اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

راه خروج از جزئیت به کلیت در سیر انسان

رهایی از اشتغال خیال و توجه به حقیقت نفْس

14٬281

راه خروج از جزئیت به کلیت یکی از مباحث اساسی در سیر انسان به سوی کمال است. آیت‌الله حاج سید محمدمحسن طهرانی در این سخنرانی با تبیین جایگاه خیال و آثار اشتغال ذهن به امور جزئی، به این حقیقت اشاره می‌کنند که بسیاری از گرفتاری‌های انسان از توجه بیش از حد به رفتار دیگران، قضاوت‌های ذهنی و نسبت دادن کاستی‌ها به اطرافیان ناشی می‌شود. در این بیان، تأکید می‌شود که سالک راه خدا باید با حفظ آرامش خیال و پرهیز از ورود به حواشی و جزئیات بی‌ثمر، توجه خود را متوجه حقیقت نفْس و مسیر حرکت خویش سازد. عبور از عالم جزئیات و توجه به افق‌های کلی‌تر معرفت، زمینه رشد معنوی، صفای باطن و استقرار در مسیر صحیح سلوک الهی را فراهم می‌سازد.

راه خروج از جزئیت به کلیت در سیر انسان

توضیحات:

راه خروج از جزئیت به کلیت یکی از مباحث اساسی در سیر انسان به سوی کمال است. آیت‌الله حاج سید محمدمحسن طهرانی در این سخنرانی با تبیین جایگاه خیال و آثار اشتغال ذهن به امور جزئی، به این حقیقت اشاره می‌کنند که بسیاری از گرفتاری‌های انسان از توجه بیش از حد به رفتار دیگران، قضاوت‌های ذهنی و نسبت دادن کاستی‌ها به اطرافیان ناشی می‌شود. در این بیان، تأکید می‌شود که سالک راه خدا باید با حفظ آرامش خیال و پرهیز از ورود به حواشی و جزئیات بی‌ثمر، توجه خود را متوجه حقیقت نفْس و مسیر حرکت خویش سازد. عبور از عالم جزئیات و توجه به افق‌های کلی‌تر معرفت، زمینه رشد معنوی، صفای باطن و استقرار در مسیر صحیح سلوک الهی را فراهم می‌سازد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

راه خروج از جزئیت به کلیت در سیر انسان

8
  • اگر قرار بر این باشد که ما هم در همان وضعیتی باشیم که دیگران هم در آنجا هستند، خب در این صورت دیگر چه تفاوتی کرد؟! خودمان داریم به دیگران می‌خندیم و دیگران را در بوتۀ قضاوت محکوم می‌کنیم، اما خودمان گرفتار هستیم. این هم از همان‌جا نشئت می‌گیرد؛ عیب را به دیگران می‌چسبانیم: «بقیّه این‌طورند! بقیّه را نگاه کن ببین چه‌کار می‌کنند! او دارد علیهِ فلانی به‌خاطر این جریانات فلان حرف را می‌زند!» بعد می‌خندیم! اما هیچ به خودمان نگاه نمی‌کنیم. [اگر] به دل خودمان نگاه ‌کنیم، [می بینیم] ما هم همانیم! ما هم همانیم؛ منتها چنین وضعیت و موقعیتی پیش نیامده؛ و اِلاّ ما هم همانیم.

  • باید مسئله را ارائه داد. یعنی مردم و افراد مطلب را می‌فهمند، متوجه می‌شوند. بیاییم خودمان را جای بقیّه بگذاریم. این مسائل همه هست دیگر. یک جریان کاملاً وجود دارد و انسان باید خودش و زندگی خودش را با این جریان تطبیق بدهد.

  • در یکی از همین جریاناتی که اتفاق افتاده بود، یک کتابی نشر پیدا کرده بود؛ پخش شده بود. خب مشخص بود که به پخش و نشر این کتاب عکس‌العمل‌هایی نشان داده می‌شود. یک بنده‌خدایی (طلبه) رفته بود به یکی گفته بود: «پخش این کتاب اصلاً جایز نیست و اصلاً بدون اجازۀ این [مؤلّف] بوده.» [آن شخصی که شنیده بود] آمد به من گفت؛ من گفتم شما برو از قول من به ایشان بگو: «این کتاب فقط مشکلش همین است؟! یعنی هیچ [دیگر] اشکالی ندارد؟! فقط اشکالش این است که بدون اجازه بوده؟ دیگر مسئله‌ای ندارد؟ اگر [مشکلش] این است من برایت آن را حل می‌کنم.» یعنی فقط همین است؟ اگر مطلبش خلاف است، تحریفی در این کتاب شده، جایش اشتباه و خلاف است، خب بگویید. اما اگر فقط مشکل این است که «این کتاب بدون اجازه از کسی [چاپ شده] که اولیٰ و اَحَقّ به نشر و طبع این [کتاب] است‌؛ چون این‌طور است، بنابراین [مطالعۀ] این کتاب جایز نیست و خریدنش جایز نیست»، اگر مشکل این است، من این مشکل را حل می‌کنم؛ حلّش دست من است!

/