اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

جایگاه روایات در تفسیر آیات قرآن

و علت ذکر نشدن نام امیرالمؤمنین علیه السَّلام در قرآن

15٬503

در این سخنرانی حضرت آیة الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس اللّه سرّه، به تشریح لزوم توجه و استفاده از روایات در تفسیر آیات قرآن می‌پردازند. حضرت استاد در ابتدا جایگاه و اهمیت روایات را در تفسیر و تأویل آیات قرآن بیان می‌فرمایند، سپس در ادامه به ضرورت مخفی بودن برخی از مسائل و عدم بروز و ظهور آنها اشاره می‌کنند و مسئله ولایت امیرالمؤمنین علیه السلام را یکی از این مسائل می‌دانند. استاد ضمن تبیین چرایی عدم تصریح به نام امیرالمؤمنین در قرآن، معتقدند این امر به دلیل تمایز و شناخته شدن مسیر حق از باطل بعد از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می‌باشد. همین‌جا و به تناسب بیان این نکته مهم، به عدم وصایت علامه طهرانی برای بعد از رحلت‌شان و برخی حوادث آن مقطع زمانی، اشاره شده و به علل و پیامدهای آن به اختصار پرداخته شده است. استاد حسینی طهرانی در پایان به اهمیت عمل بر اساس بصیرت پرداخته و انتظار افراد برای دستور گرفتن مستقیم از استاد را مانعی برای رشد و سلوک می‌دانند.

جایگاه روایات در تفسیر آیات قرآن

توضیحات:

در این سخنرانی حضرت آیة الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس اللّه سرّه، به تشریح لزوم توجه و استفاده از روایات در تفسیر آیات قرآن می‌پردازند. حضرت استاد در ابتدا جایگاه و اهمیت روایات را در تفسیر و تأویل آیات قرآن بیان می‌فرمایند، سپس در ادامه به ضرورت مخفی بودن برخی از مسائل و عدم بروز و ظهور آنها اشاره می‌کنند و مسئله ولایت امیرالمؤمنین علیه السلام را یکی از این مسائل می‌دانند. استاد ضمن تبیین چرایی عدم تصریح به نام امیرالمؤمنین در قرآن، معتقدند این امر به دلیل تمایز و شناخته شدن مسیر حق از باطل بعد از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می‌باشد. همین‌جا و به تناسب بیان این نکته مهم، به عدم وصایت علامه طهرانی برای بعد از رحلت‌شان و برخی حوادث آن مقطع زمانی، اشاره شده و به علل و پیامدهای آن به اختصار پرداخته شده است. استاد حسینی طهرانی در پایان به اهمیت عمل بر اساس بصیرت پرداخته و انتظار افراد برای دستور گرفتن مستقیم از استاد را مانعی برای رشد و سلوک می‌دانند.

در حال بارگذاری...
00:00:00
پخش صوت

جایگاه روایات در تفسیر آیات قرآن

5
  • دلیل ذکر نشدن نام امیرالمؤمنین علیه السَّلام در قرآن

  • اسم پیغمبر در چند جای قرآن آمده است، ولی کجا اسم امیرالمؤمنین آمده است؟! نیامده دیگر. فقط یک قضیه‌ای هست، آیاتی در شأن نزول حضرت در موارد مختلف آمده است، ولی اسم نیامده است. می‌دانید چرا؟ چون ولایت، باطن تشریع است و باطن هیچ‌وقت نباید ظاهر بشود. اگر قرار بر این است که ولایت، باطن باشد و بر این باطن، مردم امتحان بشوند، و به واسطۀ این باطن بهشت و جهنم پدیدار بشود، و به واسطۀ این باطن مراتب و ارتقاء نسبت به افراد پیدا بشود، دیگر خدا نمی‌تواند ظاهر بگوید، چون همه چیز از بین می‌رود.1 اصلاً اگر خدا می‌آمد ولایت امیرالمؤمنین را به نحو ظاهر بیان می‌کرد، اسم می‌آورد، تمام بساط شرع همه برچیده می‌شد. چون اسم هست دیگر؛ وقتی که هست، بنابراین دیگر مخالفی نمی‌تواند بیاید جلو قد علم کند. الآن می‌گویند: «نه، آقا [پیغمبر در] واقعۀ غدیر آمده گفته من کنت مولاه [منظور] محبت است و فلان و این چیزها و ما هم [این را] قبول داریم. محبت است و دوستی و همین چیزها، [پیامبر] آمده توصیۀ به اهل بیت کرده است.» مگر همین تأویلات و توجیهاتی که الآن سنی‌ها و مفسرینشان می‌کنند چیست؟ همین هست دیگر! آن وقت این احمق‌ها فکر این را نمی‌کنند که سه روز پیغمبر آنجا بایستد و مردم بایستند که بگوید علی را دوست داشته باشید؟! اگر این پیغمبر است من دست از این شریعت برمی‌دارم. این پیغمبر عقلش پاره سنگ برداشته است! سه روز در آن گرما مردم را نگه دارد بیاید بگوید این را دوست داشته باشید! این چه عمل لغو و سفیهانه‌ای ا‌ست که یک فرد عادی انجام بدهد. اگر یک فرد عادی انجام بدهد شما دیگر پشت سرش نماز نمی‌خوانید، چه برسد به اینکه پیغمبر بیاید انجام بدهد!2

  • کاری به این نداریم، از این صرف نظر کنیم. اما اگر [در قرآن] صریح بیان می‌شد، نه یک آیه، دو آیه [بلکه در موارد زیادی گفته می‌شد] که کسی نتواند حرف بزند. ده جای قرآن اسم علی می‌آمد. همین علی بن ابی‌طالب،[با این خصوصیت] که پدرش ابوطالب است و مادرش فاطمۀ بنت اسد و پسر عموی پیغمبر ـ دیگر اگر قرار بر این است که صریح باشد، آدم باید صریح بیاید بگوید ـ همین این علی بن ابی‌طالب بعد از فوت پیغمبر سر جایش نشسته و همان کاری را انجام می‌دهد که پیغمبر انجام می‌داد. دیگر عمر و ابوبکر اینجا چه‌کار می‌کردند؟ آنها می‌رفتند کاسه کوزه‌شان را جمع می‌کردند. دیگر عبدالرحمن بن عوف و نمی‌دانم که مخالف و معاند اینجا چه کار می‌کند؟

    1. . رجوع شود به معاد شناسی، ج 4 ص 105
    2. . رجوع شود به امام شناسی، ج 7 ص 131 تا 142 و ص 280 تا پایان کتاب
/ 380