اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

دیدگاه پیامبر اکرم نسبت به نماز

و مقایسۀ آن با دیدگاه خلیفۀ دوم

14٬222

سخنرانی حاضر بخشی از درس 734 اسفار حضرت آیت الله سید محمد محسن حسینی تهرانی رضوان الله علیه است که در آن حضرت استاد با اشاره به جملهحیّ علی خیر العمل پیامبر اکرم و الصّلوة خیرٌ من النّوم خلیفه دوم، به تفاوت جایگاه و حقیقت نماز در یدگاه پیامبر و خلیفه دوم پرداخته و با اشاره به ربطی بودن ماهيت انسان و اینکه چنین ربطی تنها در نماز حاصل می‌شود، معتقد است تنها پیامبر که واسطه فیض الهی است مي‌تواند خیر العمل بودن نماز به عنوان پیوند دهنده انسان به حقیقت هستی را درک ‌کند در حالیکه جمله الصّلوة خیرٌ من النّوم تنها مقایسه‌ای ساده بین نماز و خواب بوده وعاری از هرگونه حقیقت متعالی است وخلیفه دوم به عنوان یک سیاست مدار از درک چنین حقیقتی عاجز و ناتوان است. حضرت استاد در ادامه به معیارهای خدایی بودن زندگی اشاره می‌کند.

دیدگاه پیامبر اکرم نسبت به نماز

توضیحات:

سخنرانی حاضر بخشی از درس 734 اسفار حضرت آیت الله سید محمد محسن حسینی تهرانی رضوان الله علیه است که در آن حضرت استاد با اشاره به جملهحیّ علی خیر العمل پیامبر اکرم و الصّلوة خیرٌ من النّوم خلیفه دوم، به تفاوت جایگاه و حقیقت نماز در یدگاه پیامبر و خلیفه دوم پرداخته و با اشاره به ربطی بودن ماهيت انسان و اینکه چنین ربطی تنها در نماز حاصل می‌شود، معتقد است تنها پیامبر که واسطه فیض الهی است مي‌تواند خیر العمل بودن نماز به عنوان پیوند دهنده انسان به حقیقت هستی را درک ‌کند در حالیکه جمله الصّلوة خیرٌ من النّوم تنها مقایسه‌ای ساده بین نماز و خواب بوده وعاری از هرگونه حقیقت متعالی است وخلیفه دوم به عنوان یک سیاست مدار از درک چنین حقیقتی عاجز و ناتوان است. حضرت استاد در ادامه به معیارهای خدایی بودن زندگی اشاره می‌کند.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

دیدگاه پیامبر اکرم نسبت به نماز

4
  • یک دفعه معاویه داشت امیرالمؤمنین را مدح می‌کرد. می‌گفت خدا رحمت کند، ـ این مدح‌ها همه بعد از فوت است، ها! و الاّ در زمان حیات از این مدح‌ها هیچ خبری نیست. وقتی امیرالمؤمنین می‌میرد و شهیدش می‌کنند و مسئله تمام می‌شود، مدح و ثنا... چون دیگر رقیب نیست! حالا مدح و ثنا هم بکند، به پای تواضعش می‌گذارند! اما خودت اینهایی را که می‌گویی وقتی که علی در قید حیات هم بود، می‌گفتی؟ تو نمی‌گفتی! ـ گفت خدا رحمت کند ابو تراب را. اگر طلا و کاه در پیش او یکسان بود، اگر یک کوه طلا و کاه داشت طلا را زودتر از کاه می‌داد1.

  • مرحوم آقا در اینجا عبارت‌های جالبی می‌فرمودند. یعنی نکته‌هایی در این عبارت‌ها شکفته می‌شد. ایشان می‌فرمودند: او[معاویه] چون دیدگاهش مادّی است علی را هم دارد از دیدگاه مادّی بررسی می‌کند! چون فهمش، فهم مادّی است. او ـ معاویه ـ طلا را، مسلّم بر کاه ترجیح می‌دهد؛ نمی‌آید کاه را بگیرد و طلا را رها کند. ولی آن‌قدر این بندۀ خدا نمی‌داند که برای علی طلا و کاه یکی است. تفاوتی نمی‌کند. طلا و کاه یکی است! نه این که طلا و کاه یکی است، یعنی هر دو به یک نظر، از نظر ارزش؛ [بلکه] او در یک افقی است که غیر از او هرچه می‌خواهد باشد: طلا، سنگ، برلیان، هرچه از امور دنیا و اینها، دیگر برای او تفاوتی نمی‌کند! تا حالا در معیار سنجش قرار بگیرد یا نگیرد. نه! هیچ تفاوتی نمی‌کند.

  • معیارهای الهی و مادی در سنجش ارزش‌ها 

  • یک نفر، در خودش إعمال روّیه می‌کند و این را در خودش ایجاد می‌کند، به‌وجود می آورد که این مسئله به این کیفیت در او باشد. خب شاید موفّق هم بشود. بعید نیست که موفّق بشود، ادامه بدهد، کاری بکند که طلا و کاه پیشش یکسان باشد، ولی این نفسش را به این بی‌ارزشی عادت داده است. خوب است، نه‌اینکه بد است، ولی راه خدا انسان را بالاتر از این می‌برد. راه خدا انسان را به همان حقیقت و مبدأ می‌برد. دیگر غیر از آن مبدأ، همه چیز خواهی‌نخواهی از ارزش می‌افتد. نه‌اینکه این بخواهد خودش را در این مسئله به یک نگرشی وادارد.

    1. . کشف الغمه، ص 93؛ مناقب، ابن‌مغازلی ص 280؛ ینابیع الموده، ص 92.
/ 380