از راز وصایت باطنی علامه طهرانی تا شرط طی اسفار اربعه برای دستگیری در عرفان
جدیداحتراماً مستدعی است پاسخ سؤالات زیر را مرقوم فرمایید:
۱. نظر حضرت علامه طهرانی رضواناللهعلیه در خصوص «رسالهٔ نور الوحده» اثر خواجه حوراء چیست؟
۲. آیا تنها سالکی که اسفار اربعه را طی کرده باشد توانِ دستگیری دارد؟ برای افراد مبتدی چگونه مشخص میشود که یک سالک به مقام «بقاء» رسیده است؟ آیا با استفاده از مفاهیمی که در عرفان نظری مطرح شده است، میتوان این مسئله را تطابق داد و به نتیجه رسید؟
۳. آیا در زمانی که دسترسی به استادِ «کاملِ مکمِّل» در ظاهر ممکن نیست، میتوان در باطن به او توجه نمود؟
۴. حضرت آقای سید هاشم حداد رضواناللهعلیه وصیِ باطنی حضرت آیتالله قاضی قدسسره بودند، اما در وصیتنامهٔ مرحوم قاضی نامی از ایشان به میان نیامده است؛ به این دلیل که وصایتِ ایشان باطنی بوده است. بر همین اساس، آیا نمیتوان معتقد بود که مرحوم علامه طهرانی رضواناللهعلیه نیز وصیِ باطنی دارند که به همین علت گمنام و ناشناختهاند؟
۵. آیا تعصب داشتن به مسئلهٔ توحید و اصل «وحدت الوجود»، و همچنین عدم انکار و ابرازِ آن در میان افراد، از نظر جنابعالی ایرادی دارد؟
۶. چرا سایر شاگردان حضرت آقای حداد رضواناللهعلیه رابطهٔ استاد و شاگردی با مرحوم علامه طهرانی رضواناللهعلیه نداشتند؟ یا شاید هم چنین رابطهای داشتهاند؟!
۷. در کتاب شریف «روح مجرد» مطلبی با این مضمون آمده است که در سفر به همدان و شهر بهار، جناب حداد رضواناللهعلیه فرمودند: «آقای انصاری همدانی اینجا به دنبال من میگشتهاند...» و از این جریان اینگونه نتیجهگیری میشود که مرحوم آیتالله شیخ محمد بهاری مقامات چندانی نداشتهاند ـ البته اگر عین عبارات را نقل نکردهام پوزش میطلبم و امیدوارم دچار اشتباه نشده باشم ـ. توجیه و شرح دقیق این مطلب چیست؟
۸. مرحوم علامه طهرانی رضواناللهعلیه لفظ «امام» را منحصراً برای امام معصوم علیهالسلام به کار میبردند. با این وصف، چرا در قرآن کریم دربارهٔ حاکمان کفر عبارت «أَئِمَّةَ الْكُفْرِ» به کار رفته است؟
از حسن توجه و وقتی که برای پاسخگویی صرف میفرمایید، سپاسگزارم.
یا علی.
