
حق پذیری، رکن اساسیِ سلوک
و لزوم بیان صریح تاریخ
در این گفتار حضرت آیة الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی قدّس اللّه سرّه ضمن اشارهای به کراهت حرکتِ بیدلیل پشت سر دیگران، به کلام علامه طهرانی در باره تأثیر همنشینی با اولیاء الهی میپردازند و در همین راستا، تحولات روحانی ملّاصدار پس از مصاحبت با مرحوم میرفندرسکی را نقل میکنند. مرحوم استاد در بخش دیگری از بیانات خود ضمن بیان حکایتی از سفر مرحوم حدّاد به ایران، اهمیت خضوع نفس در ارتباط با حق و نقش آن را در صعود سلوکی انسان، تبیین میکند. حضرت استاد هرگونه خود بینی و توجه به نفس را مانع از حرکت و موجب انحراف از مسیر میدانند. ایشان با بیان بخشی از تاریخ وقایع بعد از رسول خدا به تحلیل علل انحراف از ولایت پرداخته و کیفیت صحیح سلوک در برخورد با مسائل متفرقه را تبیین میفرمایند.
حق پذیری، رکن اساسیِ سلوک
توضیحات:
در این گفتار حضرت آیة الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی قدّس اللّه سرّه ضمن اشارهای به کراهت حرکتِ بیدلیل پشت سر دیگران، به کلام علامه طهرانی در باره تأثیر همنشینی با اولیاء الهی میپردازند و در همین راستا، تحولات روحانی ملّاصدار پس از مصاحبت با مرحوم میرفندرسکی را نقل میکنند. مرحوم استاد در بخش دیگری از بیانات خود ضمن بیان حکایتی از سفر مرحوم حدّاد به ایران، اهمیت خضوع نفس در ارتباط با حق و نقش آن را در صعود سلوکی انسان، تبیین میکند. حضرت استاد هرگونه خود بینی و توجه به نفس را مانع از حرکت و موجب انحراف از مسیر میدانند. ایشان با بیان بخشی از تاریخ وقایع بعد از رسول خدا به تحلیل علل انحراف از ولایت پرداخته و کیفیت صحیح سلوک در برخورد با مسائل متفرقه را تبیین میفرمایند.
حق پذیری، رکن اساسیِ سلوک
7ما الآن بعد از هزار و چهارصد سال میگوییم: «امیرالمؤمنین امیرالمؤمنین» آن موقع مردم میگفتند یا علی بیا اینجا! یا علی بیا بشین! یا علی برو! آن موقع یا علی یا علی بود. الآن ما در ذهن خودمان و در نفس خودمان تصویر دیگری از امیرالمؤمنین درست میکنیم، درحالیکه باید خود را در آن موقع قرار بدهیم.
لزوم بیان صریح تاریخ صحیح برای همه نسلها
یکی از اشکالاتی که بر بعضی از افراد و خیلی از اهل علم و افراد کج سلیقهای که امروزه نمیتوانند خیلی از مسائل را هضم کنند ـ و حتّی در نوشتجات و اینها میدیدم ـ وارد است، این است که میخواهند آن افق فکری و ظرفیّت تفکّری و اعتقادی نسل امروز را از آن ظرفیّت زمان گذشته جدا کنند. اتفاقاً این قضیّه و مسئله هم هست، مثلاً مرحوم آقا شیخ عباس قمّی در یکی از صحبتهایش میگفت: خیلی از حرفها را نمیشود زد. خیلی از مطالب را نباید به مردم گفت. مردم در این زمان تحمّل خیلی از چیزها را ندارند.
تاریخ معارضه بنیالحسن با امام صادق علیه السلام
مثلاً این جریانات بنیالحسن را نباید گفت که چطور میشود که فرزندان و نوادگان امام باشند و این کارها را کرده باشند؟! خب این خیلی مسئلۀ عجیبی است که امام صادق را به زندان کردند و همین بنی الحسن ایشان را تهدید به قتل کردند. گرچه حالا بعضیها تعبیرات عجیب و غریبی میکنند و یک چیزهایی میگویند که آدم شاخ درمیآورد. آقا! امام صادق را در زندان کردند و میخواستند بکشند، دیگر چه [مطلبی را] داری توجیه میکنی؟ [میگویند:] اینها تاریخ درست کردند، بنی الحسن تاریخ ساز بودند، بنی الحسن آمدند تاریخ کربلا را [درست کردند.] تاریخ کربلا را با کشتن امام صادق درست کنند؟!
آدم یک چیزهایی میشنود که واقعاً تعجب میکند! تهدید کردند که اگر تا فردا صبح با محمد و ابراهیم فرزندان عبدالله محض بیعت نکنی، فردا صبح تو را به قتل میرسانیم. آن هم در کجای زندان [حضرت را برده بودند]، اصلاً نمیشود گفت. یک شب امام صادق از دست اینها از دست همین آقایان بنی الحسن در زندان مدینه بود.
