فرمایشات حضرت آیت اللَه حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی حفظه اللَه در جمع محققین مجمع تحقیق و نشر آثار حضرت علامه طهرانی رضوان اللَه علیه پیرامون اخلاص در عمل
اخلاص در عمل (مجمع تحقیق)
توضیحات:
فرمایشات حضرت آیت اللَه حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی حفظه اللَه در جمع محققین مجمع تحقیق و نشر آثار حضرت علامه طهرانی رضوان اللَه علیه پیرامون اخلاص در عمل
اخلاص در عمل (مجمع تحقیق)
3افتادند، این مال چیست؟ مال این كه خب عمل نمیكنند وقتی عمل نمیكنند خب همین طور انسان زاویه پیدا میكند. اوّل انحراف دو درجه است، اگر تصحیح مسیر نكند زاویه پیدا میكند.
وقتی یك هواپیمایی از یك نقطه حركت میكند میخواهد پنج شش ساعت، ده ساعت طی كند برود در جایی؛ از آن اوّل مسیر خودش را باید مشخّص كند، دقّت به خرج بدهد، در هر آن باید اصلاح مسیر كند با دستگاههای مختلف، اگر یك زاویه كم پیدا كند به جای این كه برود به یك شهر به یك قارّه دیگر میرود نه به یك شهر دیگر، چون همین طور این زاویه زیاد میشود، ما باید مرتّب مسیری كه میرویم چك كنیم ببینیم آیا آن چه را كه داریم انجام میدهیم مطابق هست یا نیست؟
در این مسائلی كه اخیراً پیدا شد در بین خود ما و من مجبور شدم كه آن عمل جرّاحی را انجام بدهم، روی این قضّیه و به خاطر همین بود، به خاطر همین بود كه این مسیر در ابتدا وقتی كه شخص دارد میآید با یك حال و هوایی میآید، با یك صفایی میآید، با یك برداشتی میآید، اگر در مسیری كه اتخاذ میكند، دائماً چك نكند خودش را و چك نشود و متوجّه نشود، كمكم كمكم ذهنیتّها، بدآموزیها، ارائه راهها و راهكارهای غلط دعوت به خودها، خودمحوریها، خود را تافته جدا بافته از دیگران دانستن كمكم باعث میشود كه آن خصوصیات اوّلش را هم از دست میدهد. ای كاش در همان اوصاف و در همان نعوت ابتدائیه باقی بود.
مرحوم آقا میفرمودند: افرادی كه وارد سلوك میشوند و نمیتوانند خود را اصلاح كنند مانند تخممرغی میماند كه این تخممرغ ابتدا وقتی از مرغ درمیآید میشود او را خورد، میشود استفاده كرد یا میشود گذاشت زیر مرغ، در دستگاه تبدیل به جوجه بشود. اگر این تخممرغ را شما گذاشتی زیر مرغ، هنوز به حدّ كمال نرسیده بردارید یا شرایط شرایط نامناسبی باشد، این تخممرغ گندیده میشود، نه میشود او را خورد نه تبدیل به جوجه میشود. هیچی، اصلًا خراب میشود باید بیاندازید دور، متعفّن میشود. بوی تعفّن این افراد همه جا را میگیرد، این برای چیست؟ به خاطر این كه راهی را كه انتخاب شده نرفتند. به تذكّرهایی كه گفته شده عمل نكردند. به گوشزدهایی كه مرتّب توسّط افراد داده میشد توجّه نكردند. كلّه را انداختند پایین، همین را كه هست میرود جلو. معلوم نیست قضّیه به كجا میرسد! كار به جایی میرسد كه انسان آن اعمال را حتّی از لاتها توقّعش را ندارد، چه برسد به آنهایی كه مدعّی هستند! درست؟! این به خاطر چیست؟!

