
دیدگاه اولیاء الهی نسبت به مساله مرجعیّت
اسفار درس 598 : دیدگاه اولیاء الهی نسبت به مساله مرجعیّت -
دیدگاه اولیاء الهی نسبت به مساله مرجعیّت
توضیحات:
اسفار درس 598 : دیدگاه اولیاء الهی نسبت به مساله مرجعیّت -
دیدگاه اولیاء الهی نسبت به مساله مرجعیّت
4این صورتِ منكشفه، صورت شیطانی است! صورت رحمانی نیست. خب ما مسئله را فرض بر این میگذاریم [که] صورت، صورت رحمانی بوده و حضرت این مسئله را گفتهاند؛ بسیار خوب، تمام شد؛ خود ایشان هم پشتش را دارد؛ [یعنی] اگر او گفته، پشتش را هم دارد. وإلّا [اینکه بگوییم:] «من خیال می كنم و به نظرم رسیده است!» [باید گفت:] ما چه کسی هستیم که خیال کنیم و به نظرمان برسد؟! و فلان بکند؟! اگر به نظر شما برسد، الآن چطور به نظر شما نرسیده که بلند شوید بروید كار كنید؟! این فقرایی که دور نیروگاه و بالا و [پایین آن] زندگی میکنند، بروید صبح تا شب كار كنید، بعد بلند شوید پولتان را بروید به اینها بدهید. ها! چطور اینجا این به نظرتان نمیرسد؟! ها؟! چون زحمت دارد؟! صبح تا شب آدم [کار بکند] خیلی زحمت دارد؟! زور میبرد ها؟! [فقط] بعضیها پیدا میشوند مثل [حضرت] علی [علیهالسلام] صبح تا شب کار میکند و بیل میزند و چاه میكند و قنات راه میاندازد و بعد هم وقف فقرا میكند! خب اینها از مُستَثنیات هستند. آدم صبح تا شب كار كند و بعد بگوید: «حالا بلند شو برو بده به آنها!» خیلی زور میبرد.
ولی نمیدانم این مرجعیت چطور است که کار نکرده «به ذهنم میرسد»، کار نکرده مرجعیت و ولایت [را میپذیرند]؟! ولایت هم مسئلهاش همینطور است دیگر. [میگویند:] «اگر ولایت را قبول نكنیم، خلافت [را قبول نکنیم،] سلوك همه عقب میافتد! بار همه روی زمین میماند، ذكرها همه باطل میشود، حالها همه از بین میرود!» ها! چطور بیل زدن این حرفها را ندارد؟! یا اینكه فرض کنید یک فرش خانهات را بردار ببر بده به فلان جا! فلانی فقیر است دیگر، بلند شو برو بده! دو دانگ خانهات را برو بده دیگر! بفروش؛ طوری نیست. [چرا] این چیزها به فكر آدم نمیآید؟! بار زمین نمیماند. قضیه این است.
