
اهمیت صدق و اخلاص در جمیع شئون زندگی
اسفار 750 :اهمیت صدق و اخلاص در جمیع شئون زندگی -
اهمیت صدق و اخلاص در جمیع شئون زندگی
توضیحات:
اسفار 750 :اهمیت صدق و اخلاص در جمیع شئون زندگی -
اهمیت صدق و اخلاص در جمیع شئون زندگی
3یکوقت، همان اوایل (تقریبا حدود سی سال پیش) من در یک مجلسی بودم، یک بندۀ خدایی [که از همین] افراد عادی و کت و شلواری هم بود، در آن مجلس بود. این شخص در زمان شاه، زندان رفته بود و یکمدتی در زندان بود و آنجا هم خب طبعاً نان و حلوا که نمیدهند! مسئله و شرایط زندان با بیرون زندان متفاوت است دیگر. راجع به شخصی که آن شخص هم الآن فوت کرده، صحبت شد و آن شخص هم کت و شلواری بود و آدم خوبی بود؛ گرچه پشت سرش خیلی حرف زدند، ولی به نظر من آدم صادق و خوبی بود. میگفتم: «این [شخص] الآن به درد این میخورَد که مسئولیتی قبول کند و مدیریتی یک ادارهای را بپذیرد و... .» یکدفعه این شخص برآشفت! [گفت]: «آقا، آن موقعی که ما زندان بودیم، اینها کجا بودند؟! آن موقعی که دردش را ما کشیدیم، اینها کجا بودند؟! خب منطق را ببینید! چقدر منطق سخیف [است]! من میگویم: «این [شخص] الآن به درد ادارۀ این قضیه میخورد؛ به زندان تو چه مربوط است آقاجان؟! خب زندان را رفتی [که رفتی]! اگر برای خدا رفتی، خب در اینجا چیزی از خدا طلبکار نیستی که بخواهی بر آن اساس مطالبه کنی! اگر هم بهخاطر خودت و این چیزها رفتی، چشمت درآید، میخواستی نروی! چشمت چهارتا شود! کِه گفت بروی؟! کِه گفت قدمهای تند برداری؟! میخواستی نروی! رفتی و کتک خوردی، نوش جانت! حالا آمدی بیرون، بگیر سرجات بنشین! اگر هم برای خداست که خب طلب نداریم! بگیر بشین سرجات!»
همان حرفی که مرحوم آقا [علامه طهرانی] رضوان الله تعالی علیه در سنۀ چهلودو میزدند که ما باید به حیثی حرکت کنیم که اگر حرکت خودمان را شروع کردیم و در این راه به ناملایماتی برخورد کردیم و به زندان رفتیم و معذب به انواع عذابها شدیم و بالاخره بعد از سالیانی، این مسئله به نتیجه رسید و به ما گفتند: «حالا برو در خانهات بنشین یا برو یک مسجدی، حسینیهای یا جایی را اداره کن»، هیچ آب از آب تکان نخورد! [اگر] اینطوری هستیم، بسم الله! اگر اینطوری نیستید ما نیستیم! از آن اول، تکلیف را مشخص میکردند. این را میگویند «آدم حق وصدق!»
