
بررسی مسئله نوروز
و لزوم فرهنگسازی اسلامی
در این سخنرانی حضرت آیة الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی قدس الله سره، در ضمن درس اسفار، به بررسی مسألۀ نوروز در روایات پرداختهاند. ایشان در ابتدا با بیان جعلی بودن روایت «مُعلّی بن خُنیس» که در مصباح نقل شده است، به نکاتی تاریخی، در جهت اثبات تناقضات در این دسته روایات اشاره میفرمایند. حضرت استاد حسینی طهرانی با ذکر روایتی از امام کاظم علیه السلام، اعتبار دینی نوروز را غیر قابل قبول دانسته و به نکتهای مهم پیرامون کیفیت استفاده از روایات اهل بیت اشاره مینمایند. ایشان در ادامه، فرهنگ سازی اسلامی را وظیفه حکومت و حاکمان میدانند و بیتوجهی در این زمینه را باعث سقوط فرهنگ دینی به شمار میآورند. در پایان حضرت استاد با اشاره به جایگاه مهم امام در فرهنگ اسلامی، جواز استعمال لفظ امام در غیر معصومین علیهم السلام را مورد بررسی قرا میدهند.
بررسی مسئله نوروز
توضیحات:
در این سخنرانی حضرت آیة الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی قدس الله سره، در ضمن درس اسفار، به بررسی مسألۀ نوروز در روایات پرداختهاند. ایشان در ابتدا با بیان جعلی بودن روایت «مُعلّی بن خُنیس» که در مصباح نقل شده است، به نکاتی تاریخی، در جهت اثبات تناقضات در این دسته روایات اشاره میفرمایند. حضرت استاد حسینی طهرانی با ذکر روایتی از امام کاظم علیه السلام، اعتبار دینی نوروز را غیر قابل قبول دانسته و به نکتهای مهم پیرامون کیفیت استفاده از روایات اهل بیت اشاره مینمایند. ایشان در ادامه، فرهنگ سازی اسلامی را وظیفه حکومت و حاکمان میدانند و بیتوجهی در این زمینه را باعث سقوط فرهنگ دینی به شمار میآورند. در پایان حضرت استاد با اشاره به جایگاه مهم امام در فرهنگ اسلامی، جواز استعمال لفظ امام در غیر معصومین علیهم السلام را مورد بررسی قرا میدهند.
بررسی مسئله نوروز
5موقف اسلام دربارۀ نوروز
اصلاً این قضیّه بهطور کلی جعلی است و عجیب اینجاست که این یک ساله چطور برای تثبیت نوروز یک هجمهای شده است. من در این قضیه یک دستی را مشخص میبینم، دستی قوی که همه را برای اثبات این مسئله در مقابل اسلام، به کار گرفته است. منتهی مدام میخواهند از اسلام هم که به آن بچسبانند. بالأخره الآن تنها مظلومی که این وسط هست اسلام است! دیگر هیچ دیواری کوتاهتر از اسلام نیست و با این کیفیّت میخواهند این مسائل را در آن قرار بدهند.
اینجاست که من میگویم فقیه باید شَمّ الفِقاهه داشته باشد. در شرایط مرجعیت این مطالب را تا حدودی گفتهام ـ البتّه تا حدودی ـ چون اگر یک مقداری بیش از آن تاحدودی باشد، شاید مشکلات پیش بیاید و همین مقدار هم نمیدانیم چطور بشود!
فرض کنید اصلاً یک شخصی را نگاه میکنید ـ من در سایتها و ... میبینم ـ در بین آقایان، مرجع است، میگوید: «حالا لازم نیست این [نوروز] اسلامی باشد یا نباشد، همین قدر که ملی است کفایت میکند! در اسلام هم منافاتی نیست! و بنده هم خودم شرکت میکنم [در این مراسمات و ...]!» خب شما این را نگاه بکنید و [مقایسه کنید] با آن روایتی که حضرت موسیبنجعفر میفرمایند:" أنَّ هذه سُنَّةٌ الفُرْسِ و مَحاها الإسلامُ؛ و معاذَ الله أن نُحيِىَ ما مَحاه الإسلامُ.1 اصلاً این روایت نشان میدهد که این باید از امام و معصوم باشد، اصلاً نشان میدهد، کسی که آن شَمّ فقاهت و حدیث و اسلام و تشریع و ملاکات را تا حدودی به جانش نشسته باشد، تا نگاه بکند میگوید: «این روایت باید از امام باشد.» حالا سندش هم لازم نیست، حالا چه سند داشته باشد، چه نداشته نباشد.میگوید: این مسئلهای است که معصوم باید یک همچنین مطلبی را بفرمایند. و این خیلی مسئله مهمی است و این همان مسئلهای است که من در این رسالۀ اجتهاد و تقلید به دنبال تثبیت آن بودم؛ که مرجع باید کسی باشد که بدون اینکه به روایت مراجعه بکند، با همان مدرکات خودش بفهمد که شَمّ شارع در این زمینه و در این مسئله چیست؟
- مناقب آل أبىطالب، ج 4، ص 318.
