اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

بیاناتی پیرامون امام هادی علیه السلام

19٬050
جلسات

فرمایش امام هادی علیه السّلام در تفاوت ایمان و اسلام. بیان تاریخ ولادت و شهادت حضرت امام هادی علیه السّلام. مختصری از تاریخ حضرت امام هادی علیه السّلام. خفقان شدید علیه شیعیان در زمان امام هادی علیه السّلام. منع زوّار سیّدالشّهدا علیه السّلام از زیارت و تخریب قبر مطهّر. رفتن مغنّیه‌های متوکّل به زیارت سیّدالشّهدا علیه السّلام. تحمّل مصائب و دشواری‌ها برای زیارت سیّدالشّهدا علیه السّلام. نهایت ظلم و ستم بر شیعیان و علویّین در عصر متوکّل. هلاکت متوکّل به دست فرزندش منتصر. خدمات منتصر به علویّین. ملاقات علی بن مهزیار با حضرت هادی علیه السّلام. شفای متوکّل توسّط حضرت هادی علیه السّلام. برخوردهای شدید متوکّل لعنه اللَه با حضرت امام هادی علیه السّلام. احضار حضرت هادی علیه السّلام به مجلس شراب توسّط متوکّل. اشعار تکان‌دهندۀ حضرت هادی علیه السّلام در مجلس متوکّل. تحقیر و تضعیف امام هادی علیه السّلام توسّط متوکّل و عاقبت آن. مفید بودن ایمان قلبی در هر شرائطی. شهادت حضرت هادی علیه السّلام. محبوس‌بودن امام هادی علیه السّلام و رفاه خاندان متوکّل. عصر امام هادی، عصر آمادگی جهت غیبت کبریٰ. تبیین علّتِ کم بودن روایات منقول از امام هادی علیه السّلام. شهادت امام هادی علیه السّلام توسّط بنی‌عبّاس و تجهیز بدن مطهّر به دست خودِ آنها. هجوگویی شعراء و مردم علیه بنی‌عبّاس برای تخریب قبر مطهّر سیّدالشهدا علیه السّلام. تحمّل شدائد و مصیبت‌ها توسّط اهل‌بیت علیهم السّلام برای هدایت انسان.

بیاناتی پیرامون امام هادی علیه السلام

توضیحات:

فرمایش امام هادی علیه السّلام در تفاوت ایمان و اسلام. بیان تاریخ ولادت و شهادت حضرت امام هادی علیه السّلام. مختصری از تاریخ حضرت امام هادی علیه السّلام. خفقان شدید علیه شیعیان در زمان امام هادی علیه السّلام. منع زوّار سیّدالشّهدا علیه السّلام از زیارت و تخریب قبر مطهّر. رفتن مغنّیه‌های متوکّل به زیارت سیّدالشّهدا علیه السّلام. تحمّل مصائب و دشواری‌ها برای زیارت سیّدالشّهدا علیه السّلام. نهایت ظلم و ستم بر شیعیان و علویّین در عصر متوکّل. هلاکت متوکّل به دست فرزندش منتصر. خدمات منتصر به علویّین. ملاقات علی بن مهزیار با حضرت هادی علیه السّلام. شفای متوکّل توسّط حضرت هادی علیه السّلام. برخوردهای شدید متوکّل لعنه اللَه با حضرت امام هادی علیه السّلام. احضار حضرت هادی علیه السّلام به مجلس شراب توسّط متوکّل. اشعار تکان‌دهندۀ حضرت هادی علیه السّلام در مجلس متوکّل. تحقیر و تضعیف امام هادی علیه السّلام توسّط متوکّل و عاقبت آن. مفید بودن ایمان قلبی در هر شرائطی. شهادت حضرت هادی علیه السّلام. محبوس‌بودن امام هادی علیه السّلام و رفاه خاندان متوکّل. عصر امام هادی، عصر آمادگی جهت غیبت کبریٰ. تبیین علّتِ کم بودن روایات منقول از امام هادی علیه السّلام. شهادت امام هادی علیه السّلام توسّط بنی‌عبّاس و تجهیز بدن مطهّر به دست خودِ آنها. هجوگویی شعراء و مردم علیه بنی‌عبّاس برای تخریب قبر مطهّر سیّدالشهدا علیه السّلام. تحمّل شدائد و مصیبت‌ها توسّط اهل‌بیت علیهم السّلام برای هدایت انسان.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

بیاناتی پیرامون امام هادی علیه السلام

9
  • غلام‌ها برگشتند پیش منتصر و به او سلام کردند به خلافت: «السّلامُ علیک یا أمیرَالمؤمنین! تهنیت و تبریک می‌گوییم شما را به خلافت!» منتصر خلیفه شد.1و2

