
لزوم بیان دقیق حقایق
و امانتداری در نقل تاریخ
در این گفتار حضرت آیة الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه به لزوم بیان دقیق تاریخ اسلام و سیره ائمه علیهم السلام اشاره میفرماید. ایشان در ابتدا به نکاتی پیرامون ارزش و اهمیت دست نوشتههای حضرت علامه طهرانی رضوان الله علیه پرداخته و سپس بیان میدارد بیان دقیق حقایق و عدم کتمان تاریخ، باعث رشد افراد شده و به آنها کمک میکند تا در انتخاب راه صحیح و اتخاذ مبانی درست توفیق یابند. مرحوم استاد به این نکته اشاره مینمایند که تبیین بخشهای تاریک تاریخ اسلام در گذشته، میتواند راهنمای نسل جوان برای انتخاب درست و هدفگذاری صحیح در مسیر رشد و کمالشان باشد. ایشان در خلال این مبحث، به بیان نمونههایی از تاریخ اسلام و تاریخ معاصر میپردازند.
لزوم بیان دقیق حقایق
توضیحات:
در این گفتار حضرت آیة الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه به لزوم بیان دقیق تاریخ اسلام و سیره ائمه علیهم السلام اشاره میفرماید. ایشان در ابتدا به نکاتی پیرامون ارزش و اهمیت دست نوشتههای حضرت علامه طهرانی رضوان الله علیه پرداخته و سپس بیان میدارد بیان دقیق حقایق و عدم کتمان تاریخ، باعث رشد افراد شده و به آنها کمک میکند تا در انتخاب راه صحیح و اتخاذ مبانی درست توفیق یابند. مرحوم استاد به این نکته اشاره مینمایند که تبیین بخشهای تاریک تاریخ اسلام در گذشته، میتواند راهنمای نسل جوان برای انتخاب درست و هدفگذاری صحیح در مسیر رشد و کمالشان باشد. ایشان در خلال این مبحث، به بیان نمونههایی از تاریخ اسلام و تاریخ معاصر میپردازند.
لزوم بیان دقیق حقایق
7اما یکمرتبه قضایایی پیش میآید، یک مسائلی پیش میآید، یک خصوصیاتی پیش میآید که انسان نمیتواند از آن مطالب به راحتی بگذرد، نمیتواند از آنها دیگر عبور بکند؛ میآید بهطور کلی در سیستم تفکّریاش ایده میسازد، اصلاً یک مبنا درست میکند. چرا؟ چون مبانی فکری انسان تابع مقدمات و بدیهیات و اولیات است و یکی از اولیات مشاهدات است. و بر آن مبنا وقتی که انسان بیاید و مشاهدات خودش را معیار و ملاک قرار بدهد، این مسئله چه میشود؟ جزء مسائل اوّلی و پایه برای طرح یک نظریه علمی، یک نظریه اجتماعی و یک نظریه فقهی میشود.
اهمیت مواجهه با حقایق تاریخ ائمه علیهم السلام
لذا یکی از مسائلی که خیلی برای بزرگان مورد توجه بود، همین بود که چرا ما باید در یک فضای ساختگیِ تشیّعِ پیراسته شده قرار بگیریم؟ علت اینکه بسیاری از افراد در زمان ائمه اینها به انحراف کشیده میشدند، بهخاطر این بود که خودشان از نزدیک شاهد مسائل و تضادها و اختلافات و اینها بودند. یک امام برای آنها آرایش و پیرایش نشده بود. برای ما امام پیرایش میشود! هر شخصی برطبق دلخواه خودش میآید مسائل امام را برای ما تفسیر میکند!
امام سجاد میآید با آن حاکم و فرمانده خونخوارِ یزید که در مدینه میآید، بیعت میکند. امام سجاد بیعت میکند بر اینکه مطیع باشد هرچه را که یزید میگوید و هرچه را که نمیگوید ترک بکند.
خب حالا مؤلّف، گوینده و امثالذلک و کسان دیگر که یک مقداری بیشتر جسارت خودشان را هم میتوانند در این قضیّه إعمال کنند، اینها میآیند و این عمل امام سجاد را اصلاً بهطور کلی دور از شأن امام قلمداد میکنند. اگر در وهلۀ اول است بهطور کلی انکار مسئله و اگر زورشان به انکار مسئله نرسید، میآیند و در صدد اخفاء مسئله برمیآیند.
در راه اول انکار: [میگویند] بهطور کلی اصلاً این قضیّه دروغ است و سند ندارد و چه کسی گفته است و این حرفها؟ در مسئله دوم وقتی که نه آقا این قضیه بوده و اتفاق افتاده است، اخفاء قضیّه: [میگویند:] معلوم نیست چه بوده است، معلوم و نباید گفت، این حرفها را نباید زد!
