اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

کیفیت ارتباط سالک با سایر افراد

و تشریح وضعیت بعد از رحلت علّامه طهرانی

15٬634

در این گفتار حضرت آیة الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی قدس الله سره به بیان نکاتی دقیق و ظریف پیرامون مسئله رفاقت در سلوک و میزان ارتباط افراد با یکدیگر پرداخته‌اند. حضرت استاد در ابتدا به مسئله لزوم رعایت کمیت و کیفیت در ارتباط با افراد اشاره می‌نمایند. در ادامه ایشان با اشاره به این حقیقت که مکتب عرفان حقیقی، مکتب آزادی بیان و اندیشه است و از هرگونه تحجر و جمودی به دور است به این نکته می‌پردازند که ارتباط با برخی افراد برای سالکین راه خدا جز ضرر و عقب‌ماندگی چیزی در بر نخواهد داشت. آیة الله طهرانی رعایت مبانی و اصول مکتب عرفان و دستورات اولیای الهی را رمز باقی ماندن در این مسیر می‌دانند و با اشاره به داستان هشام بن حکم، نتیجه نافرمانی از دستورات را خروج از ولایت می‌دانند. ایشان در پایان ضمن تأکید بر اجتناب از اربتاط با افرادی که موجد تشکیک هستند؛ با شاگردان خود اتمام حجت نموده و انتخاب مسیر را بر عهده خود آنها وامی‌گذارد.

کیفیت ارتباط سالک با سایر افراد

توضیحات:

در این گفتار حضرت آیة الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی قدس الله سره به بیان نکاتی دقیق و ظریف پیرامون مسئله رفاقت در سلوک و میزان ارتباط افراد با یکدیگر پرداخته‌اند. حضرت استاد در ابتدا به مسئله لزوم رعایت کمیت و کیفیت در ارتباط با افراد اشاره می‌نمایند. در ادامه ایشان با اشاره به این حقیقت که مکتب عرفان حقیقی، مکتب آزادی بیان و اندیشه است و از هرگونه تحجر و جمودی به دور است به این نکته می‌پردازند که ارتباط با برخی افراد برای سالکین راه خدا جز ضرر و عقب‌ماندگی چیزی در بر نخواهد داشت. آیة الله طهرانی رعایت مبانی و اصول مکتب عرفان و دستورات اولیای الهی را رمز باقی ماندن در این مسیر می‌دانند و با اشاره به داستان هشام بن حکم، نتیجه نافرمانی از دستورات را خروج از ولایت می‌دانند. ایشان در پایان ضمن تأکید بر اجتناب از اربتاط با افرادی که موجد تشکیک هستند؛ با شاگردان خود اتمام حجت نموده و انتخاب مسیر را بر عهده خود آنها وامی‌گذارد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
پخش صوت

کیفیت ارتباط سالک با سایر افراد

4
  • تا آنجایی که بنده به یاد دارم، مرحوم آقا و بزرگان نسبت به کیفیت ارتباطات، خیلی تأکید داشتند. مقداری از این قضیّه را ایشان با حذف خیلی از مطالب، در کتاب روح مجرّد آورده‌اند و در آنجا نوشته‌اند که افرادی آمدند وادعای عدم نیاز به تربیت و تَتَلمذ کردند و ادلّۀ واهی هم اقامه می‌کردند بر این که: امام علیه السّلام زنده است و او همۀ امور را به دست دارد و غیر از او هم، مرحوم آقای انصاری بوده‌اند و استاد بعد از فوت به قدرت‌های دیگری دسترسی پیدا می‌کند و لذا نیازی به استاد مجدد نیست، نیازی به تربیت مجدد نیست و همان تربیت کفایت می‌کند!1

  • پاسخ مسئله خیلی بدیهی است و آن این است که: همان افرادی که شما تا به حال پیش آنها بوده‌اید، افراد دیگر هم بوده‌اند که علمشان از شما اگر بیشتر نباشد کمتر نیست، کدام ‌یک از آنها علمیّت و جامعیّتشان مثل مرحوم آقا بوده است؟ کدام‌یک از آنها؟! کدام‌یک از آنها ادراک و معرفتشان نسبت به مسائل به اندازۀ مرحوم آقا بوده، یا افراد دیگری هم که ـ حتی از غیر اهل علم ـ در آن زمینه بوده‌اند؟ و اگر شما ادعای بی‌نیازی نسبت به استاد می‌کنید، این چه ربطی به بقیّه دارد؟ بقیّه‌ای که الان و تازه آمده‌اند یا چند صباحی است که در این جا حضور دارند، خب طبعاً این قضیّه نمی‌تواند به آنها مربوط باشد و شما چرا این مسئله را به عنوان عموم منتشر می‌کنید؟ شما چند سالی پیش آقای انصاری بودید، بعضی از شما حتی پیش مرحوم قاضی هم رفت‌وآمد داشتید، بسیار خب! شما مدعی هستید که ما نیاز به استاد نداریم. این کسی که شش ماه آقای انصاری را دیده است یا یک ماه آخر حیات مرحوم آقای انصاری آمده است، این که کسی را ندیده است؛ چرا شما حتی نسبت به او می‌گویید که نیازی به استاد نیست؟

  • این قضیه چیست؟ معلوم می‌شود همۀ اینها کلک و بازی است. اینها همه به خاطر نگه‌داشتن دکان و دستگاه خودشان است. نگه داشتن افراد و مرید است، و اینجا پای نفس در کار است و عناد و مقابله با آن واقعیّت و حقیقت مطرح است. و الاّ خب چه اشکالی دارد که انسان تا به حال پیش یک شخص بزرگی بوده و بعد به یک بزرگ دیگری مراجعه کند؟ مگر آقای حداد چه می‌گفتند که مرحوم قاضی آنها را نمی‌گفتند؟ یا مرحوم انصاری چه می‌گفتند که آقای حداد بر خلافشان بخواهند بگویند، یا همین‌طور مرحوم آقا؟! آقای حداد که دعوت به انتحار نکرد که خودتان را بکشید یا اینکه زنانتان را طلاق بدهید یا اینکه عمل خلاف شرع انجام بدهید؟ مگر آقای انصاری نمی‌گفتند که دستورات را انجام بدهید؟ مگر نماز شب جزء دستورات نبود؟ پس چرا اینها می‌گفتند که ما نیاز به نماز شب نداریم؟! مگر جزء دستورات آقای انصاری، انجام ذکر نبود؟ الآن نامه‌هایی که آقای انصاری برای مرحوم آقا در نجف فرستاده‌اند، هست که به مرحوم آقا دستور ذکر دادند2. خب اگر غلط است، پس آنجا هم غلط است، پس دستورات آقای انصاری هم غلط است. و اگر درست است، چرا نباید این کار درست ادامه پیدا کند؟ مگر امر درست و صحیح بایستی که در یک جا متوقف شود و بایستد؟! اگر انسان نیاز به آب دارد، خب همیشه باید آب بخورد؛ نمی‌شود یک وقت بخورد و یک وقت نخورد. تا جایی که تشنه می‌شود باید بخورد و وقتی که تشنگی‌اش برطرف می‌شود نباید بخورد.

    1.  روح مجرد، ص 40.
    2. . مطلع انوار، ج 2 ص 328؛ مهر فروزان، ص 65
/ 380