  • خدمات منتصر به علویّین

  • بعد از این قضایا منتصر خیلی به علویّین خدمت کرد؛ خیلی زیاد! در تاریخ دارد، احسان و کرم و انفاق و همه حقوق گذشته‌شان را رد کرد؛ فدک را برگرداند؛ و سایر اینها.3 ولی در زمان متوکّل کار خیلی سخت بود و به‌خصوص بر حضرت امام علیّ‌النّقی که تمام زمان متوکّل را درک کردند، غیر قابل تحمّل بود! چون آن حضرت را از مدینه به سامرّاء طلبیدند و زیر چشم خود نگهداشتند؛ محبوس و تحت نظر! حتّی افرادی که خدمت حضرت می‌رفتند و برمی‌گشتند، مورد نظر دولت واقع می‌شدند و مورد تفتیش و سوء‌ظن. و مردم جرأت نمی‌کردند بروند مگر افراد خواص! حضرت هادی علیه السّلام غالباً در منزل بودند و اصلاً از منزل بیرون نمی‌آمدند؛ و بعضی از شیعیان که می‌خواستند حضرت آقا را ملاقات کنند، اینها منتظر می‌شدند روز جمعه که خلیفه برای نماز جمعه می‌رود و حضرت هم باید برای نمازجمعه بروند، در راه آن حضرت را ببینند؛ یا بعضی از روزهایی که خلیفه به صید می‌رود و بزرگان و اعیان و وزراء در رکاب او می‌روند، من‌جمله حضرت علیٌّ الهادی را مجبور می‌کرد که در رکاب خودش به صید برود، و در آن وقت، حضرت را ملاقات کنند!4

  • ملاقات علی بن مهزیار با حضرت هادی علیه السّلام

  • علی بن مهزیار اهوازی نقل می‌کند. این روایت، روایت عجیبی است! اصل این روایت در مناقب ابن‌شهرآشوب است او نقل می‌کند از کتاب المعتمد فی الاصول که علی بن مهزیار اهوازی می‌گوید:

  • من آمدم در سامرّاء و بعد از حضرت جواد علیه السّلام در امامت شک داشتم؛ نمی‌دانستم امامت با کیست و یقین نداشتم که امامت با حضرت امام هادی است؛ آنجا متوقّف شدم تا اینکه مطلب بر من ثابت بشود.

  • چندین روز گذشت تا یک روز خلیفه عازم شد برای صید، تمام بزرگان و اشراف و وزراء هم آماده شدند برای صید و هوا گرم بود و همه هم لباس تابستانی پوشیده بودند؛ فقط در میان تمام این جماعت من دیدم یک نفر لباس زمستانی و جُبّۀ زمستانی پوشیده و تِجفافِ فَرَسش (یعنی: آن جُلی که روی اسب می‌اندازند) از نمد است و جُلّ زمستانی است و دُم این اسب را هم گره زده است، و مردم می‌گفتند: «اُنظُروا إلیٰ هذا المَدَنّی؛ ببینید این مدنی چرا هم‌چین کرده است؟! هوا به این گرمی این آمده لباس پشمینه پوشیده و نمد بر تن کرده و با این وضع اسب خودش را با یک روپوش غلیظی مستور کرده است!» از کار این مدنیّ متعجّب بودند، این شخصی که اهل مدینه است! مقصود همان حضرت امام دهم است.

    1. الکامل، ج ٧، ص ٥٦ و ٩٨؛ تاریخ الطّبری، ج ٩، ص ٢٢٧.
    2. الوافی بالوفیات، ج ١٠، ص ٤٤، حکایت عبرت‌انگیز شمشیر متوکّل:
      «بحتری شاعر نقل کرده است: شبی با ندیمان در مجلس متوکّل بودیم و در بارۀ شمشیرها گفتگو می‌کردیم. یکی از حاضران گفت: ای امیر مؤمنان به من خبر رسیده که یک شمشیر هندی بی‌مانند به دست یکی از مردم بصره آمده که مانندش دیده نشده است! متوکّل گفت نامه‌ای به حاکم بصره بنویسند تا به هر قیمتی شده آن را بخرد. و آن را به بهای ده هزار درهم از صاحبش خرید و متوکّل از یافتن آن شاد شد و خدا را حمد گفت که کارش را آسان کرده است. و آن را بیرون کشید و پسندید و به فتح گفت: ”یکی از غلامانی که دلیری و دلاوری‌اش مورد اعتماد است، برای من پیدا کن تا این شمشیر را به او بدهم و همیشه بالای سرم بایستد.“ گوید سخنش پایان نیافته بود که باغر ترکی سر رسید و فتح گفت: ”ای امیر! این باغر ترکی دلیر است و بی‌باک و برای آنچه امیرالمؤمنین خواستار است، شایسته است.“ و متوکّل او را خواست و شمشیر را به او داد و او را به پاسداری خود فرمان داد و مرتبه و حقوقش را افزود.
      بحتری گفت: به‌خدا آن شمشیر از آن وقت که به دست باغر دادند هرگز کشیده نشد مگر در همان شبی که باغر با آن، متوکّل را زد و کشته شد.» (محقّق)
    3. الکامل، ج ٧، ص ١١٦.
    4. الخرائج و الجرائح، ج ١، ص ٣٩٩ و ٤٠٣.
/ 260