
ضرورت نشر آثار علّامه طهرانی قدّس الله سرّه
و افشای سرّی از اواخر عمر علّامه
در این گفتار مرحوم آیة الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه به تبیین اهمیت و ارزش انتشار آثار و مبانی مکتب عرفانی حضرت علّامه طهرانی پرداختهاند. حضرت استاد علت اهتمامشان به نشر آثار برجامانده از علامه طهرانی را عمومیت و شمول کلام ایشان برای همه مردم دنیا و مایه هدایت آنان و از سوی دیگر پخش مطالب خلاف یا کذب در باره مبانی علامه برمیشمارند. در بخش دیگری از این جلسه استاد حسینی طهرانی به نکته مهمی اشاره مینمایند و آن عنایت خاصه حضرت بقیة الله ارواحنا فداه نسبت به آثار علامه طهرانی میباشد. در پایان حضرت استاد پرداختن به نشر آثار بزرگان را تبعیت و پیروی از مسیر آنان دانسته و افراد را به اهتمام نسبت به این امر ترغیب مینمایند.
ضرورت نشر آثار علّامه طهرانی قدّس الله سرّه
توضیحات:
در این گفتار مرحوم آیة الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه به تبیین اهمیت و ارزش انتشار آثار و مبانی مکتب عرفانی حضرت علّامه طهرانی پرداختهاند. حضرت استاد علت اهتمامشان به نشر آثار برجامانده از علامه طهرانی را عمومیت و شمول کلام ایشان برای همه مردم دنیا و مایه هدایت آنان و از سوی دیگر پخش مطالب خلاف یا کذب در باره مبانی علامه برمیشمارند. در بخش دیگری از این جلسه استاد حسینی طهرانی به نکته مهمی اشاره مینمایند و آن عنایت خاصه حضرت بقیة الله ارواحنا فداه نسبت به آثار علامه طهرانی میباشد. در پایان حضرت استاد پرداختن به نشر آثار بزرگان را تبعیت و پیروی از مسیر آنان دانسته و افراد را به اهتمام نسبت به این امر ترغیب مینمایند.
ضرورت نشر آثار علّامه طهرانی قدّس الله سرّه
3پخش مطالب خلاف در بارۀ مبانی علامه
یکی از افراد برای بنده یک ایمیلی فرستاده بود ـ همین چندی پیش هم بود ـ که «آقا این جلد سوم اسرار ملکوت که درآمده، شما تکلیف را از گردن ما برداشتید. چون بنده میخواستم بیایم و راجع به یک نوشتهای که درآمده، نقدی یک مقاله مفصل بنویسم؛ [چون] من وقتی این کتاب را خواندم دیدم این کتاب با مبانی مرحوم آقا مخالف است.» البتّه بنده اصلاً این شخص را نمیشناختم و میگفت: شما بنده را نمیشناسید. ولی از قلمش معلوم بود که فرد اهل اطلاعی است. قلمش تقریباً قلم پختهای بود و گفت: شما بنده را ندیدهاید، فقط میخواستم خدمت شما اطّلاع بدهم. و میگفت: «رفتم این مسئله را با آنها مطرح کردم که این کتابی که شما درآوردی که روش و مطالب ایشان که این نبوده است. سخنانی که ما از ایشان شنیدم که این مطالبی که شما در اینجا گفتید این نبوده است.»
من در این نوشتجات خیلی مطالب اشتباه میبینم. بنده فرزند ایشان هستم، کسی نمیتواند ادعا کند من بیاطلاع هستم. کسی نمیتواند بگوید بنده از مبانی ایشان خبر ندارم. پسر دوّم ایشان هستم. همیشه همراه ایشان بودم، در سفر و حضر من با ایشان بودم. در خانه و بیمارستان بنده با ایشان بودم و خلاصه وقتی که مطالعه میکنم میبینم مطالب خلاف است، انحراف است، دورغ است؛ که یک قسمتش را هم بنده در یک مقدمه برای مطلع انوار یادآوری کردم1 و میبینم که برخلاف مرام ایشان مطالب دارد پخش میشود. با چشمم میبینم، خب چه کنیم، پخش میشود دیگر!
آن شخص میگفت: «آنها گفتند که آن مطالبت را بنویس که ما مطالب را جواب بدهیم.»
جواب! چه جواب بدهیم؟! دورغ دارید مینویسید جواب چه را میخواهید بدهید؟! دورغ که جواب ندارد! بعد میگفت: وقتی که این جلد سوم اسرار ملکوت شما را خواندم، دیدم تمام اشکالات من را شما اینجا آوردید. به آنها گفتم:که همان جلد سوم کتاب ایشان این صحبت من است میخواهید جواب بدهید، بروید به این جلد سوم جواب بدهید.
- . رجوع شود به مطلع انوار، ج 1، ص 31 ـ 33.
