اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

سرّ شهادت حضرت علی اصغر وتفاوت واقعه عاشورا با سائر وقائع

سند حقانیت عاشورا

16٬573
جلسات

سرّ حقیقت شهادت حضرت علی‌اصغر (ع) به عنوان سند حقانیت عاشورا و وجوه تمایز واقعه عاشورا با سایر نبردهای صدر اسلام، موضوعی است که حضرت آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس سرّه)، در این سخنرانی ارزشمند به تبیین آن می‌پردازند. ایشان با تأکید بر غیرعادی بودن شهادت حضرت علی اصغر، آن را به عنوان نقطۀ محوری و مرز حق و باطل در عاشورا معرفی می‌کنند که هیچ جای شبهه و توجیهی برای منکران باقی نمی‌گذارد. برخلاف جنگ‌هایی چون بدر، احد و صفین که تعلقات دنیوی و ناخالصی‌هایی در برخی افراد وجود داشت، حضرت استاد تبیین می‌کنند که در واقعه عاشورا حتی یک سر سوزن ناخالصی در یاران امام حسین (ع) وجود نداشت. این خلوص و مقام تسلیم اصحاب امام حسین (ع) تا جایی بود که هیچ تحولی در شرایط نمی‌توانست در اراده و معرفت آنها خللی وارد کند. سخنرانی همچنین به نقد کسانی می‌پردازد که با نگاهی سطحی، افراد عادی را به مقام والای اصحاب خاص امام (ع) مانند حبیب بن مظاهر و حضرت علی‌اکبر (ع) تشبیه می‌کنند و بر ضرورت معرفت به حق ائمه و بزرگان دین در زیارت و درک مقامشان تأکید می‌کند

سرّ شهادت حضرت علی اصغر وتفاوت واقعه عاشورا با سائر وقائع

توضیحات:

سرّ حقیقت شهادت حضرت علی‌اصغر (ع) به عنوان سند حقانیت عاشورا و وجوه تمایز واقعه عاشورا با سایر نبردهای صدر اسلام، موضوعی است که حضرت آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس سرّه)، در این سخنرانی ارزشمند به تبیین آن می‌پردازند. ایشان با تأکید بر غیرعادی بودن شهادت حضرت علی اصغر، آن را به عنوان نقطۀ محوری و مرز حق و باطل در عاشورا معرفی می‌کنند که هیچ جای شبهه و توجیهی برای منکران باقی نمی‌گذارد. برخلاف جنگ‌هایی چون بدر، احد و صفین که تعلقات دنیوی و ناخالصی‌هایی در برخی افراد وجود داشت، حضرت استاد تبیین می‌کنند که در واقعه عاشورا حتی یک سر سوزن ناخالصی در یاران امام حسین (ع) وجود نداشت. این خلوص و مقام تسلیم اصحاب امام حسین (ع) تا جایی بود که هیچ تحولی در شرایط نمی‌توانست در اراده و معرفت آنها خللی وارد کند. سخنرانی همچنین به نقد کسانی می‌پردازد که با نگاهی سطحی، افراد عادی را به مقام والای اصحاب خاص امام (ع) مانند حبیب بن مظاهر و حضرت علی‌اکبر (ع) تشبیه می‌کنند و بر ضرورت معرفت به حق ائمه و بزرگان دین در زیارت و درک مقامشان تأکید می‌کند

