
کیفیت تبدیل سیئات به حسنات
تفسیر آیۀ ﴿أُوْلَٰٓئِكَ يُبَدِّلُ ٱللَهُ سَئَِّاتِهِمۡ حَسَنَٰات
در این گفتار مرحوم آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس اللّه سرّه، به کیفیت تبدیل سیّئه به حسنه پرداخته است. ایشان ضمن اشاره و نقد برخی دیدگاهها در این باره، به واکاوی حقیقت این تبدّل میپردازد و بیانی بدیع و عرفانی ارائه میکند و در ضمن، با بیان حکایات و اشاره به سیَر بزرگان، مطلب را تقریر و به اذهان تقریب مینماید. حضرت استاد با اشاره به این نکته که تصور عموم مردم در انجام عبادات، جمع کردن ثوابِ بیشتر است، به این پرسش پاسخ میدهند که آیا همین مقدار برای رسیدن به مقام عبودیت، کافیست؟ در ادامه استاد حسینی طهرانی به بیان نکاتی پیرامون کیفیت مواجهه نفس با مسائل مختلف میپردازند و خلوص نیت را شرط اساسی برای پذیرش اعمال میدانند.
کیفیت تبدیل سیئات به حسنات
توضیحات:
در این گفتار مرحوم آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس اللّه سرّه، به کیفیت تبدیل سیّئه به حسنه پرداخته است. ایشان ضمن اشاره و نقد برخی دیدگاهها در این باره، به واکاوی حقیقت این تبدّل میپردازد و بیانی بدیع و عرفانی ارائه میکند و در ضمن، با بیان حکایات و اشاره به سیَر بزرگان، مطلب را تقریر و به اذهان تقریب مینماید. حضرت استاد با اشاره به این نکته که تصور عموم مردم در انجام عبادات، جمع کردن ثوابِ بیشتر است، به این پرسش پاسخ میدهند که آیا همین مقدار برای رسیدن به مقام عبودیت، کافیست؟ در ادامه استاد حسینی طهرانی به بیان نکاتی پیرامون کیفیت مواجهه نفس با مسائل مختلف میپردازند و خلوص نیت را شرط اساسی برای پذیرش اعمال میدانند.
کیفیت تبدیل سیئات به حسنات
6ایشان میگفتند: «آن موقعی که در جده خواست بدهد، یکدفعه من چشمم به آن بلیط افتاد و دیدم به اسم یکی دیگر است.» حالا اسم زن هم بود. یک پیرزنی بود آنجا مرده بود، در همان مکّه فوت کرده بود، همانجا هم در قبرستان دفنش کرده بودند گفتم: «این آقایی که بلیطها را چک میکند الان به من چه میگوید؟!» میگوید: «آقا این که بلیط شما نیست، با پاسپورت شما نمیخواند. لابد بلیط شما [مشکلی داشته است].»
ایشان میگفتند: «حالتی بر من در آن لحظه گذشت ـ°تعبیر ایشان این بود°ـ حالتی که در همۀ عمرم کم مثلش برایم اتفاق افتاده بود.» و بعد با او قطع [رابطه کردند.] او را هم همه میشناختند، از همین بازاریها بودند و در بازار تهران پارچه فروش بود. گفتند: «اصلاً با او قطع رابطه کردم.» گفتند: «بابا من ده برابر پول بلیط به تو میدادم، چهکاری است که تو داری انجام میدهی؟» آن وقت این نگاه کند [و ببیند این بلیط برای مرحوم آقا نیست!] حالا خوب بود آن افسری که مسئول بود اصلاً توجه نکرد، و رد کرد، خلاصه شلوغ و پلوغ [کردند و] آن هم قالتاق بازی [درآورد] و اینها را هم خوب بلدند دیگر! آنهایی که اهل این حرفا و قالتاق بازی هستند، بله! تو قالتاق بازی نمرهشان بیست است! بیست با دوتا علامت ضربدر! سهتا چهارتا. او یک طوری شلوغ کرد و فلان و... که مثلاً طرف توجه نکند و حاج آقا بفرمایید و حاج آقا بفرمایید که مثلاً دیگه رد شده باشد و [توجه نکند که] چه کسی بوده؟ مرد بوده، زن بوده است؟
درست شد؟ درحالیکه شاید [اگر] این یک قضیّه برای ما اتفاق بیفتد همین قدر یک مقدار ناراحت بشویم. همین قدر که خلاف توقع مان باشد. بیشتر به او بزنیم تا به خودمان، او چرا چنین پدرسوختگی دارد درمیآورد و میخواهد کلک بزند؟! اما به خودمان نگاه نکنیم که حالا از نقطهنظر انتسابش به ما قضیّه چه میشود؟ خب این آدم پدرسوختۀ متقلّب حقّه بازی است. خب هیچ، هیچ! این اینطوری است. این طرف چه میشود؟ این که الان دارد میرود، این الآن طرف آن [مسئول فرودگاه] است دیگر، او نگاه نمیکند [که چه کسی مسئول این اشتباه است]، آن [مسئول کاروان] هم شاید اصلا در برود، این آدم که نمیایستد جواب بدهد، میگذارد میرود. آدم اینطوریکه پای چیزی نمیایستد، این چهطور میشود؟
