اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

دیدگاه اولیاء الهی نسبت به مساله مرجعیّت

14٬007

اسفار درس 598 : دیدگاه اولیاء الهی نسبت به مساله مرجعیّت -

دیدگاه اولیاء الهی نسبت به مساله مرجعیّت

توضیحات:

اسفار درس 598 : دیدگاه اولیاء الهی نسبت به مساله مرجعیّت -

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

دیدگاه اولیاء الهی نسبت به مساله مرجعیّت

3
  • وقتی كه مرحوم آقا [علامه طهرانی] می‌فرمودند: «بعد از انقلاب [وقتی] می‌خواستند ما را دبیر شورای نگهبان كنند، من تا دو شبانه‌روز خوابم نبرد.» خودشان به من فرمودند: «تا دو شبانه‌روز [خوابم نبرد]!» صبح ساعت دَه یک بنده‌خدایی زیدی به ایشان تلفن كرده بود [و] این مسئله را گفت که: «در فلان‌جا الآن جلسه است؛ برای اینکه راجع به مسئلۀ [دبیر شورای نگهبان] تصمیم گیری کنند و شما مطرح هستید؛ یعنی می‌خواستم به شما بگویم الآن.» که ایشان گفتند: «وقتی که من شنیدم تا دو شبانه‌روز خوابم نبرد» ـ ببخشید یك شبانه‌روز ـ [گفت: «وقتی این را شنیدم،] یک شب خوابم نبرد و مضطرب بودم.» و حالا یك عبارتی گفتند كه شاید درست نباشد من بگویم! با خدای خودشان یک حرفی زده بودند. و بعد می‌گفتند که فردا صبح كه من داشتم می‌رفتم ـ مثل اینکه داشتند با تاکسی می‌رفتند؛ با یک شخص دیگر؛ ماشین نبود ـ راننده گفت: «آقا، شما اطلاع دارید كه دبیر شورای نگهبان که شد؟» گفتم: «نه!» گفت: «آقای لطف الله صافی را انتخاب كردند.» بله، ایشان می‌گفتند [که] آنجا من گفتم: ﴿ٱلۡحَمۡدُ لِلَّهِ ٱلَّذِيٓ أَذۡهَبَ عَنَّا ٱلۡحَزَنَ إِنَّ رَبَّنَا لَغَفُور شَكُورٌ ٱلَّذِيٓ أَحَلَّنَا دَارَ ٱلۡمُقَامَةِ مِن فَضۡلِهِۦ لَا يمَسُّنَا فِيهَا نَصَب وَلَا يمَسُّنَا فِيهَا لُغُوب﴾.1

  • این همان است؛ این همان مَن‌بِه‌الکفایه است. این عبارت همان است. خیلی عجیب است. حافظ وقتی که می‌گوید:

  • من که ملول گشتمی از نفس فرشتگان *** قال و مَقال عالمی می‌كشم از برای تو 2
  • او هم همین را دارد می‌گوید؛ همه در یك خط [قرار دارند]؛ همه یك ادراك را کرده‌اند؛ همه برایشان یك فهم حاصل شده.

  • مرزِ باریک میان حجت شرعی و توهم تکلیف

  • نه‌اینكه بخواهند از مسئولیت فرار کنند؛ از مسئولیت فرار کردن هنر نیست. [اینکه] آدم به او مسئولیت بدهد و طرف كنار بکشد و بنشیند همه را بیربیر نگاه كند و بگوید: «ها! من جاخالی دادم!» این هنر نیست؛ این ضعف است! [این] یك نوع اظهار ضعف است. نه! [منظور] این است که انسان بر خودش مسئولیت كاذب ایجاد بكند؛ تكلیف كاذب ایجاد بكند. مسئولیت کاذب؛ یعنی مسئولیتی كه خدا به [عهده] او نگذاشته و این [شخص] تصوّر بكند كه مسئول است. تصوّر بکند [و] برای خودش [این تکلیف کاذب را] بگذارد. [مگر] نمی‌گویند؟! می‌گویند: «ما دیدیم بار زمین می‌ماند آمدیم برداشتیم!» از كجا دیدید زمین می‌ماند؟! چه کسی به توگفت؟! به تو وحی شد؟! جبرئیل پر زد آمد به تو گفت كه این بار را بردار وإلّا زمین می‌ماند، آفتاب می‌خورد، خیس می‌شود و می‌پوسد؟! هان؟! یا [می‌گویند:] «اگر ما این مرجعیت را قبول نمی‌کردیم، مردم می‌رفتند...!» اصلاً به توچه ربطی دارد؟! بگذار بروند. مردم نماز و روزه‌شان را كه منتظر تو نبودند! منتظر تو نبودند که بخوانند! تو از كجا این را درك كردی؟! آدم باید در دركش مستند و حجّت داشته باشد. درکی که می‌کند حجّت داشته باشد. [می‌گوید:] «من خیال كردم!» خب شاید خیال شما بیخود بوده! [اگر] از حجّت شرعی به این مطلب رسیدی، بسیار خوب؛ اشكال ندارد. حجّت شرعی هم چیست؟ یا قطع است یا انكشاف از باطن است. یكی از این دو تا است دیگر. انسان [باید] قطع پیدا كند به این که الآن تکلیف به [عهدۀ] اوست و به او تعلّق گرفته. یا از راه باطن كه آن هم حجّت است. حضرت پیغام می‌دادند یا در حالی برای او منکشف می‌کردند كه باز انكشاف حضرتِ در حال هم [باید] مستند شرعی داشته باشد؛ چون ممكن است شیطان تمثّل کند! شیطان! این‌همه افراد [هستند که شیطان برای آنها تمثّل کرده است]؛ الآن بنده خودم افرادی را می‌شناسم (همین الآن اطلاع دارم) كه طبق دستور حضرت، دارند عمل حرام انجام می‌دهند! طبق دستور! می‌گوید: «من دستور دارم!» عمل حرام است دیگر! آن حرامی که دیگر حرام رسالۀ عملیه‌ای [است]! دیگر از این واضح‌تر؟! خب این حضرت است یا شیطان است [که از آن دستور می‌گیرد]؟! شیطان است [که] تمثّل می‌كند. این جا باید مایز باشد، فارق باشد و بتواند تشخیص بدهد.

    1. 1 سوره فاطر (35) آیه 35.
    2. 2 دیوان حافظ.
/ 380