
کیفیت تبدیل سیئات به حسنات
تفسیر آیۀ ﴿أُوْلَٰٓئِكَ يُبَدِّلُ ٱللَهُ سَئَِّاتِهِمۡ حَسَنَٰات
در این گفتار مرحوم آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس اللّه سرّه، به کیفیت تبدیل سیّئه به حسنه پرداخته است. ایشان ضمن اشاره و نقد برخی دیدگاهها در این باره، به واکاوی حقیقت این تبدّل میپردازد و بیانی بدیع و عرفانی ارائه میکند و در ضمن، با بیان حکایات و اشاره به سیَر بزرگان، مطلب را تقریر و به اذهان تقریب مینماید. حضرت استاد با اشاره به این نکته که تصور عموم مردم در انجام عبادات، جمع کردن ثوابِ بیشتر است، به این پرسش پاسخ میدهند که آیا همین مقدار برای رسیدن به مقام عبودیت، کافیست؟ در ادامه استاد حسینی طهرانی به بیان نکاتی پیرامون کیفیت مواجهه نفس با مسائل مختلف میپردازند و خلوص نیت را شرط اساسی برای پذیرش اعمال میدانند.
کیفیت تبدیل سیئات به حسنات
توضیحات:
در این گفتار مرحوم آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس اللّه سرّه، به کیفیت تبدیل سیّئه به حسنه پرداخته است. ایشان ضمن اشاره و نقد برخی دیدگاهها در این باره، به واکاوی حقیقت این تبدّل میپردازد و بیانی بدیع و عرفانی ارائه میکند و در ضمن، با بیان حکایات و اشاره به سیَر بزرگان، مطلب را تقریر و به اذهان تقریب مینماید. حضرت استاد با اشاره به این نکته که تصور عموم مردم در انجام عبادات، جمع کردن ثوابِ بیشتر است، به این پرسش پاسخ میدهند که آیا همین مقدار برای رسیدن به مقام عبودیت، کافیست؟ در ادامه استاد حسینی طهرانی به بیان نکاتی پیرامون کیفیت مواجهه نفس با مسائل مختلف میپردازند و خلوص نیت را شرط اساسی برای پذیرش اعمال میدانند.
کیفیت تبدیل سیئات به حسنات
17[امام] دارد اینها را میگوید، خب اینها را میگوید که از آن طرف ما هم بفهمیم دیگر که چه خبر است. او که امام است، قضیّهاش این است. دیگر حالا ما باید حال خودمان را بدانیم! این نکته هست که عبودیّت انسان را تمام میکند. پس ﴿أُوْلَٰٓئِكَ يُبَدِّلُ ٱللَهُ سَئَِّاتِهِمۡ حَسَنَٰتٖ﴾ را هم [توضیح دادیم.]
تفاوت میان اضطراب سرّ و اضطراب نفس
تلمیذ: اضطراب سرّ را اگر میشود توضیح بدهید؟
استاد: اضطراب سرّ، حفظ مرتبۀ جمعیّت، بین هو هویّت ـ که همان مرتبۀ ذات است ـ و بین آن إعمال مقام واحدیت است. این را اضطراب سرّ میگویند. یعنی در آن جمعیّتی، که شخص باید تعلّق به ذات داشته باشد و از آن ذات به مراتب اسماء و صفات توجه کند، [چیز دیگری اتفاق بیفتد]. [منظور از اینکه] توجّه کند [این نیست] که فکر کند، آنها فکر نمیکنند، [بلکه] آن تعلّق و آن ربط [مورد نظر است]. [به عنوان مثال] شما که به پسرتان محبت دارید، فکر نمیکنید تا محبت داشته باشید؛ محبّت را دارید. ربط را دارید. آن مادری که به بچّهاش علاقه و محبت دارد، فکر نمیکند [تا محبت داشته باشد]. آیا تا حالا دیدهاید مادر فکر کند که بنده به این محبت دارم؟ حالا چهکار کنم محبّتم بیشتر بشود، چهکار کنم کمتر بشود؟ [یعنی] اگر فکر کند، محبت بیاید، و اگر فکر نکند، محبت نیاید؟! محبت فکری نیست. محبت، ربط است. علاقه ربط است. عشق ربط است، حسّ است، فکر نیست.
ما فکر میکنیم. به آن جنبۀ تجلّی در آثار و اینها همه فکر میکنیم. ولی در اولیاء خدا ربط است، فکر نیست. آن ربط بین ذات و خودشان گاهی اوقات به اسماء و صفات برمیگردد. یعنی از آن تعلق ذات، گاهی اوقات به واسطۀ حالشان، ـ چون حالشان هنوز استقرار پیدا نکرده و ملکه نشده است ـ [به اسماء و صفات برمیگردد]. آن حال ـ که قبل از اینکه ملکه بشود ـ که فقط این ذات به آن ذات متصل باشد و حتی اسماء و صفات هم در آنجا نیاید سیر بکند، به مرتبۀ اسماء و صفات میآید و یکدفعه مشاهداتی برای او انجام میشود که آن مشاهدات با آن ارتکاز تامّ به سرّ و به آن ذات منافات دارد! این را اضطراب سرّ میگویند.
