
بسته بودن فضای حاکم بر حوزه علمیه
توهین به اولیاء و سکوت حوزه علمیّه
1ـ فرهنگ غرب و دیدگاه علامه طباطبایی نسبت به آن2ـ طبیعی بودن اختلاف نظر در مسائل علمی3ـ درویش کشی بعضی از علماء4ـ رفتار دوگانه حوزه علمیه نسبت عرفاء5ـ تلاش بزرگان برای احیای دروس عرفان وفلسفه در حوزه6ـ پاسخ به ندای فطرت تنها راه نجات جوامع بشری7ـ ظهور روزنههای امید در فهم مردم
بسته بودن فضای حاکم بر حوزه علمیه
توضیحات:
1ـ فرهنگ غرب و دیدگاه علامه طباطبایی نسبت به آن2ـ طبیعی بودن اختلاف نظر در مسائل علمی3ـ درویش کشی بعضی از علماء4ـ رفتار دوگانه حوزه علمیه نسبت عرفاء5ـ تلاش بزرگان برای احیای دروس عرفان وفلسفه در حوزه6ـ پاسخ به ندای فطرت تنها راه نجات جوامع بشری7ـ ظهور روزنههای امید در فهم مردم
بسته بودن فضای حاکم بر حوزه علمیه
9موقعیت و جایگاه علمی علامه طهرانی
مگر پدر ما قویترین شاگرد درس آقای خویی و آقای شاهرودی نبود؟! مگر خودتان نمیگویید؟! مگر هم مباحثۀ آقای سیستانی نبود؟! شش سال با آقای سیستانی در نجف هم مباحثه بود! بروید بپرسید که هممباحثۀ آقای سیستانی کِه بود؟ میگویند: «آقا سید محمدحسین طهرانی». الآن افرادی که دارند [نزدشان] میروند، خود آقای سیستانی میگوید: «آقا سید محمدحسین طهرانی یک دُرّی بود که دیگر مثلش پیدا نمیشود!» چه شد؟! آقای سیستانی! حالا من نمیدانم این مطلب به گوش شما رسیده یا نرسیده؟! شما که الآن دارید میبیند از همان هرکسی که دارید حرف میزنید، [نمیتوانید بگویید که] آقای سید کذایی از بنده دروغ جعل کرده که [گفته]: «بنده کتاب پسر آقای طهرانی را بردم پیش آقای سیستانی و نشان دادم و ایشان این حرف را زده»؟! دیگری رفته گفته آقای سیستانی [آیا چنین قضیهای واقعیت دارد؟] گفته: «کِی من چنین حرفی راجع به پسر ایشان زدهام؟!» و [ایشان] خیلی هم (اتفاقاً دو یا سه مرتبه) پیغام دادند که من را ببینند، منتهی من نتوانستم. میخواستم فقط اوقاتم در آنجا به زیارت بگذرد؛ نرفتم.
یعنی تهمت درست کردن و دروغ درست کردن عین آب خوردن [شده است]! همهجا پخش کردهاند که ما کتاب را بردیم پیش ایشان و ایشان گفته: «عجب! عجب! ایشان راجع به ما این حرف را زده!» گفتم: «من کِی یکچنین حرفهایی زدهام؟! من کِی اسم شما را آوردهام؟!» بعد معلوم شده که قضیّه کذب محض بوده! یعنی واقعاً در بین افراد اینقدر بیاخلاقی است! واقعاً خیلی عجیب است که مشاهده میکنیم به این راحتی و این سادگی [دروغ گفته میشود]!
اینکه من در آنجا آمدهام تعمداً اسم بردهام و آن مطلب را مطرح کردهام، بهخاطر این است که بگویم: «من آدمی نیستم که مُنْتَحِل و منتسب به یک جریان باشم!» هر کسی میخواهد باشد و به هر کیفیتی میخواهد باشد، مسئله در یک نَسَق است و این، در اصلِ این قضیّه و این مطالب باید منحیثالمجموع مورد بحث قرار بگیرد.
