
اهمیت عمل بر اساس ظاهر
و مضرّات استفادۀ همیشگی از راههای غیر عادی
حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در این گفتار به لزوم عمل بر اساس ظواهر عالم ماده، پرداخته و استفاده از طرق غیر عادی و علوم غریبه را در حل مشکلات، از موانع رشد سالک میدانند. ایشان در ابتدا به مسئلۀ عدم اعتماد به مکاشفات و شهودات میپردازند و در ادامه، به مضرّات استفاده از طرق غیر معمول در حل مشکلات اشاره مینمایند و با ذکر حکایاتی از بزرگان، از جمله علامه طهرانی در خصوص احضار ارواح و مرحوم حاج هادی ابهری، شواهدی از این مسئله را بیان میفرمایند. مرحوم استاد دلیل ناراحتی انسانها را نسبت به مشکلات پیش آمده در مسیر زندگی، کوتهبینی و عدم توجه به مجموعه نظام عالم خلقت بشمار میآورند و وظیفه سالکان راه خدا را طی طریق از مسیر عادی زندگی میدانند.
اهمیت عمل بر اساس ظاهر
توضیحات:
حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در این گفتار به لزوم عمل بر اساس ظواهر عالم ماده، پرداخته و استفاده از طرق غیر عادی و علوم غریبه را در حل مشکلات، از موانع رشد سالک میدانند. ایشان در ابتدا به مسئلۀ عدم اعتماد به مکاشفات و شهودات میپردازند و در ادامه، به مضرّات استفاده از طرق غیر معمول در حل مشکلات اشاره مینمایند و با ذکر حکایاتی از بزرگان، از جمله علامه طهرانی در خصوص احضار ارواح و مرحوم حاج هادی ابهری، شواهدی از این مسئله را بیان میفرمایند. مرحوم استاد دلیل ناراحتی انسانها را نسبت به مشکلات پیش آمده در مسیر زندگی، کوتهبینی و عدم توجه به مجموعه نظام عالم خلقت بشمار میآورند و وظیفه سالکان راه خدا را طی طریق از مسیر عادی زندگی میدانند.
اهمیت عمل بر اساس ظاهر
2اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرّحمٰن الرّحیم
الحمد لله رب العالمین و صلّی الله علی سیّدنا و نبیّنا أبی القاسم محمّد
و علی آله الطّیّبین الطّاهرین و اللعنة علی أعدائهم أجمعین
وظیفه سالک، عمل بر طبق تکلیف به مقتضای ظاهر
تلمیذ: «فلانی زنگ زده گفت ما چه کار کنیم؟ هرجا میرویم، حالا که اینجا هم آمدهایم جواب نمیدهند.»
استاد: بگویید برای سلوک شما خوب است! خیلی چیزها در جواب ندادن حل میشود؛ نه در جواب دادن!
الان که میآمدیم یک صحبتی بود که یک بنده خدایی با شخصی تماس گرفته بود؛ از دوستان [هست] و جلسات عنوان بصری هم ظاهرا میآید و گفته بوده که یک مشاهدهای، یک کشفی و یک چیزی داشته باشیم؛ یک مشکلی ما داریم. ظاهراً پدرش به رحمت خدا رفته ـ مثل اینکه اموال زیادی هم داشته، خیلی مرد متمولی بوده است ـ و این اقوامشان و اینها باهم چه (تبانی) کردند و خلاصه او را از ارث و از رسیدن به حقوق و اینها محروم کردند. حالا دنبال این میگشت که به طریق غیرعادی، حالا شهودی، مکاشفهای، چیزی و حتی خوابی، پدرش را ببیند و خلاصه کیفیّت حلّ مشکل را، از او سؤال کند که چطوری به اموالش برسد؟! و خلاصه دست به دامان رفقا شده بود که ببیند آنها یا که ما چیزی در این چنتهمان هست، که این راهی به این قضیّه پیدا بکند یا نه؟
من عرض کردم که به او بگویید که آنچه که ما وظیفه داریم، عمل کردن بر طبق تکلیف به مقتضای اقتضای ظاهر است و غیر از این وظیفهای نداریم. و آنچه که در این عالم اتفاق میافتد، بیحساب نیست و ما حساب مسائل آن دنیا را با مسائل این دنیا نباید جدا بدانیم و نباید اینها را به دو قسم تقسیم کنیم. اشتباهی که ما و خیلیها میکنیم این است که مسائلی که در این دنیا میگذرد را یک پرونده خاصی برایش تشکیل میدهند و گویا خارج از اراده و مشیت خدا در عالم واقع میپندارند و برای آنچه که در آنجا است ـ حالا اطّلاع بر غیب باشد، عالم برزخ، مثال و... ـ آنچه را که خارج از این محیط ظاهر و ترتیب علل و اسباب ظاهری است برای آن حساب دیگری قرار میدهند و میخواهند از این ظاهر عبور کنند و به آن باطن برسند؛ یعنی از این ظاهر به تحقق آن مسائل باطن، در ظاهر برسند!
