با کینه از مادرشوهر و مخالفت خانواده با رفتارهای دینی چه کنیم؟
جدیدسلامعلیکم؛
آقا، حدود سه سال و شاید قدری بیشتر است که حقیر با این مکتب آشنا شدهام. در یکی از شهرستانها زندگی میکنیم. دیگر به لطف خدا پوشیه میزنم و سعی کردهام ارتباط با نامحرم را هم طبق مسائلی که گفته شده است انجام دهم؛ نه سلام میدهم و در مهمانیها هم جایی که نامحرم باشد نمیروم. دیدارهای نوروز هم همانطور که فرمودید بدعت است، دیگر نمیرویم و... تا جایی که مطلع شدهام و توان دارم عمل میکنم.
ولی آقا، این مسائل هم برای فامیل خودم و هم همسرم غیرقابلقبول و سنگین است و با ما خیلی بدرفتاریها شده است. مادرشوهرم چند مرتبه جلوی همسرم بحث کرد و هرچه دلش خواست به بنده گفت. البته خوب میدانم که رفتار حقیر هم کاملاً صحیح نیست. دفعۀ اول هرچه مادرشوهرم گفت، من هم خواستم دفاع کنم و جواب دادم که اوضاع بدتر شد و خودم هم به خودم گفتم ایکاش سکوت میکردم.
به اصرار همسرم دوباره به منزلشان رفتم. این دفعه هم هرچه خواست گلایه کرد، ولی حقیر سکوت کردم و هیچ نگفتم. از آن روز به بعد، الان حدود دو سال گذشته است و چون همسرم از من میخواهد، به آنجا میروم؛ ولی دیگر نمیتوانم مادرشوهرم را ببخشم و هرچه هم دعا میکنم، کینۀ او از دلم درنمیآید. از او میترسم، واقعاً میترسم! اصلاً دوست ندارم در چشم او نگاه کنم و با او روبهرو شوم. همسرم دوست دارد وقتی او (همسرم) نیست هم به منزل مادرش بروم.
