پاسخ به تردیدها درباره مرجعیت و علت سخنرانی بدون پرده برای بانوان چیست؟
جدیدسلامعلیکم؛
خواهش میکنم به سؤالاتم سریع پاسخ دهید:
من حدود ۵ سال پیش در کلاسهای […] در شهر… شرکت میکردم، ولی شما را نمیشناختم. همان موقع فهمیدم که بعضی از اعضای کلاس، شما را بهعنوان مرجع تقلید انتخاب کردهاند. حدود ۲ سال پیش که کلاسها منحل شد، خواهرم شروع به گوش کردن سیدیهای شما کرد و چکیدهٔ مطالب را برای من نقل میکرد. چیزهایی که میگفت برایم عقلانی و خوشایند بود و از مرام شما خوشم آمد و شما را بهعنوان مرجع انتخاب کردم.
در آخرین جلسهٔ دیدار (شوال) که در تهران بود، من برای اولین بار آمدم؛ منتها سؤالی که برایم پیش آمد این بود که چرا شما با خانمها در یک جا هستید و از پشت پرده سخنرانی نمیکنید؟ در صورتی که شما صریحاً گفتهاید که مردها از پشت پرده سخنرانی کنند. از خواهرم که پرسیدم، نتوانست دلیل قانعکنندهای بیاورد. او بسیار روی شما تعصب دارد و گفت: «شاید شما به مرحلهای رسیدهاید که میتوانید با زنها رودررو سخنرانی کنید»؛ در صورتی که شما خودتان گفتهاید: «من انسان کاملی نیستم.»
راستش را بخواهید، من در انتخابم بهعنوان مرجع تقلید دچار تردید شدهام؛ چرا که شما خود میگویید کامل نیستم و در مورد رودررو صحبت کردن شما با خانمها قانع نشدم. از همه مهمتر، بهقدری نقلقولها مختلف است که نمیتوانم تشخیص دهم چه کسی درست میگوید؛ چرا که از کسانی در این مکتب که انتظارش را نداشتم، سخنان دروغ شنیدهام. گاهی فکر میکنم حتی شاید شما خود را مرجع تقلید معرفی نکردهاید.
خواهش میکنم این حرفها را به حساب بیاحترامی نگذارید؛ من قصد توهین ندارم. شما بسیار برای من باارزش هستید و من شما را انسانی بسیار بامعلومات میدانم؛ منتها جوان هستم و باید قانع شوم. دوست دارم از خودتان بشنوم: آیا شما خود را مرجع میدانید یا نه؟ آیا من میتوانم به شما رجوع کنم؟ لطفاً در مورد سؤال ابتدای عرایضم نیز پاسخ دهید.
در پایان بگویم، از آنجا که شما را بسیار مهربان و منعطف دیدم و میدانم روح بزرگی دارید، صریح صحبت کردم.
با تشکر.
و امّا اینک پاسخ سؤالات: 1. بنده به هیچوجه خود را به عنوان مرجع معرّفی نکرده و نخواهم کرد. مرجع تقلید را خودِ مقلّد باید تشخیص دهد، نهاینکه او بگوید؛ و تشخیص آن هم ملاکاتی دارد که در سخنرانیها و تألیفاتِ خویش، متذکّر شدهام. 2. و امّا سخنرانیِ حقیر با مخدّرات، باید عرض کنم [که] خودِ بنده نیز مایل به ملاقاتِ رو در رویی با خانمها نیستم؛ ولی از آنجا که مخدّرات، اصرار بر دیدن ما دارند، چارهای جز پذیرفتن ندیدم. 3. در اینکه بنده عرض کردم:«انسانِ کاملی نیستم»، سخن به واقع گفتهام و به حرفها و سخنان سایرین نیز کاری ندارم.
انشاءاللَه موفّق باشید.
