
بیاناتی پیرامون امام هادی علیه السلام
بیاناتی پیرامون امام هادی علیه السلام
24گفت: «مأمورم خانۀ شما را تفتیش کنم.»
حضرت گفتند: «برو!»
تمام اتاقها را تفتیش کرد و آمد خدمت حضرت و حضرت گفتند که: «آن دو بدره است، آن دو کیسه؛ ما غیر از آن دو تا نداریم! و اسلحه هم زیر آن تشک است و بردار؛ شمشیر من هم اینجاست!» هیچ نیافت!
[بعد از اینکه اموال امام را نزد متوکّل بردند نام و مُهر مادر متوکّل روی کیسه بود، متوکّل مادرش را احضار کرد و ماجرا را پرسید، مادرش جواب داد که]:
«شما مریض بودی من نذر کردم و شفا پیدا کردی! من این را فرستادم.»
پس معلوم شد تا آن وقت حضرت اصلاً دست به آن کیسه نزدهاند؛ متوکّل هم دست نزد؛ کیسه را کنار گذاشت. گفت: «آن کیسۀ دیگر را باز کنید!» آن کیسۀ دیگر را باز کردند دید چهار صد دینار یا چهار صد درهم است؛ پول قلیلی بود. متوکّل یک بدرۀ دیگر به این اضافه کرد، داد به همان حاجبش سعید، گفت: «اینها را با آن شمشیر ببر خدمت حضرت و عذر بخواه!» سعید آمد خدمت حضرت و وارد شد گفت: «یا بن رسولاللَه! خیلی از شما معذرت میخواهیم، ما بیاذن داخل منزل شما شدیم! ولی المأمورُ معذور!» حضرت فرمودند: ﴿وَسَيَعۡلَمُ ٱلَّذِينَ ظَلَمُوٓاْ أَيَّ مُنقَلَبٖ يَنقَلِبُونَ﴾.1 این جواب را دادند.2
احضار حضرت هادی علیه السّلام به مجلس شراب توسّط متوکّل
باز پیش متوکّل سعایت کردند که اینها دارند توطئه میبینند، تمهید میبینند. متوکّل در نیمۀ شب فرستاد چندین نفر از همان غلامان ترک را که: «میروید در خانۀ ابنالرّضا به هر قِسمی که او را میبینید حرکت میدهید و میآورید!» نیمۀ شب ریختند در منزل حضرت؛ دیدند حضرت در یک اطاقی در را از پشت بسته و
- سوره شعراء (٢٦) آیه ٢٢٧.
- الخرائج و الجرائح، ج ٢، ص ٦٧٧؛ إعلام الوری بأعلام الهدی، ص ٣٦١.
