اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

اهمیت شناخت حق و پایبندی به آن

لزوم پرهیز از تحمیل عقیده و بازگشت به معیار توحیدیِ قرآن در قضاوت

14٬372

در این بیان از آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی، حقیقت «شناخت حق و التزام به آن» در پرتو سیره اولیای الهی، با نگاهی انتقادی به برخی رفتارهای رایج در عرصه دین‌داری، علم و تبلیغ تبیین می‌شود. سخنران با هشدار نسبت به پیامدهای تحمیل عقیده و قضاوت‌های شتاب‌زده، تأکید می‌کنند که روش انبیا و ائمه، روش شرح صدر، انصاف و دعوت به تفکّر است؛ نه غوغا، احساسات یا حذف حقیقت. ایشان با استناد به آیات قرآن و نمونه‌هایی از برخورد انبیا ـ همچون داستان‌های داوود، سلیمان و یونس علیهم‌السلام ـ یادآور می‌شوند که قرآن کتاب توحید است و در بیان حقایق، ملاحظه‌کاری و گزینش‌گری ندارد. محور اصلی سخن، ضرورت تدبر در آیات، اصلاح معیارهای فهم دینی، و رهایی از ظاهرگرایی است؛ زیرا جایگاه حقیقی انبیا، اولیا و حتی کودکان شهید کربلا را تنها در پرتو معرفت توحیدی می‌توان شناخت. این بیان، دعوتی است به بازگشت به صداقت، عدالت، و فهم ژرف از قرآن و سیره اهل‌بیت.

اهمیت شناخت حق و پایبندی به آن

توضیحات:

در این بیان از آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی، حقیقت «شناخت حق و التزام به آن» در پرتو سیره اولیای الهی، با نگاهی انتقادی به برخی رفتارهای رایج در عرصه دین‌داری، علم و تبلیغ تبیین می‌شود. سخنران با هشدار نسبت به پیامدهای تحمیل عقیده و قضاوت‌های شتاب‌زده، تأکید می‌کنند که روش انبیا و ائمه، روش شرح صدر، انصاف و دعوت به تفکّر است؛ نه غوغا، احساسات یا حذف حقیقت. ایشان با استناد به آیات قرآن و نمونه‌هایی از برخورد انبیا ـ همچون داستان‌های داوود، سلیمان و یونس علیهم‌السلام ـ یادآور می‌شوند که قرآن کتاب توحید است و در بیان حقایق، ملاحظه‌کاری و گزینش‌گری ندارد. محور اصلی سخن، ضرورت تدبر در آیات، اصلاح معیارهای فهم دینی، و رهایی از ظاهرگرایی است؛ زیرا جایگاه حقیقی انبیا، اولیا و حتی کودکان شهید کربلا را تنها در پرتو معرفت توحیدی می‌توان شناخت. این بیان، دعوتی است به بازگشت به صداقت، عدالت، و فهم ژرف از قرآن و سیره اهل‌بیت.

در حال بارگذاری...
00:00:00
پخش صوت

اهمیت شناخت حق و پایبندی به آن

10
  • ولی قرآن این‌طور نیست؛ قرآن براساس حُبّ و بغض نیست. قرآن کتاب توحید است. در توحید بین پیغمبر و ابوسفیان فرق گذاشته نمی‌شود. جایگاه هر کدام باید مشخص باشد. در توحید، همه چیز باید سر جایش باشد. [حتی] اگر ابوسفیان است نباید به او دروغ بگوییم؛ باید به او راست بگوییم. ابوسفیان است؟! باشد! اگر یزید است [که] بدترین فرد عالَم است [باز هم] نباید به او دروغ بگوییم. امانتی را که به تو داد نباید امساک کنی؛ باید پس بدهی. اگر از تو طلب [ادای] شهادت دعوت کرد، نباید شهادت به کذب بدهی. اگر گفت: «آقا، من در فلان مجلس این حرف را نزدم؟» شما بگویید: «نه‌خیر، نزدی!» نمی‌توانی [این‌طور خلاف واقع] بگویی! [و اِلاّ] کار حرام انجام داده‌ای! یزید است؟! باشد! کشتن امام حسینش سر جای خودش و خدا پدرش را هم درمی‌آورد، ملعونِ اوّل و آخر هم هست به‌جای خودش؛ امّا [در قبال] شهادتی که طلب می‌کند، اگر می‌خواهی شهادت بدهی باید شهادت به صدق بدهی؛ نباید دروغ بگویی. این مکتب، مکتب امام حسین است.

  • در مکتب امام حسین، حقایق بدون مصلحت‌اندیشی‌های باطل بیان می‌شود

  • اگر امام حسین کارش مثل ما بود و مثل ما می‌گفت: «اینجا صلاح است دروغ بگویی، اینجا صلاح است که این کار را [انجام بدهی].» آن‌موقع دیگر ما برایش گریه نمی‌کردیم! من یکی برایش گریه نمی‌کردم! من یکی برایش عزا نمی‌گرفتم! ابداً! من برای امام حسینی عزا می‌گیرم و گریه می‌کنم که تمام کارش و اعمالش با هدفش تطبیق کند. آن امام حسین، امام حسین [واقعی] است.

  • تا دم مرگ آن حریّت و آزادگی و صداقت خودش را نگه می‌دارد. نفْس اَبيّه‌‌ای را که دارد، تا شب عاشورا نگه می‌دارد؛ می‌گوید: «هرکس می‌خواهد برود، برود؛ اینجا نماند. من بیعتم را برمی‌دارم!» گرچه در همین جلسۀ [شرح حدیث] عنوان [بصری] قبلی گفتم: «کسانی که شب عاشورا امام حسین را ترک کردند، فعل حرام انجام دادند و مستحق خلود [در جهنّم] هستند؛ چون دفاع از امام ِحیّ شرعاً واجب است.» حالا [امام حسین را ترک] کردند؛ ولی به نظر من [طبق] آنچه ما از امام حسین می‌دانیم، گمان می‌کنم امام حسین اینها را هم ببخشد! می‌گوید: «همین قدر که ما را نکشتید [شما را می‌بخشیم].» دیگر حالا [دربارۀ] آنهایی هم که [با قتل حضرت جنایت] کردند، [حضرت] خودشان می‌دانند [چطور حکم کنند]؛ ما نمی‌دانیم. ولی آنچه ما از آن فتوّت و مردانگی امام حسین می‌دانیم [این طور نیست که] خودش به یکی بگوید بروید و بعد عذاب کند! من ‌چنین تصوری ندارم. نمی‌دانم درست است یا نه.

/