
اهمیت صدق و اخلاص در جمیع شئون زندگی
اسفار 750 :اهمیت صدق و اخلاص در جمیع شئون زندگی -
اهمیت صدق و اخلاص در جمیع شئون زندگی
توضیحات:
اسفار 750 :اهمیت صدق و اخلاص در جمیع شئون زندگی -
اهمیت صدق و اخلاص در جمیع شئون زندگی
11یک بندۀ خدایی مدتی پیش - نمیدانم پارسال بود، کِی بود - آمده بود [میگفت:] «آقا، شما اگر یک سفری بکنید و مثلاً یک تنوعی باشد، برایتان [خوب است!] گفتم: چه چه است؟! چه داری میگویی؟! درست حرف بزن! صریح حرف بزن!
گفت: «حالا اگر بروی، ما چه میکنیم و... .»
گفتم: «اتفاقاً من قصد سفر داشتم، اما حالا نمیروم! یک مدتی نمیروم؛ میایستم سر جایم!»
این [حرفها] چیست؟! یعنی که چه؟! این حرفها چیست؟! مگر ما میتوانیم در کار خدا دخالت کنیم؟! مگر میتوانیم در مشیّت خدا دخالت کنیم؟! این روشی است که بزرگان به ما یاد دادهاند؛ ائمه به ما این را یاد دادهاند. چقدر خوب است که انسان صادق باشد؛ مرحوم آقا [علامه طهرانی] میگفتند که ما باید اینطور باشیم؛ اینطور حرکت کنیم؛ [صداقت داشتهباشیم].
همین قضیه که خدمتتان عرض کردم، چقدر واقعا [ماندگار است!] چقدر این حالت ماندگار است که من هر دفعه از داخل صحن [حرم] رد میشوم، بیاختیار باید یک فاتحه بخوانم. اگر فاتحه نخوانم، انگار یک چیزی را از دست دادهام. اینها چیزهایی است که انسان را نگه میدارد؛ به انسان و به زندگیِ انسان جهت میدهد؛ به زندگی انسان هدف میدهد؛ راه و روش انسان را [مشخص میکند]! این مطالب، این قضایا، [این] مبانی، مبانیِ خیلی بزرگی و ارزشمندی است. اینها را ما بایستی نگه داریم و اشاعه بدهیم و تبلیغ کنیم؛ تا اینکه مردم بدانند که مسائل فقط این نیست که میشنوند و میبینند و تصور میکنند که گذشتگان هم بر همین کیفیت بودهاند، بر همین نَسَق بودهاند، نه! مسئله به این نحو نیست. اگر ائمۀ ما برایشان مشکلی پیش میآمد، خودشان نفر اولِ آن مشکل بودند! أمیرالمؤمنین علیه السلام مگر در نهج البلاغه ندارد: «کنّا إذا اشتدّ الحرب، نعوذ برسول الله!» در زمان جنگ وقتی جنگ شدید میشد؛ حملات دشمن بر ما سخت و [شدید] میشد، ما برای اینکه قوت بگیریم، میرفتیم سراغ پیغمبر. «و کان أقدم منّا إلی العدوّ!؛ پیغمبر از همه به دشمن نزدیکتر بود!» مگر اسلام به پیغمبر منوط نبود؟! او که دیگر وحی برایش میآمد! حداقل، الآن الحمدلله به ما وحی که نمیآید! شاید هم یک روز بیاید! یک روزی بنده به یکجایی برسم بگویم: «وحی آمده!» میرسیم دیگر بالاخره! پله پله! اللهم بیر بیر! میرسیم! او که برایش وحی میآمد و او که جبرائیل برایش نازل میشد، از همه به دشمن نزدیکتر بود.
