
همه موجودات عالم هستى آیات پروردگارند
شرح دو برهان قرآنی: حصر صفات کمالیه و آیه بودن تمام موجودات
ارائه دو برهان قرآنی برای اثبات امکان لقاء الله (ملاقات با خدا) موضوع اصلی پنجمین سخنرانی از مجموعۀ تفاسیر آیه نور حضرت علامه سید محمدحسین حسینی طهرانی(رضوان الله علیه) است که در ٢٢ رجب، سال ١٣٩٦ هجری قمری ایراد شده است. برهان اول بر حصر صفات کمالیه در خداوند استوار است. طبق آیات قرآن، صفاتی چون حیات، علم و قدرت منحصراً از آنِ خداست. بنابراین، حیاتی که در مخلوقات دیده میشود، در حقیقت تجلی و ظهور همان حیات واحد الهی است. در نتیجه، مشاهدۀ هر صفت کمالی در عالم، به معنای مشاهدۀ تجلی خداوند است. برهان دوم، تمام موجودات عالم را آیات و آیینههای الهی معرفی میکند. «آیه» چیزی است که از خود هویتی ندارد و تنها «غیر» را نشان میدهد. قرآن آسمان، زمین، انسان و تمام پدیدهها را آیات الهی میداند. بنابراین، نگاه صحیح به عالم (نگاه آینهای) نگریستن به آیینهها برای دیدن صاحب آیینهها، یعنی خداوند است.
همه موجودات عالم هستى آیات پروردگارند
توضیحات:
ارائه دو برهان قرآنی برای اثبات امکان لقاء الله (ملاقات با خدا) موضوع اصلی پنجمین سخنرانی از مجموعۀ تفاسیر آیه نور حضرت علامه سید محمدحسین حسینی طهرانی(رضوان الله علیه) است که در ٢٢ رجب، سال ١٣٩٦ هجری قمری ایراد شده است. برهان اول بر حصر صفات کمالیه در خداوند استوار است. طبق آیات قرآن، صفاتی چون حیات، علم و قدرت منحصراً از آنِ خداست. بنابراین، حیاتی که در مخلوقات دیده میشود، در حقیقت تجلی و ظهور همان حیات واحد الهی است. در نتیجه، مشاهدۀ هر صفت کمالی در عالم، به معنای مشاهدۀ تجلی خداوند است. برهان دوم، تمام موجودات عالم را آیات و آیینههای الهی معرفی میکند. «آیه» چیزی است که از خود هویتی ندارد و تنها «غیر» را نشان میدهد. قرآن آسمان، زمین، انسان و تمام پدیدهها را آیات الهی میداند. بنابراین، نگاه صحیح به عالم (نگاه آینهای) نگریستن به آیینهها برای دیدن صاحب آیینهها، یعنی خداوند است.
همه موجودات عالم هستى آیات پروردگارند
4﴿ٱللَهُ لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ ٱلۡحَيُّ ٱلۡقَيُّومُ﴾ این ﴿ٱلۡحَيُّ﴾ صفت برای ﴿هُوَ﴾ نیست، خبر بعد از خبر است: اللَه الحَیّ؛ ﴿ٱلۡقَيُّومُ﴾ خبر بعد از خبر است: اللَه القَیّوم.
اللَه الحَیّ یعنی چه؟ یعنی خدا فقط زنده است و بس. خوب توجّه کنید! ما مُطَوّل که میخوانیم برای چه میخوانیم؟ اینجا به دردمان میخورد، ”هوَ البَطَلُ المُحامی“ که آنجا خواندیم الف و لامِ البَطَل الف و لامِ جنس است؛ یعنی او فقط شجاع است، جنس شجاعت در اوست، کأنَّهُ در عالم شجاعی نیست جز او. اللَه الحَیّ، الف و لامِ ﴿ٱلۡحَيُّ﴾ الف و لامِ جنس است، یعنی خدا زنده است و بس؛ جنس حیات منحصر است در ذات پروردگار و جنس ﴿ٱلۡحَيُّ﴾ خداست. ﴿ٱلۡقَيُّومُ﴾ یعنی جنس قیّومی که تمام موجودات به او قائمند، خداست.
درحالتیکه ما این حیاتهای بسیار را در این دنیا میبینیم، مرغ زنده است، کبوتر زنده است، گنجشک زنده است، مگس زنده است، پشه زنده است، ماهیهای دریا زندهاند، انسان زنده است، ملائکه زندهاند، جنّ زنده است؛ این زندگیها چیست؟ و حال آنکه خدا میگوید: حیات منحصر در اوست؟
یعنی این حیاتها، حیاتهای اینها نیست، حیات خداست. یک موجود در عالم زنده است و او خداست. و این حیاتها، حیاتهای استعاری و مجازی است. شما بیخود به زید میگویید: زنده، به عمرو میگویید: زنده؛ عمرو مرده است، زید مرده است؛ در مقابلِ حیات پروردگار کسی زنده نیست و این زندگی، زندگی اوست. پس وجود او تمام موجودات را گرفته؛ و تمام موجودات به برکت وجود او حرکت میکنند و زنده شدهاند. پس این زندگی زندگی اوست؛ چشم باز کن و ببین که وجود پروردگار و حیات پروردگار همۀ موجودات را فراگرفته، و هیچ موجودی با وجود او زندگی ندارد؛ زندگی او، زندگی عاریه و زندگی مُستَعار است. پس خدا زنده است و هر موجودی که میبینی و او را تماشا میکنی و او را زنده میبینی، خدا را دیدی که زنده است؛ چون خدا زنده است و غیر از خدا زندگی نیست. این آیۀ قرآن دیگر چه قسم برای ما صریح بیان کند؟!
