اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

حق پذیری، رکن اساسیِ سلوک

و لزوم بیان صریح تاریخ

14٬751

در این گفتار حضرت آیة الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی قدّس اللّه سرّه ضمن اشاره‌ای به کراهت حرکتِ بی‌دلیل پشت سر دیگران، به کلام علامه طهرانی در باره تأثیر همنشینی با اولیاء الهی می‌پردازند و در همین راستا، تحولات روحانی ملّاصدار پس از مصاحبت با مرحوم میرفندرسکی را نقل می‌کنند. مرحوم استاد در بخش دیگری از بیانات خود ضمن بیان حکایتی از سفر مرحوم حدّاد به ایران، اهمیت خضوع نفس در ارتباط با حق و نقش آن را در صعود سلوکی انسان، تبیین می‌کند. حضرت استاد هرگونه خود بینی و توجه به نفس را مانع از حرکت و موجب انحراف از مسیر می‌دانند. ایشان با بیان بخشی از تاریخ وقایع بعد از رسول خدا به تحلیل علل انحراف از ولایت پرداخته و کیفیت صحیح سلوک در برخورد با مسائل متفرقه را تبیین می‌فرمایند.

حق پذیری، رکن اساسیِ سلوک

توضیحات:

در این گفتار حضرت آیة الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی قدّس اللّه سرّه ضمن اشاره‌ای به کراهت حرکتِ بی‌دلیل پشت سر دیگران، به کلام علامه طهرانی در باره تأثیر همنشینی با اولیاء الهی می‌پردازند و در همین راستا، تحولات روحانی ملّاصدار پس از مصاحبت با مرحوم میرفندرسکی را نقل می‌کنند. مرحوم استاد در بخش دیگری از بیانات خود ضمن بیان حکایتی از سفر مرحوم حدّاد به ایران، اهمیت خضوع نفس در ارتباط با حق و نقش آن را در صعود سلوکی انسان، تبیین می‌کند. حضرت استاد هرگونه خود بینی و توجه به نفس را مانع از حرکت و موجب انحراف از مسیر می‌دانند. ایشان با بیان بخشی از تاریخ وقایع بعد از رسول خدا به تحلیل علل انحراف از ولایت پرداخته و کیفیت صحیح سلوک در برخورد با مسائل متفرقه را تبیین می‌فرمایند.

در حال بارگذاری...
00:00:00
پخش صوت

حق پذیری، رکن اساسیِ سلوک

4
  • مدّتی که پیش میرداماد می‌ماند، میرداماد ایشان را احاله می‌دهد به هم‌نشینی با یکی از بزرگان در آن زمان، به نام مرحوم میرفندرسکی. میرفندرسکی شخص عالمی نبوده که مُدرّس و اینها بوده باشد ولیکن که اهل حال بوده، اهل ذکر بوده، اهل کشف بوده و خوارق عاداتی هم داشته است. و مدتی با ملازمت با او [پرداخته است.]

  • صدرالمتألّهین می‌گوید: من کم‌کم بدون اینکه صحبتی بین من و بین ایشان ردّ و بدل بشود، دائماً من احساس می‌کردم یک چیزی خواهی‌نخواهی مرتّب در من تغییر پیدا می‌کند. خب آدم زرنگی هم بوده است. صدرالمتألّهین یکی از جملۀ نوابغ فهم و ادراک بوده است. می‌گفت یک احساسی داشتم که یک چیزی مدام در وجود من، در خلق و خوی من، در طرز تفکّر من مدام تغییر پیدا می‌کند و این تغییر باعث شد که من در درس کمتر اشکال کنم. گرچه اشکال به نظرم می‌رسید ولی آن حال اشکال کردن و صحبت [را نداشتم،] یک مقداری نسبت به مسائل و مطالب سعۀ صدر پیدا کرده بودم. ـ توجّه می‌کنید؟ ـ تا اینکه بالأخره آن عوالم او و آن خصوصیاتش تغییر پیدا می‌کند و بعد دیگر مسائل را از ناحیۀ إشراقی بیشتر مورد تأمّل قرار می‌دهد. یعنی همان طرز فکر مشّائی کم‌کم به یک رنگ و لعاب إشراقی و انتساب همۀ امور به آن مبداء اعلی تبدیل می‌شود. درحالی‌که اصلاً صحبتی بین ایشان و بین آن مرحوم ردّ و بدل نمی‌شده ‌است. فقط در مصاحبتش بوده، می‌آمده، می‌رفته، می‌نشسته، کاری داشته، نگاهش می‌کرده فقط نگاه می‌کرده است. مثلاً در یک جا نشسته فقط نگاه می‌کرده است.

  • اگر شما عکس بزرگان را داشته باشید، من نمی‌خواهم به عکس و اینها تشویق کنم، خود مرحوم آقا هم این در مرامشان نبوده است که به عکس و تصویر و اینها [تشویق کنند،] ولی خواهی‌نخواهی این تأثیر را دارد. شما یک عکس بزرگی را در جلویتان داشته باشید، خواهی‌نخواهی وقتی نگاه می‌کنید بعد از یک مدت، چند دقیقه که گذشت می‌بینید حالتان عوض شد. این یک امر تکوینی است. یعنی انسان بخواهد نخواهد یک ‌همچنین حالی در او می‌آید، یک‌هم‌چنین وضعیت و تغییری در او ایجاد می‌شود. البتّه عکس یک جنبه‌ای دارد، تا یک محدوده‌ای می‌تواند مفید باشد. بعد در یک محدوده‌ای اصلاً انسان نباید نگاه کند. اینها بسته به حالات افراد است، در هر حالی انسان باید مقتضای همان را مدّ نظر قرار دهد. 

/ 380