
دیدگاه اولیاء الهی نسبت به مساله مرجعیّت
اسفار درس 598 : دیدگاه اولیاء الهی نسبت به مساله مرجعیّت -
دیدگاه اولیاء الهی نسبت به مساله مرجعیّت
توضیحات:
اسفار درس 598 : دیدگاه اولیاء الهی نسبت به مساله مرجعیّت -
دیدگاه اولیاء الهی نسبت به مساله مرجعیّت
2[بسم الله الرّحمٰن الرّحیم]
... آن موقع مرحوم آقا [علامه طهرانی] به ما گفته بودند: «بروید قم.» [و ما هم] قم بودیم. در یكی از این سفرهای كه مشهد میرفتیم؛ رفتیم پیش [یکی از رفقا] صحبت قم شد و ایشان با ما خیلی شوخی داشت.
[رفیق ما] گفت: «پس رسالۀ عملیۀ شما چه شده؟! شما مدتی است که قم رفتهاید و رساله هم ندارید!»
گفتم: «آقا، خیلی جلوتر از ما در صف هستند! ما آخر صف هستیم.»
گفتند: «نه آقا! نه آقا! از شما گذشته! برو حقّت را بگیر!»
تفاوت ادراک اولیای الهی با دیگران در پذیرش مسئولیت
آدم واقعاً [وقتی] به اوضاعِ حال و جریانات [امروز] و به آنچه كه سابقیها بودند نگاه میكند، [میبیند که] واقعاً چقدر [تفاوت وجود دارد]! اصلاً تفاوت بهنحوی است که قابل تصوّر نیست. انسان میخواهد بگوید چقدر [تفاوت وجود دارد]؟! از مشرق تا مغرب؟! اینکه دیگر چیزی نیست؛ مشرق تا مغرب [که چیزی نیست]! از زمین تا آسمان؟! چیزی نیست [که]! مثل آن چیزی که سید احمد [کربلایی] فکر میکرد: «اگر جهنم رفتن واجب کفایی باشد، مَنبِهالکفایه1 هست که برود! نوبت به ما نمیرسد!»
به این آقا سید احمد كربلایی که او را أعلَم از علما میدانستند، بیاید یکچنین حرفی بزند! این [شخص] برای خودش از تقلید و مرجعیت واقعاً چه تصوری دارد که چنین مسئلهای را میگوید! و [اینکه] چطور نمیخواهد آن آزادی خودش را از دست بدهد؛ این خیلی مهم است. این چه ادراكی از آزادی داشته؟ [چه ادراکی] از فراغ بال داشته؟ [چه ادراکی] از آثاری كه بر این آزادی مترتّب است [داشته است]؟! بالأخره انسان یک تصوّری باید بكند. عقلی كه بقیه داشتند، اینها هم داشتند. اگر بیشتر نداشتند، دیگر كمتر از بقیه كه نداشتند. ولی اینها چه دركی داشتند كه این مسائل را مانع و حاجز میدیدند؛ به نحوی كه تصوّرش آنها را مضطرب و مشوّش میكرد!
اضطرابِ علامه طهرانی از انتصاب برای یک منصب حکومتی
- . به اندازهای که کفایت کند. (محقق)
