شود. (محقّق)
