
جایگاه روایات در تفسیر آیات قرآن
و علت ذکر نشدن نام امیرالمؤمنین علیه السَّلام در قرآن
در این سخنرانی حضرت آیة الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس اللّه سرّه، به تشریح لزوم توجه و استفاده از روایات در تفسیر آیات قرآن میپردازند. حضرت استاد در ابتدا جایگاه و اهمیت روایات را در تفسیر و تأویل آیات قرآن بیان میفرمایند، سپس در ادامه به ضرورت مخفی بودن برخی از مسائل و عدم بروز و ظهور آنها اشاره میکنند و مسئله ولایت امیرالمؤمنین علیه السلام را یکی از این مسائل میدانند. استاد ضمن تبیین چرایی عدم تصریح به نام امیرالمؤمنین در قرآن، معتقدند این امر به دلیل تمایز و شناخته شدن مسیر حق از باطل بعد از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله میباشد. همینجا و به تناسب بیان این نکته مهم، به عدم وصایت علامه طهرانی برای بعد از رحلتشان و برخی حوادث آن مقطع زمانی، اشاره شده و به علل و پیامدهای آن به اختصار پرداخته شده است. استاد حسینی طهرانی در پایان به اهمیت عمل بر اساس بصیرت پرداخته و انتظار افراد برای دستور گرفتن مستقیم از استاد را مانعی برای رشد و سلوک میدانند.
جایگاه روایات در تفسیر آیات قرآن
توضیحات:
در این سخنرانی حضرت آیة الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس اللّه سرّه، به تشریح لزوم توجه و استفاده از روایات در تفسیر آیات قرآن میپردازند. حضرت استاد در ابتدا جایگاه و اهمیت روایات را در تفسیر و تأویل آیات قرآن بیان میفرمایند، سپس در ادامه به ضرورت مخفی بودن برخی از مسائل و عدم بروز و ظهور آنها اشاره میکنند و مسئله ولایت امیرالمؤمنین علیه السلام را یکی از این مسائل میدانند. استاد ضمن تبیین چرایی عدم تصریح به نام امیرالمؤمنین در قرآن، معتقدند این امر به دلیل تمایز و شناخته شدن مسیر حق از باطل بعد از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله میباشد. همینجا و به تناسب بیان این نکته مهم، به عدم وصایت علامه طهرانی برای بعد از رحلتشان و برخی حوادث آن مقطع زمانی، اشاره شده و به علل و پیامدهای آن به اختصار پرداخته شده است. استاد حسینی طهرانی در پایان به اهمیت عمل بر اساس بصیرت پرداخته و انتظار افراد برای دستور گرفتن مستقیم از استاد را مانعی برای رشد و سلوک میدانند.
جایگاه روایات در تفسیر آیات قرآن
10لَعِبَتْ هاشِمُ بِالْمُلکِ فَلا *** خَبَرٌ جآءَ وَ لا وَحیٌ نَزَل1 قشنگ پیدا شد. قشنگ آن زمینه [پیداشد] و بعد هم در این مسائل بارز شدند و دیدید که چه شد و به کجا رسید؟! دیگر کار به کجا رسید که واقعاً آدم خجالت میکشد که به زبان بیاورد که خیلیها از آن مقام منیع به چه حضیض ذلتی سقوط کردند و واقعاً کار به کجا رسید؟! آدم واقعاً خجالت میکشد. من یک وقتی دو سه سال پیش سفری داشتم، آنجا یک نامهای نوشتم برای بعضیها و گفتم: «واقعاً شما در مقابل آنچه که انجام میدهید، جلوی بزرگان و آنها جواب دارید؟!»
این که الآن دیگر صدای مردهشور هم درآمده است! این اوضاعی است که دیگر صدای مردهشور هم درآمده است. گفت آنقدر آشش شور بود که صدای آشپز هم درآمد! حالا هم به همین قضایا و مسائل چسبیدهاید!
خودتان دیگر دارید میبینید چه وضعیتی و چه اوضاعی هست و دیگرکسی از خجالت خلق الله سرشان را بالا نمیتواند بکند. این کسانی که یک وقتی مورد تأیید بودند و به واسطۀ این تأیید چه بر سر مردم رفت. حالا دیگر اینها دوباره ول نمیکنند.
انکار حقائق برای فرار از زیرسئوالرفتن
شنیدهام چندی پیش بعضی از اینها گفته بودند: «نه! اصلاً هیچ طوری نیست! همه چیز خوب است! انگار نه انگار!» گفتم این دیگر چه نفهمی است واقعاً! آخر نفهمی هم حدّی دارد! این یکی خیلی نفهم است!
همه، مجلس و وکیل و ملّت و مردم و بالا و ملائکه و چپ و راست، جن و انس دارند میگویند: اوضاع [خراب است.] [این میگوید] نه! طوری نیست! هیچ طوری نشده است! قضیّهای اتفاق نیفتاده است! همه چیز خوب است، الحمد لله! هیچ طوری نشده و هیچ خبری نیست! واقعاً آخرطرف حیوان هم باشد، این حیوان هم بیچاره میفهمد! پایش برود در سوراخ [دوباره از همانجا نمیگذرد.]
این [اتفاقات برای] چیست؟ این همان است! آن کسی که الآن دارد این کار را انجام میدهد، باید این زمینه پیش بیاید تا معلوم بشود این همانی است که اگر در روز عاشورا بود، تیر در چلّۀ کمان میگذارد. همین عمامه به سر، همین کسی که دارد این حرف را میزند که «هیچی نشده است! خب مگر چه شده است؟ الحمدلله! همه چیز خوب است!» این همان است که در روز عاشورا [به سیدالشهدا تیر میزند]. خیال میکنید حرمله چه کسی بود؟ اینها بودند، آقاجان همینها بودند! این شیخی که الآن دارد این حرف را میزند و این را میگوید، همین در روز عاشورا تیر به سر علی اصغر میزد! به آن جدّم امام حسین قسم میخورم که این در روز عاشورا [این کار را میکرد.] چرا؟ چون [هر دو] یک جریان است!2 تو الآن داری خورشید را انکار میکنی میگویی شب است. خب در روز عاشورا چه میکردی؟! اینها که در روز عاشورا آمدند امام حسین [را شهیدکردند]. اینها والله دُم نداشتند، سُم نداشتند، انیاب3 و اغوال4 نداشتند! همینها بودند. همینها بودند که وقتی سیدالشهداء آمد در مقابل آنها محاجّه کرد، گفتند: «الاّ و بلاّ، یا حسین این حرفها را برای خودت میزنی، یا بیا بیعت بکن یا ما هیچی حالیمان نیست.» خب بفرمایید همین است دیگر! بنده حیّ و حاضر نمونهاش را بعد از هزار و چهارصد سال به شما نشان دادم. در این اوضاع میگوید: «هیچ نشده! آقا هیچ نشده، الحمدلله! همه چیز خوب است!»
- . نور ملکوت قرآن، ج 2، ص 598.
- . رجوع شود به نور ملکوت قرآن، ج 1 ص 328 تا 348 طبع اول و ص 374 تا 388 طبع دوم و امام شناسی، ج 12 ص 134 و 135
- . انیاب: جمع ناب، دندانهای نیش.
- . اغوال: جمع ِ غول، دیو بیابانی.