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

سرّ شهادت حضرت علی اصغر وتفاوت واقعه عاشورا با سائر وقائع

2
  •  

  •  

  • أعوذ باللَه من الشّیطان الرّجیم‌

  • بِسمِ اللَه الرَّحمَنِ الرَّحِیم‌

  • الحَمدُ لِلّه ربِّ العالَمینَ

  • و الصّلاةُ و السّلامُ علیٰ سیّدِنا و نبیِّنا أبی‌القاسمِ محمَّدٍ

  • و علیٰ آلِهِ الطیّبین الطّاهرین

  • و اللعنةُ علیٰ أعدائِهم أجمَعینَ‌

  •  

  • در همان سالی که رفتیم من هفده سالم بود. ـ هنوز هفده سالم نشده بود ـ که مکّه و بعد هم کربلا مشرف شدیم، تا الآن دیگر من عاشورا در آنجا نبودم. خیلی فضای عجیبی در آنجا است؛ انسان بعینه مشاهده می‌کند که یا باید این‌طرفی باشد یا آن‌طرفی! قضیه بین بین ندارد. یعنی عجیب فضایی است که آدم دیگر نمی‌تواند خودش را گول بزند؛ نمی‌تواند برای خودش محمل بچیند؛ یعنی کاملا مسائل یعنی دیگر انسان را می‌گذارند و می‌گویند یا این‌طرف خط یا آن‌طرف باش دیگر؛حالا خودت حسابت را برس و ببین که چه خبر است.

  • جریان غیر عادی شهادت حضرت علی اصغر 

  • یک قضیّه‌ای که خیلی آنجا قضیۀ [عجیبی] بود و فکر ما را گرفته بود داستان حضرت علی اصغر بود؛ خیلی برای من این قضیّه عجیب بود؛ که آخر این چه داستانی است، آخر چیست؟! نمی‌شود عادی باشد، نمی‌تواند مسئله عادی باشد!

  • خب حضرت اباالفضل جای خودش را دارد، امام حسین جای خودش را دارد همۀ اینها جای خودشان را دارند؛ آمدند، بزرگ بودند، جنگ کردند، شهید شدند بالاخره، این قضیۀ حضرت علی اصغر که همان عبدالله رضیع بوده، ‌آنجا هم یک تابلوی بسیار بزرگی کنار همان درب ورودی حرم سیّدالشّهدا گذاشته بودند و خیلی هم [عجیب] بود بله آن حضرت و تیری که آمده بود! من همین‌طور در فکرم بود با خودم فکر می‌کردم که این مسئلۀ حضرت علی اصغر، عبدالله رضیع این چه داستانی هست؟! 

  • سرّ تفاوت عاشورا با بدر و احد

  • عاشورا، سر سوزنش روی حساب بوده؛ قدم به قدمش روی حساب بوده! همین‌طور گتره نبوده. قضیۀ عاشورا همان‌طور که قبلاً گفتم با بقیّۀ جنگ‌های ائمّه و اینها حتّی رسول‌الله فرق دارد.

  • در آن جاها قاطی بوده، در جنگ صفین قاطی بوده در جنگ‌های بدر و احد قاطی بوده، آنهایی که با پیغمبر در جنگ‌هایش شرکت می‌کردند قاطی داشتند اگر قاطی نداشتند که در أحد شکست نمی‌خوردند! پیغمبر می‌گوید: «شما پنجاه نفر آن بالا بمانید» تا چشمشان به هزیمت آن لشکر کفر و آن غنائم می‌افتد چهل نفرشان پایین می‌آیند و یازده نفر می‌مانند و خالد بن ولید با پانصد نفر می‌آید و آن یازده نفر را شهید می‌کند؛ با پانصد نفر یا به قولی پنجاه نفرـ چون من اینجا گفتم پانصد نفر آقا شیخ گفته بود نه من پنجاه نفر دیدم؛ علی کل حال ـ می‌آیند دور می‌زنند و آنها را از بین می‌برند و آن جریان عجیب خود پیغمبر پیش می‌آید و خلاصه آن قضایا.1 همه‌ آن به‌خاطر چه بود؟ به‌خاطر ناخالصی بود دیگر؛ اگر آنها سرجایشان می‌ایستادند، به این غنائم توجه نمی‌کردند، غنائم یعنی دنیا دیگر! کلام پیغمبر را کنار می‌گذارند! آن دو مثقال طلا و نقرۀ دنیا را، آنها را می‌آیند و ترجیح می‌دهند. پس ناخالصی بوده، در جنگ أحد هم ناخالصی بوده، در جنگ بدر هم ناخالصی بوده، در همۀ جنگها ناخالصی بوده.

    1. . رجوع شود به المغازی، واقدی، ج 1، ص 224 ـ 230.
/ 380