
کیفیت تبدیل سیئات به حسنات
تفسیر آیۀ ﴿أُوْلَٰٓئِكَ يُبَدِّلُ ٱللَهُ سَئَِّاتِهِمۡ حَسَنَٰات
در این گفتار مرحوم آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس اللّه سرّه، به کیفیت تبدیل سیّئه به حسنه پرداخته است. ایشان ضمن اشاره و نقد برخی دیدگاهها در این باره، به واکاوی حقیقت این تبدّل میپردازد و بیانی بدیع و عرفانی ارائه میکند و در ضمن، با بیان حکایات و اشاره به سیَر بزرگان، مطلب را تقریر و به اذهان تقریب مینماید. حضرت استاد با اشاره به این نکته که تصور عموم مردم در انجام عبادات، جمع کردن ثوابِ بیشتر است، به این پرسش پاسخ میدهند که آیا همین مقدار برای رسیدن به مقام عبودیت، کافیست؟ در ادامه استاد حسینی طهرانی به بیان نکاتی پیرامون کیفیت مواجهه نفس با مسائل مختلف میپردازند و خلوص نیت را شرط اساسی برای پذیرش اعمال میدانند.
کیفیت تبدیل سیئات به حسنات
توضیحات:
در این گفتار مرحوم آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس اللّه سرّه، به کیفیت تبدیل سیّئه به حسنه پرداخته است. ایشان ضمن اشاره و نقد برخی دیدگاهها در این باره، به واکاوی حقیقت این تبدّل میپردازد و بیانی بدیع و عرفانی ارائه میکند و در ضمن، با بیان حکایات و اشاره به سیَر بزرگان، مطلب را تقریر و به اذهان تقریب مینماید. حضرت استاد با اشاره به این نکته که تصور عموم مردم در انجام عبادات، جمع کردن ثوابِ بیشتر است، به این پرسش پاسخ میدهند که آیا همین مقدار برای رسیدن به مقام عبودیت، کافیست؟ در ادامه استاد حسینی طهرانی به بیان نکاتی پیرامون کیفیت مواجهه نفس با مسائل مختلف میپردازند و خلوص نیت را شرط اساسی برای پذیرش اعمال میدانند.
کیفیت تبدیل سیئات به حسنات
15شگردهای نفس انسان برای إغواء او
نفس اینطور است! نفس خیلی بلا است، خیلی! [عجیب] موشمردهای است! آنچنان خودش را به موشمردگی میزند! آنچنان خودش را عابد نشان میدهد! آنچنان خودش را متواضع نشان میدهد! آنچنان خودش را عبد نشان میدهد! آنچنان خودش را زیر پای همۀ مردم نشان میدهد! آنچنان خودش را خادم مردم و خادم ملّت و فدایی مردم و ملّت نشان میدهد! آنچنان خودش را خدمتگزار نشان میدهد! ای موشمرده! ای موشمرده! این [نفس] وقتی همه را نشان داد، یکدفعه یک جا خلاف توقعش درمیآید! تو که تا حالا این را میگفتی، این کجایش خادم است! این کجایش «من از همه پایینترم» است! این کجایش «من نمیدانم چه میکنم و چه میکنم» است! این کجایش «من زیر پای همۀ مردم هستم» است! [اصلا] این حرفها چیست؟ تمام دنیا را هم تکّهپاره میکنی که از حرفت برنگردی!
تا حالا این نفس خودش را به موشمردگی زده [بود] ولی نمرده [بود]! موشمرده بود. موشمردگی با مردگی دوتا است! موشمردگی [برای] گربه [است]! وقتی [گربه] میرود یک موش صید میکند این خودش را میزند به مردگی. این را میگویند موشمردگی! همین که میبیند گربه رفت، بلند میشود و میرود و گربه هم دنبالش میافتد. میگوید: خودت را برای من داری به موشمردگی میزنی؟ من خودم هفتاد هزارتا مثل تو را یک لقمه کردهام! برای من معلَّق نزن! ای موشمرده! درست شد. [وقتی که موش] مرده است اینطور نیست. همینکه مرده است، مرده است دیگر گربه هم ولش میکند. میگوید این که مرده است ولش کنم. من دنبال موش زنده میروم، موشمرده که نمیخواهم.
بعضیها خوابند، بعضیها خودشان را به خواب میزنند. آنهایی که خوابند، آدم تکانشان میدهد بیدارشان میکند. آنهایی که خودشان را به خواب میزنند چه[کار] باید کرد؟ هیچ کاری نمیشود کرد. [چون خودش را] به خواب میزند. این نفس هم خودش را به خواب میزند، خواب نیست. خودش را به موشمردگی میزند! [وقتی] در میان مردم صحبت میکند، [همه میگویند:] بهبه! عجب آدمی! چقدر آدم متواضعی است! چقدر آدم خَدومی است! چقدر خودش را پایین آورده است! [میگوید:] من دست شما را میبوسم! خب بیا ببوس! این «دست تو را میبوسم» بقیّه هم دارد؛ حق نداری حرفی بزنی، حواست باشد. ولی نه! [میگوید:] دستت را میبوسم ولی [باید] به حرف من گوش بدهی! پس این چیست؟ موشمردگی است. [میگوید:] من دست شما را میبوسم. آقا من خادم شما هستم. من خاک پای شما هستم. من چه هستم، من چه هستم. هر چه بگویید [هستم]. [همه میگویند:] با این علمش دارد چه میگوید! با این مقامش چهکار دارد میکند! با این وضعیّتش چهکار دارد میکند! اینها همه چیست؟ موشمردگی است نه مردگی.
