اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

راه خروج از جزئیت به کلیت در سیر انسان

رهایی از اشتغال خیال و توجه به حقیقت نفْس

14٬281

راه خروج از جزئیت به کلیت یکی از مباحث اساسی در سیر انسان به سوی کمال است. آیت‌الله حاج سید محمدمحسن طهرانی در این سخنرانی با تبیین جایگاه خیال و آثار اشتغال ذهن به امور جزئی، به این حقیقت اشاره می‌کنند که بسیاری از گرفتاری‌های انسان از توجه بیش از حد به رفتار دیگران، قضاوت‌های ذهنی و نسبت دادن کاستی‌ها به اطرافیان ناشی می‌شود. در این بیان، تأکید می‌شود که سالک راه خدا باید با حفظ آرامش خیال و پرهیز از ورود به حواشی و جزئیات بی‌ثمر، توجه خود را متوجه حقیقت نفْس و مسیر حرکت خویش سازد. عبور از عالم جزئیات و توجه به افق‌های کلی‌تر معرفت، زمینه رشد معنوی، صفای باطن و استقرار در مسیر صحیح سلوک الهی را فراهم می‌سازد.

راه خروج از جزئیت به کلیت در سیر انسان

توضیحات:

راه خروج از جزئیت به کلیت یکی از مباحث اساسی در سیر انسان به سوی کمال است. آیت‌الله حاج سید محمدمحسن طهرانی در این سخنرانی با تبیین جایگاه خیال و آثار اشتغال ذهن به امور جزئی، به این حقیقت اشاره می‌کنند که بسیاری از گرفتاری‌های انسان از توجه بیش از حد به رفتار دیگران، قضاوت‌های ذهنی و نسبت دادن کاستی‌ها به اطرافیان ناشی می‌شود. در این بیان، تأکید می‌شود که سالک راه خدا باید با حفظ آرامش خیال و پرهیز از ورود به حواشی و جزئیات بی‌ثمر، توجه خود را متوجه حقیقت نفْس و مسیر حرکت خویش سازد. عبور از عالم جزئیات و توجه به افق‌های کلی‌تر معرفت، زمینه رشد معنوی، صفای باطن و استقرار در مسیر صحیح سلوک الهی را فراهم می‌سازد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

راه خروج از جزئیت به کلیت در سیر انسان

2
  •  

  •  

  • اعوذبالله من الشیطان الرجیم

  • بسم الله الرّحمن الرّحیم

  •  

  •  

  • اکثر مردم عیب‌های خود را به دیگران نسبت می‌دهند

  • یک دفعه [در] مشهد جریان و قضیّه‌ای بود؛ یکی از همدان به مرحوم آقا [علامه طهرانی] تلفن کرده بود. متوجه شدم کیست؛ از لحن صحبت پیدا بود. در حیاط نشسته بودیم و بعد ایشان [علامه طهرانی] آمدند و به ما گفتند: «برای مطالب اصلی‌شان به ما چیزی نمی‌گویند، اما برای مرغ و خروسشان از ما سؤال می‌کنند!» بعد گفتند: «آخر این حرف‌ها در تلفن زدنی است؟!»

  • گرفتاری و موضوعی که در همه‌جا هست، این [است] که اگر ضعفی و عیبی هست، ما همیشه نمی‌خواهیم عیب و ایراد را متوجه خودمان کنیم. این مشکل همه است؛ همۀ ما همین‌طوریم. دائم می‌خواهیم ناتوانی خودمان را متوجهِ جریانات و افراد کنیم [و] به سایر شرایط و مسائل جانبی مستند کنیم. هرکسی باید تصور کند که فقط خودش هست و بس. نه جانبی وجود دارد، نه شرایطی وجود دارد، نه دوستی وجود دارد و نه دشمنی وجود دارد؛ هیچ! خودش است و خودش! در این وسط، در این دنیا [باید] چه‌کار کند؟

  • تمام زندگی برخی، به تخیّل دربارۀ دوستی یا دشمنی با دیگران می‌گذرد

  • ما از این نکتۀ خود غافلیم و دائماً برای خود دوست و دشمن درست می‌کنیم و در ذهن خودمان پرورش می‌دهیم و بیشتر تحت تأثیر قرار می‌گیریم و به‌طوری آنها را بر حال‌و‌هوای خودمان غلبه می‌دهیم که از خود غافل می‌شویم و از راه باز می‌مانیم. تمام وقت و فکر و زندگی ما به این می‌گذرد: «این با من بد است، آن با من خوب است! این بد است، آن خوب است!» بابا بدی و خوبی چیست؟! بدی و خوبی چیست؟!

  • در زمان گذشته که ما با بعضی از بزرگان ارتباط داشتیم، بعضی افراد بودند که اینها میزان ارتباط خودشان با آن بزرگان را، براساس میزان ارتباط آنها با خودشان ارزیابی می‌کردند! [می‌گفتند:] «چون [این شخص] با من خوب است، پس با آنها [بزرگان] هم نزدیک است؛ چون با من بد است، بنابراین از آنها هم دور است!» و بر این اساس، [عمل] می‌کردند. بابا، از هر دو طرف [خودت را] فارغ کن؛ خودت [ببین] باید چه‌کار کنی، برو [همان کار را] بکن دیگر! در این مسائل ماندن و فکرِ این و آن [را] کردن، انسان را باز می‌دارد.

/ 380