
بیاناتی پیرامون امام هادی علیه السلام
بیاناتی پیرامون امام هادی علیه السلام
28اهمیّت دارد که من با خودم او را سواره میبرم و دیگران را پیاده؛ ولی مقصدش این بود که به همۀ مردم نشان بدهد که علی بن محمّد در دستگاه ما اعتباری ندارد، و یکی از ملازمین پیاده ماست! و حضرت حرکت میکردند، آنوقت آنها آنقدر میرفتند، تا حضرت خسته میشدند و عرق میکردند.1
یکی از حُجّاب متوکّل به نام زَرّافَه است، میگفت:
دیدم حضرت دارند حرکت میکنند و عرق میریزند و خسته شدند؛ آمدم گفتم: یا بن رسولاللَه! این چه بلائی است که به سر شما میآید؟! حضرت فرمودند: «﴿وَسَيَعۡلَمُ ٱلَّذِينَ ظَلَمُوٓاْ أَيَّ مُنقَلَبٖ يَنقَلِبُونَ﴾!2 اینها این کار را میکنند تا اینکه ما را در بین مردم خفیف و ضعیف کنند، ولی نمیدانند آن آقائی و سیادتی که ما داریم مال ما نیست؛ خدا به ما داده و نمیتوانند از ما بگیرند!»
بعد، عرض کردم: یا بن رسولاللَه! آخر شما دعائی نمیکنید دربارۀ اینها؟! حضرت فرمودند: «ما پیش خدا از ناقۀ صالح کمتر نیستیم!!» همینطور!
گذشت، من آمدم به منزل خودمان، (حاجب خود متوکّل است ها!) معلّمی که بچّههای من را درس میداد، در منزل مشغول درس دادن بود؛ من این جریان را برایش گفتم که ابنالرّضا امروز با چنین وضعی در رکاب متوکّل بود و من خیلی ناراحت شدم، آن حضرت عرق میریخت و همینطور حرکت میکرد و بعد عرض کردم که شما دعائی نمیکنید؟ و حضرت فرمودند: «ما از ناقۀ صالح پیش خدا کمتر نیستیم!»
آن معلّم گفت: «تو را به خدا همین جمله را گفت؟! راست بگو! درست بگو!» گفتم: همین! من سؤال کردم که شما دربارۀ اینها دعائی نمیکنید؟ آن حضرت فرمود: «ما از ناقۀ صالح کمتر نیستیم!»
آن معلّم به من گفت: «برو حساب کار خودت را برس، اموالت را جمع
- مهج الدّعوات و منهج العبادات، ص ٢٦٦.
- سوره شعراء (٢٦) آیه ٢٢٧.
