تقابل «تعبد به نص» و «عقلگرایی»؛ آیا شیعه در برابر روایات، قدرت تفکر خود را تعطیل میکند؟
جدیدمرحوم حضرت علامه طهرانی رضواناللهعلیه در کتاب «ولایت فقیه» (ج ۱، ص ۱۱۸) میفرمایند: «تمام مسائلی که شیعه با عامه از آن زمان تا به حال در آنها اختلاف دارند، فقط به یک اصل برمیگردد؛ اینکه: شیعه متعبد به نص است، ولی آنها از نص تجاوز میکنند و میگویند: ولو اینکه در مسئلهای نص وارد شده و قرآن است، نص است، یا سنت پیغمبر مسلماً آمده است، ولی مصلحت نیست ما طبق آن رفتار کنیم، بلکه ما هم خودمان فکر داریم...»
اینجانب در مقام دفاع از عامه و اهلسنت نیستم، ولی سؤال این است: آیا شیعه که به فرمایش ایشان متعبد به نص است، عقل، فهم و بینش خود را کنار میزند و بدون فهم به سراغ مأمورٌبه میرود و فقط به فکر انجام آن کار است و نه چیز دیگر؟ آیا شیعه در انجام تکالیف خود نباید شرایط، ظروف و مصالح عرفیه و عقلیه را لحاظ کند؟
به عبارت دیگر، در چه مواردی انسان باید با سؤال و تفکر به دنبال انجام عمل باشد و اگر در نظرش وقفهای آمد، متوقف شود؟ و در چه مواردی باید فوراً به انجام آن مبادرت نماید؟
باید از عامّه سؤال شود شما که علی علیهالسلام را کنار گذاشتید و به ابوبکر و سایرین اقتداء نمودید به چه ملاک عقلی این عمل را انجام دادید؟ آیا تبعیّت عامّه از فردی که خود بارها در زمان حیاتش اعتراف میکند: «لولا علی لهلک عمر» یک عمل خلاف عقل نیست؟
