اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

ضرورت نشر آثار علّامه طهرانی قدّس الله سرّه

و افشای سرّی از اواخر عمر علّامه

14٬819

در این گفتار مرحوم آیة الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه به تبیین اهمیت و ارزش انتشار آثار و مبانی مکتب عرفانی حضرت علّامه طهرانی پرداخته‌اند. حضرت استاد علت اهتمام‌شان به نشر آثار برجامانده از علامه طهرانی را عمومیت و شمول کلام ایشان برای همه مردم دنیا و مایه هدایت آنان و از سوی دیگر پخش مطالب خلاف یا کذب در باره مبانی علامه برمی‌شمارند. در بخش دیگری از این جلسه استاد حسینی طهرانی به نکته مهمی اشاره می‌نمایند و آن عنایت خاصه حضرت بقیة الله ارواحنا فداه نسبت به آثار علامه طهرانی می‌باشد. در پایان حضرت استاد پرداختن به نشر آثار بزرگان را تبعیت و پیروی از مسیر آنان دانسته و افراد را به اهتمام نسبت به این امر ترغیب می‌نمایند.

ضرورت نشر آثار علّامه طهرانی قدّس الله سرّه

توضیحات:

در این گفتار مرحوم آیة الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه به تبیین اهمیت و ارزش انتشار آثار و مبانی مکتب عرفانی حضرت علّامه طهرانی پرداخته‌اند. حضرت استاد علت اهتمام‌شان به نشر آثار برجامانده از علامه طهرانی را عمومیت و شمول کلام ایشان برای همه مردم دنیا و مایه هدایت آنان و از سوی دیگر پخش مطالب خلاف یا کذب در باره مبانی علامه برمی‌شمارند. در بخش دیگری از این جلسه استاد حسینی طهرانی به نکته مهمی اشاره می‌نمایند و آن عنایت خاصه حضرت بقیة الله ارواحنا فداه نسبت به آثار علامه طهرانی می‌باشد. در پایان حضرت استاد پرداختن به نشر آثار بزرگان را تبعیت و پیروی از مسیر آنان دانسته و افراد را به اهتمام نسبت به این امر ترغیب می‌نمایند.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

ضرورت نشر آثار علّامه طهرانی قدّس الله سرّه

9
  • مشخص است که یک دست غیبی این جریانات را به‌وجود می‌آورد تا افکار را، باورهای ذخیره شده و سفت شده در دل‌ها را ـ که به باطل آن باورها انباشته و دِپو شده ـ یکی یکی آنها را بیرون می‌کشاند. یکی یکی آنها را باز می‌کند. مردم نمی‌توانند که چشمشان را ببندند و چیزی را نبینند. باید یک چیزی ببینند دیگر، تا نبینند که نمی‌شود، تا لمس نکنند که نمی‌شود، تا با چشم خود ـ این دوتا چشم ـ نبینند پس چطور یک باور عوض شود؟!

  • یکی از رفقا که ظاهراً اینجا نیست تعریف می‌کرد می‌گفت مدت‌ها پیش سال‌ها پیش ـ ده پانزده سال پیش ـ با افراد خانواده‌اش نسبت به این مبانی که خودش از طرف ما مطرح می‌کرده است، آنها در تدافع و جر و بحث بودند و قبول نمی‌کردند. [می‌گفتند:] شما جدا هستید. شما دیدگاه جدا دارید. شما اسلام‌تان فرق می‌کند شما فلان هستید.

  • خیلی خب باشد، اسلام هم مال شما، اصلاً همه‌اش برای شما، اصلاً ما نامسلمان!

  • گر مسلمانی از اینست که حافظ دارد***آه اگر از پس امروز بود فردایی1
  • گفتم همه آن (اسلام) برای شما. [این قضیه] گذشت. [به آن رفیق] گفتم: کاری نکن خودشان می‌فهمند. گذشت گذشت تا سه چهار سال پیش؛ آقا اینها که این‌طوری بودند، صد و هشتاد درجه، نه نود درجه [برگشتند]؛ یعنی این صد و هشتاد درجه برگشت، آمد. حالا می‌گویند: شما چطور پانزده سال پیش اینها را می‌دانستید؟ می‌گفت: «چطور اینها را می‌دانستید؟!» بالأخره چطور باید یک باور تصحیح بشود؟ می‌گوید: چطور شما پانزده سال پیش این حرف‌ها را می‌زدید؟ با اینکه اینها افراد عادیی نبودند، همه تحصیل کرده [بودند] منتها خب یک باورهایی داشتند. بالأخره هر کسی یک باورهایی دارد. چطور باید این باور تصحیح بشود؟ باید یک چیزی ببیند! خودش که علم غیب ندارد، بعد هم در کله‌اش این را فرو کرده‌اند. برای تغییرش باید یک قضایای ببیند، باید یک مسائلی را ببیند، باید با یک جریاناتی برخورد کند تا کم‌کم کم‌کم [متوجه بشود که] پس این حرف‌ها که به ما می‌گفتند چه بود؟ این قضیّه چه بود؟ آن‌وقت ما می‌بینیم اینکه مرحوم آقا به ما می‌گفتند: «همین‌جا بنشینید و از جایتان تکان نخورید» قضیّه چه بوده است!!

    1. . دیوان حافظ (قزوینی)، غزل 490.
/ 380