
اهمیت عمل بر اساس ظاهر
و مضرّات استفادۀ همیشگی از راههای غیر عادی
حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در این گفتار به لزوم عمل بر اساس ظواهر عالم ماده، پرداخته و استفاده از طرق غیر عادی و علوم غریبه را در حل مشکلات، از موانع رشد سالک میدانند. ایشان در ابتدا به مسئلۀ عدم اعتماد به مکاشفات و شهودات میپردازند و در ادامه، به مضرّات استفاده از طرق غیر معمول در حل مشکلات اشاره مینمایند و با ذکر حکایاتی از بزرگان، از جمله علامه طهرانی در خصوص احضار ارواح و مرحوم حاج هادی ابهری، شواهدی از این مسئله را بیان میفرمایند. مرحوم استاد دلیل ناراحتی انسانها را نسبت به مشکلات پیش آمده در مسیر زندگی، کوتهبینی و عدم توجه به مجموعه نظام عالم خلقت بشمار میآورند و وظیفه سالکان راه خدا را طی طریق از مسیر عادی زندگی میدانند.
اهمیت عمل بر اساس ظاهر
توضیحات:
حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در این گفتار به لزوم عمل بر اساس ظواهر عالم ماده، پرداخته و استفاده از طرق غیر عادی و علوم غریبه را در حل مشکلات، از موانع رشد سالک میدانند. ایشان در ابتدا به مسئلۀ عدم اعتماد به مکاشفات و شهودات میپردازند و در ادامه، به مضرّات استفاده از طرق غیر معمول در حل مشکلات اشاره مینمایند و با ذکر حکایاتی از بزرگان، از جمله علامه طهرانی در خصوص احضار ارواح و مرحوم حاج هادی ابهری، شواهدی از این مسئله را بیان میفرمایند. مرحوم استاد دلیل ناراحتی انسانها را نسبت به مشکلات پیش آمده در مسیر زندگی، کوتهبینی و عدم توجه به مجموعه نظام عالم خلقت بشمار میآورند و وظیفه سالکان راه خدا را طی طریق از مسیر عادی زندگی میدانند.
اهمیت عمل بر اساس ظاهر
5کیفیت برخورد علامه طهرانی با خبر درگذشت مرحوم حداد
در جریان فوت مرحوم آقای حداد ـ این قضیه در دوازدهم رمضان اتفاق افتاد ـ ما آن موقع پیش ایشان بودیم. ابداً و ابداً ما در حالات ایشان در آن روز و روزهای بعد و روزهای قبل هیچ نوع تغییر و تبدّل و تحولی مشاهده نکردیم؛ یعنی ما که فرزند ایشان بودیم و حشر و نشری داشتیم. بالأخره یک همچنین وضعیتی، خیلی ابلهانه است که انسان بگوید که هیچ مطلبی نبوده و خبری نبوده و اطلاعی نبوده است! یک چیز خیلی فکاهی و خندهدار به نظر میرسد! ولی ابداً ما این مسئله را هیچ تغییری، تحولی، اشارهای، کنایهای [ندیدیم]. درحالی که نسبت به خیلی از افراد خیلی پایینتر از اینها، ما [این چیزها] را میبینیم؛ بروزات، ظهورات، اِخبار و امثال ذلک را مشاهده میکنیم.
محرم آن سال من پیش ایشان بودم، به مشهد آمده بودم. همان سالی بود که ما دیگر به مشهد هجرت کردیم و قم نبودیم؛ مسائلی اتفاق افتاده بود و اینها، که دیگر ما بهطور کلی به مشهد هجرت کرده بودیم. همان روز اوّل محرم، یک نامهای صبح، به دستشان رسید که در آن نامه، یکی از دوستانشان که در ایران نبودند، برای ایشان نوشتند که بله، استادشان به رحمت خدا رفته است. و این مسئله در ماه رمضان بوده است. البتّه تاریخ دقیقش را او ننوشته بود، بعداً مطلع شدیم که دوازدهم ماه رمضان بوده است.
وقتی این نامه به دستشان میرسد، ایشان حالشان عوض میشود! اصلاً ایشان آن روز عجیب بود، وضعیت دیگری داشت! تا دو سه روز، اصلا بهطور کلی مشخص بود که این نامه یک تأثیری در حال روحی گذاشته است. حالا از ماه رمضان چند ماه گذشته است؟ رمضان، شوال، ذی القعده و ذی الحجه، چهار ماه گذشته و در این چهار ماه هیچ اثری میگویم که ندیدیم. بیاطلاعی از این قضیّه، میگویم اَشبه به فکاهی است. چون برای اینگونه افراد [بیاطلاعی معنا ندارد] و دلیل بر این مسئله این است که، وقتی در همان روزها یک شخصی از افرادی که او هم دارای بعضی از شهودات بود خدمت ایشان آمده بود و گفته بود که: «حالا این نامهای که آمده صحیح است؟!» ـ الآن هم آن فرد زنده است و معمّم است ـ میگفت: «صحیح است یا اینکه اشتباه شده است؟!» ایشان فرمودند: «نهخیر، صحیح است و همینطور هم هست». خب اینکه الآن ایشان میگوید: «مطلب همینطور است.» یعنی آن موقع هم میدانسته که همینطور است دیگر! و الا به این نامه که [نمیشود استناد کرد] و در حالی که خود آن شخصی هم که نامه را داده او هم بر اساس مسموعات خودش این نامه را خدمت ایشان داده است و الاّ در آن زمان، خود او که در عراق نبوده است.
