اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

شدت ظهور خدا حجابى براى انسان‏هاى كثرت‏گرا

0
جلسات

عارف کسی است که در عالم، جز خدا و نورِ خدا و اثر خدا هیچ نمی‌بیند. نگاهی به سیر تکاملی انسان در بستر تکوین. ما یک لحظه از حکومت پروردگار بیرون نیفتاده‌ایم تا مزۀ عدم را بچشیم. حکایت آن ماهی که در دریا به دنبال آب می‌گشت. خدا از شدت ظهور مخفی شده است. مثال‌هائی برای قاعدۀ «تُعرَفُ الأشیاءُ بِأضدادِها». انسان کثرت‌گرا از نور وجود دور می‌افتد. وقتی نظر از کثرت برداشته شد، باطن هویدا می‌گردد.

شدت ظهور خدا حجابى براى انسان‏هاى كثرت‏گرا

3
  • شما یک نگاه اجمالی می‌کنید به یک جمعیّتِ انبوهی که در یک مکانی مجتمعند، می‌گویید: اینها همه مردمانی هستند دارای عقل، دارای ادراک، دارای فهم، دارای شعور؛ ولی اگر درست توجّه کنید، تمامِ این افراد از واحد واحد مرکّب شدند، نظر را روی واحد بیاورید، یکیشان را ببینید. این یک انسان چهل ساله، بیست ساله، پنجاه ساله، که این همه علم دارد، این همه قدرت دارد، این همه فهم دارد، این همه شوکت دارد، این همه تعیّن دارد، هرچه دارد؛ این که اوّل این‌طور نبوده، کم‌کم، خون دل خورده تا این علم را پیدا کرده، خون دل خورده تا پهلوان شده، خون دل خورده تا این تعیّن را به دست آورده، این‌قدر مکتب رفته، کیف را زیر بغل گذاشته، در گِل، در برف، زیر باران، در سرما، در گرما، پُشتِ‌گردنی از معلّم، شب‌هائی پای چراغ نشسته، «بِ» کشیده، «الف» کشیده، «سین» کشیده، تا شده خوشنویس؛ این درایت و فهمِ او یک‌مرتبه به او نرسیده، خیلی زحمت کشیده!

  • اگر انسان بخواهد یک انسان را، از نقطۀ نظر همین معلومات تجزیه و تحلیل کند، و در هر رشتۀ مخصوص مطالعه کند، می‌بیند هر رشتۀ او یک مطالعۀ خیلی خیلی طویلی لازم دارد.

  • نگاهی به سیر تکاملی انسان در بستر تکوین

  • و امّا از نقطه نظر تکوین می‌بینیم که دارای قدرت است، قلبش کار می‌کند، معده‌اش کار می‌کند، کلّیه‌هایش کار می‌کند، کبدش کار می‌کند، سلّول‌های مغزش کار می‌کند، یک نظر اجمالی می‌اندازیم می‌بینیم که الحمد للّه سالم است؛ امّا این سلامت یعنی چه؟ یعنی میلیون‌ها سلّول زنده، میلیون‌ها سلّولِ شاعر و عالِم و مُدرِک و مُوظَّفِ به وظیفۀ خود، که دارای مبدأ و منتهی و مسیر هستند، قوّۀ جاذبه و دافعه دارند، قوّۀ ماسکه و مُغذیه دارند، تمام اینها با هم اجتماع کردند و دست به دست هم دادند در تحت یک روحی که شما می‌گویید: «من». تمام دارند اداره می‌شوند و همۀ اینها مشغول فعّالیّتند تا این انسان را درست کردند.