
تفسیر علی به حق و حق به علی علیهالسلام
اسفار 735: شرح و بیان اسرار روایت: علی مع الحق و الحق مع علی -
تفسیر علی به حق و حق به علی علیهالسلام
توضیحات:
اسفار 735: شرح و بیان اسرار روایت: علی مع الحق و الحق مع علی -
تفسیر علی به حق و حق به علی علیهالسلام
3فلانی را میبینی! یک شخص عامی است دیگر؛ یک شخص عامی و کاسب (ایشان یک اشتغال از همین اشتغالهای عادی داشت)، ولی خدا یک تیزیِ به او داده است که مطالب را میگیرد.
این عبارت خیلی عبارت قابل تأمّلی است: «خدا یک تیزیِ به او داده که مطالب را میگیرد.»
گفتم: «بله آقاجان! اتفاقاً من هم خودم وقتیکه با ایشان صحبت میکنم، میبینم نظراتی که میدهد و مسائلی که میگوید، به ایشان نمیآید که یکچنین نظریه قابل توجهی ارائه بدهد.» این [شخص] یک فرد عادی و عامی است و اشتغال به همین چیزهای عادی دارد.
ایشان گفتند: «بله همینطور است! این [توانایی ایشان] برای این است که خودش را سپرده است!»
این عبارت، عبارت خیلی عجیبی است: «چون خودش را سپرده است!» خودش را که بسپارد، قلب باز میشود؛ آن حالت رضا و تسلیم، موجب میشود که این دل باز شود و آن نفحات بیاید. نفحات هم که از عالَم حقّ میآید؛ از عالَم اعتبار و تخیّل و اوهام که نفحاتی وجود ندارد. [نفحات] از آنجا [یعنی عالَم حقّ] میآید و در این دل قرار میگیرد.1 وقتی که افرادی از بزرگان و معاریف، یک نظریهای را نسبت به مسائل اجتماعی میدادند، من یکدفعه میدیدم این [شخص] یک چیز دیگر گفت! [انسان] خب نسبت به قضایای اجتماعی، نسبت به مسائل سیاسی، نسبت به مسائل متعارف در بین مردم، بههمین راحتی و بههمین [آسانی] هم نمیتواند که بدواً و بدون تأمل نظریه بدهد که «فلان کار اشتباه است!»، «فلان تصمیمی که گرفته شده، اشتباه است!»، «فلان قضیهای که انجام شده، درست است!»
این «درست است» و «اشتباه است» و «غلط است»، برای ما خودش مسئله بود. [کسی] که خودش را تسلیم کرده، آن [چیزی] که باید به فکر و نظرش برسد، میرسد. البته اینطور هم نیست که آدم خیال کند که دیگر حالا این [شخص] شد پیغمبر و [همۀ سخنانش] وحی است! نه، بایستی که [طبق] موازین باشد؛ چون ممکن است انسان در یک موقعیت، دچار توهّم شود. ما که معصوم نیستیم! ولی اگر فرد به این نحوه حرکت کند، خدا دستش را میگیرد. آنچه را که ما در دوراهیها و چندراهیها و تشکیکات و ابهامات و تشتّت آراء و اختلاف سلائق و نظریه و انظار در میان افراد مشاهده میکنیم، میبینیم این قشنگ یک راه را انتخاب میکند و بعد [میبینیم] واقع هم همین بوده است.
- رجوع شود به کتاب آیین رستگاری، جلسه 2 ص 57
