اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

‌اهمیت صدق و اخلاص در جمیع شئون زندگی

14٬210

اسفار 750 :‌اهمیت صدق و اخلاص در جمیع شئون زندگی -

‌اهمیت صدق و اخلاص در جمیع شئون زندگی

توضیحات:

اسفار 750 :‌اهمیت صدق و اخلاص در جمیع شئون زندگی -

در حال بارگذاری...
00:00:00
پخش صوت

‌اهمیت صدق و اخلاص در جمیع شئون زندگی

22
  • موسی بن جعفر رسماً به هُشام بن حکم می‌گفت که استدلالات و حرف‌هایت را بگذار کنار. الآن دیگر زمان زمانِ سابق نیست؛ الآن زمان، زمان تقیه است. [افراد هارون] می‌آیند، گوش می‌دهند، می‌روند، [بعد] هارون می‌آید پدر شیعه را در می‌آورد. [می‌گوید:] «نه! من می‌روم ... .» می‌رفت در یک مجلسی می‌نشست ـ این که می‌گویم رنگ و لعاب خدایی، اینجاست ـ می‌دید به اهلبیت دارند اهانت می‌کنند، [شروع می‌کرد به دفاع و ...]. خب اهانت می‌کنند به تو چه مربوط است؟! بگذار [اهانت] کنند! تو صاحب داری یا نداری؟! پس موسی بن جعفر اینجا چه کاره است؟! موسی بن جعفر چه کاره است؟! اگر تو صاحب داری، صاحبت گفته: «صدایت درنیاید.» آن‌وقت، چون این نفْس او خودش را غالب می‌بیند، [می‌گوید:] «از باب دفاع از اهلبیت، بزنم بکوبمشان!» این کوبیدن، کوبیدن از طرف موسی بن جعفر نیست! این کوبیدن از ناحیۀ نفْس است! [می‌گوید:] «غلبه کنم بر او! غلبه کنم!» موسی بن جعفر گفته: «غلبه نکن!» باید دید موسی بن جعفر چه می‌گوید، نه این‌که تو چه می‌خواهی!

  • آن‌وقت می‌آیی به خیال خودت، دفاع می‌کنی، [در حالیکه] او را هم می‌کوبی! خبر نداری جاسوس‌های هارون هم نشسته‌اند، تمام مجلس را می‌روند به هارون گزارش می‌دهند! آن‌وقت هارون پدر کِه را در می‌آورد؟! همین موسی بن جعفر را! که آمد آهسته نگاه کرد، گفت: «زبان این [شخص] از شصت هزار شمشیرزن، برای من بدتر است!» چرا؟ زندان را کِه کشید؟! تو که نه، موسی بن جعفر [کشید]! در به دری را موسی بن جعفر [کشید]! آقا! [وقتی] می‌گوید: «حرف نزن!» نزن دیگر! مگر صاحب نداری؟! خب صاحبت می‌گوید: «حرف نزن!» اگر از پیش خودت است، برو گم‌شو! برو گم‌شو! اگر از ناحیۀ موسی بن جعفر است، آنجایی که می‌گوید: «بایست!» باید ایستاد. آنجایی که می‌گوید: «بنشین!» باید نشست. آنجایی که می‌گوید: «حرف بزن!» [حرف بزن]. آنجایی هم که می گوید: «نزن!» نباید بزنی!

/ 260