
دیدگاه اولیاء الهی نسبت به مساله مرجعیّت
اسفار درس 598 : دیدگاه اولیاء الهی نسبت به مساله مرجعیّت -
دیدگاه اولیاء الهی نسبت به مساله مرجعیّت
توضیحات:
اسفار درس 598 : دیدگاه اولیاء الهی نسبت به مساله مرجعیّت -
دیدگاه اولیاء الهی نسبت به مساله مرجعیّت
6تفاوت سیرۀ عملی بزرگانی چون مرحوم قاضی با سایر افراد
حالا نگاه میكنی تكالُب1 بر دنیاست آقا! این حرفها شده تكالُب بر متاع، [تكالُب] بر جیفه! من این مطالبی که میگویم، از خود نمیگویم ها! تعبیراتی است که از بزرگان شنیدم، دارم به شما میگویم؛ یعنی تبدیل به جیفه شده است. از كجا به كجا [رسیدیم]! لذاست [که] میگویم [اگر] بگوییم «بین مشرق و مغرب»، اصلاً تعبیر نارسایی است. «بین زمین و آسمان» [تعبیر نارسایی است]. [بلکه] اصلاً فرق بین مردار و حی [است]. بگوییم فرق این [است؛ یعنی] بین مردار متعفّن و موجود حی زنده.
اینها چیزهایی است كه [بزرگان] اینها را برای ما نوشتهاند. وإلّا قبلیها خب انجام دادند و رفتند دیگر! قبلیها خب كار خودشان را كردند. لذا مرحوم آقا هم نوشتهاند كه اینها برای ما عبرت است و ما باید بدانیم؛ وضعیت را بدانیم. آنوقت ما باید ببینیم كه در همین مجامع علمی و حوزههای علمی که افراد آنچنانی بودند، افرادی هم سر و پا افتاده مثل مرحوم قاضی، مثل شاگردانش و علامه طباطباییها، مثل آقا شیخ محمّد تقی آملیها، مثل بزرگانی [چون] آقا سید حسن مسقطیها و آقا سید احمد کشمیریها [هم بودند]. اینها سرشان را پایین میانداختند و میآمدند و میرفتند. كار خودشان را هم در همین اوضاع و احوال میكردند. به کسی هم کاری نداشتند. همین مرحوم قاضی مگر درس خارج نداشت؟! درس خارج فقه داشت. آدمی نبودند كه بروند بنشینند كنار و فقط نگاه كنند، نه! درس خارج داشت. صاف میگفت: «هر كه هم میآید، بیاید بسم اللّه!» اینطوری نبودند كه راه ندهند و در را ببندند و قضیه یواشكی و فلان [بوده] باشد. [نکته اینجاست که] كسی نمیآمد، خب به جهنم! نیاید! [مرحوم قاضی] میآمد و آن فقهی را كه امام صادق علیهالسلام در مدینه درس میداد، در نجف میگفت؛ آن فقه را میآمد میگفت. آن فقهی را كه امام صادق و امام باقر میگفت را میآمد برای چه کسی [میگفت]؟ برای چند نفری كه در آن جا بودند. میگفتند [که] آقا فقه میخواهیم بشنویم حالا این [فقه.] این روش ایشان [بود] و آن را هم ما از پای منقل نیاوردهایم! پدرمان درآمده! از بقیه هم بیشتر كار كردیم و یک جاهای دیگر هم اطلاع پیدا کردیم بسیار خوب؛ حالا نتیجهاش این چیزها و این كیفیت و این مسئله است. و بعد همانها منتقل میشود به علاّمه طباطباییها و همانها منتقل میشود به مرحوم آقا و اینها. لذا ما احساس میكنیم كه آنجا یک خبرهایی دیگر است؛ وإلا بقیۀ جاها را آدم نگاه میکند واقعاً [تعجب میکند].
- لغتنامۀ دهخدا: «شدید شدن حرص مردم بر دنیا چنانکه سگان را.»
