
کیفیت ارتباط سالک با سایر افراد
و تشریح وضعیت بعد از رحلت علّامه طهرانی
در این گفتار حضرت آیة الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی قدس الله سره به بیان نکاتی دقیق و ظریف پیرامون مسئله رفاقت در سلوک و میزان ارتباط افراد با یکدیگر پرداختهاند. حضرت استاد در ابتدا به مسئله لزوم رعایت کمیت و کیفیت در ارتباط با افراد اشاره مینمایند. در ادامه ایشان با اشاره به این حقیقت که مکتب عرفان حقیقی، مکتب آزادی بیان و اندیشه است و از هرگونه تحجر و جمودی به دور است به این نکته میپردازند که ارتباط با برخی افراد برای سالکین راه خدا جز ضرر و عقبماندگی چیزی در بر نخواهد داشت. آیة الله طهرانی رعایت مبانی و اصول مکتب عرفان و دستورات اولیای الهی را رمز باقی ماندن در این مسیر میدانند و با اشاره به داستان هشام بن حکم، نتیجه نافرمانی از دستورات را خروج از ولایت میدانند. ایشان در پایان ضمن تأکید بر اجتناب از اربتاط با افرادی که موجد تشکیک هستند؛ با شاگردان خود اتمام حجت نموده و انتخاب مسیر را بر عهده خود آنها وامیگذارد.
کیفیت ارتباط سالک با سایر افراد
توضیحات:
در این گفتار حضرت آیة الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی قدس الله سره به بیان نکاتی دقیق و ظریف پیرامون مسئله رفاقت در سلوک و میزان ارتباط افراد با یکدیگر پرداختهاند. حضرت استاد در ابتدا به مسئله لزوم رعایت کمیت و کیفیت در ارتباط با افراد اشاره مینمایند. در ادامه ایشان با اشاره به این حقیقت که مکتب عرفان حقیقی، مکتب آزادی بیان و اندیشه است و از هرگونه تحجر و جمودی به دور است به این نکته میپردازند که ارتباط با برخی افراد برای سالکین راه خدا جز ضرر و عقبماندگی چیزی در بر نخواهد داشت. آیة الله طهرانی رعایت مبانی و اصول مکتب عرفان و دستورات اولیای الهی را رمز باقی ماندن در این مسیر میدانند و با اشاره به داستان هشام بن حکم، نتیجه نافرمانی از دستورات را خروج از ولایت میدانند. ایشان در پایان ضمن تأکید بر اجتناب از اربتاط با افرادی که موجد تشکیک هستند؛ با شاگردان خود اتمام حجت نموده و انتخاب مسیر را بر عهده خود آنها وامیگذارد.
کیفیت ارتباط سالک با سایر افراد
9راهِ رسیدن به معرفت، خطّ قرمز ندارد. هر کسی به هرجایی که احتمال میدهد که در آنجا تحصیل معرفت کند، واجب است برود. مگر مرحوم آقا نفرمودند: «کسی که میخواهد برای تحصیل علم در هر کجا برود، نیاز به اجازه گرفتن از من نیست که بیاید و اجازه بگیرد و بعد برود.» نهخیر! بلند شود برود. بعداً همین حرف آقا را تحریف کردند! [مرحوم آقا] به خود بنده فرمودند که به افراد اعلان کن:
هر کسی ـ از اهل علم ـ میخواهد مشهد، قم، اصفهان، شیراز، تهران هرکجا و در هر دهی برود و درسی بخواند، استادی در آنجا دیده است، نیاز نیست که از من سؤال کند. بدون اجازه برود و به دنبال تحصیل علم و تحصیل معرفت باشد.
حقیقت معنای سرسپردن به ولی الهی
بله! آن مطلبی را که فرمودند: «انسان به دو جا نمیتواند تعلق داشته باشد.» آن مطلب مربوط به ولیّ خدا است و ارتباط با ولیّ خدا است که در آنجا از یک نفر باید دستور بگیرد. آن یک مطلبی است و درست هم هست. این ارتباط به من و شما ندارد، این ارتباطی به امثال ما ندارد.
در همان زمان، یک نفر از بستگان ما در مجلسی در طهران شرکت کرده بود؛ در مجلس همان فرد زارعی که ایشان در روح مجرّد1 اسم آوردهاند که مدعی عدم نیاز و عدم احتیاج به استاد بود و در طهران هم مجلسی داشت. مدتی هست که فوت کرده است. یک شب شرکت کرده بود و به مشهد آمده بود و گفته بود که ما در آن مجلس رفتیم و ایشان چه حرفهای خوبی میزد. ایشان فرمودند: «این دفعه اگر پایت را در آنجا بگذاری با تو قطع رابطه میکنم.» از نزدیکترین بستگان به ما هم بود!
این به خاطر چه بود؟ به خاطر این بود که آن فرد إغوا میکرد، نهاینکه حرف درست میزد. مرحوم آقا میفرمودند: «وقتی من میشنوم که یک نفر پیش این فرد رفته است بدنم به لرزه درمیآید و میگویم دیگر کارش تمام است.» اغوا میکرد! اگر درست صحبت میکرد و اگر درست حرف میزد که مرحوم آقا ایرادی نداشتند.
- روح مجرد، ص 40.
