اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

راه خروج از جزئیت به کلیت در سیر انسان

رهایی از اشتغال خیال و توجه به حقیقت نفْس

14٬281

راه خروج از جزئیت به کلیت یکی از مباحث اساسی در سیر انسان به سوی کمال است. آیت‌الله حاج سید محمدمحسن طهرانی در این سخنرانی با تبیین جایگاه خیال و آثار اشتغال ذهن به امور جزئی، به این حقیقت اشاره می‌کنند که بسیاری از گرفتاری‌های انسان از توجه بیش از حد به رفتار دیگران، قضاوت‌های ذهنی و نسبت دادن کاستی‌ها به اطرافیان ناشی می‌شود. در این بیان، تأکید می‌شود که سالک راه خدا باید با حفظ آرامش خیال و پرهیز از ورود به حواشی و جزئیات بی‌ثمر، توجه خود را متوجه حقیقت نفْس و مسیر حرکت خویش سازد. عبور از عالم جزئیات و توجه به افق‌های کلی‌تر معرفت، زمینه رشد معنوی، صفای باطن و استقرار در مسیر صحیح سلوک الهی را فراهم می‌سازد.

راه خروج از جزئیت به کلیت در سیر انسان

توضیحات:

راه خروج از جزئیت به کلیت یکی از مباحث اساسی در سیر انسان به سوی کمال است. آیت‌الله حاج سید محمدمحسن طهرانی در این سخنرانی با تبیین جایگاه خیال و آثار اشتغال ذهن به امور جزئی، به این حقیقت اشاره می‌کنند که بسیاری از گرفتاری‌های انسان از توجه بیش از حد به رفتار دیگران، قضاوت‌های ذهنی و نسبت دادن کاستی‌ها به اطرافیان ناشی می‌شود. در این بیان، تأکید می‌شود که سالک راه خدا باید با حفظ آرامش خیال و پرهیز از ورود به حواشی و جزئیات بی‌ثمر، توجه خود را متوجه حقیقت نفْس و مسیر حرکت خویش سازد. عبور از عالم جزئیات و توجه به افق‌های کلی‌تر معرفت، زمینه رشد معنوی، صفای باطن و استقرار در مسیر صحیح سلوک الهی را فراهم می‌سازد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

راه خروج از جزئیت به کلیت در سیر انسان

13
  • ولی اینکه مطلب نیست. این همان برگشتن و زیرورو کردن نفْس و با این مسئله انسان خودش را هماهنگ کردن است. در مسائل اجتماعی باید ما متوجه بشویم که حقیقت شؤونات ما، تمام به همان فصل اخیرِ ربطیِ ما به این مکتب برمی‌گردد؛ نه به سایر چیزهای خودمان؛ که [مثلاً] پسر که هستیم. پسر مشهدی حسن هستیم؟ خب او هم پسر مشهدی تقی است؛ ننه‌مان صغری خانم است؟ خب او [هم] ننه‌اش کبری خانم است؛ فرض کنید که در فلان شهر زندگی می‌کردیم، خب او هم در فلان شهر زندگی می‌کرد؛ این‌قدر تحصیلات داری، خب او هم از ما بیشتر دارد. اینها همه جنبه‌های عارضی است دیگر، و العارضُ یَزول. آن جهت فصلِ اخیر ما که همان صورت عینیۀ خارجیۀ و نفْسیه و شأنیۀ ما را تشکیل می‌دهد، همین انتساب به این قضیّه [یعنی مکتب] است. این نکته و مطلب را بایستی در نظر قرار بدهیم.

  • لذا شما ببینید همین جهت علمی مسئله، جهت کاربردی و عملی پیدا می‌کند. یعنی همان مطالب به همان نحو و کیفیّت. حالا در یک دید وسیعی [در سطح اجتماع نیز ثمرات این مسئله] خب [البته] وسعتش بیشتر می‌شود. [اما] آنکه مربوط به خودمان و وضعیت خودمان است [را باید عمل کنیم].

  • اینکه بزرگان می‌فرمودند: «کسانی که اهل علم باشند خیلی از موانعی را که دیگران دارند اینها ندارند»، [منظور از] این، این قضایاست. یعنی انسان با احاطه بر این مبانی، می‌تواند وضعیت خودش را واکسینه کند در قبال آن سمومات و میکروب‌ها، ویروس‌هایی که به‌سمت او می‌آید و او را می‌خواهند دچار بیماری کنند؛ با این معلومات و اطلاعات، خودش را در آن وضعیت مناسب می‌تواند قرار بدهد، که جنبۀ اعتدال را حفظ کند. و این در این مسائل [علمی] پیدا می‌شود. اما کسانی که اینها را نمی‌خوانند، نه؛ اینها دائماً گرفتار همین توهّمات و در معرض اینها هستند.

  • چندی پیش یکی یک نواری برای ما آورد؛ یکی از همین افراد احمق بی‌شعوری که هیچ هِر را از بِرّ تشخیص نمی‌دهد (البتّه در ایران نیست، در خارج از ایران) بعد از فوت مرحوم آقای بهجت، یک صحبتی کرده در آنجا و عربی هم صحبت کرده؛ گفته: «این آقا مرتد بوده؛ وحدت وجودی و وحدت موجودی [بوده] و کافر بوده.» یک چیزهایی [گفته بود]. و دیگر همه [را کافر دانسته بود]: علامه طباطبایی، مرحوم قاضی، حتّی اسم مرحوم آقای خمینی را هم آورده بوده. خیلی آدم نفهم و بی‌ادبی بوده؛ خیلی موهِن [صحبت کرده بود]. ایشان گفته مرحوم آقا [علامه طهرانی] هم اَخبَث از همۀ اینهاست؛ چون ایشان اجتهاد را در راه تثبیت عرفان به‌کار گرفتند! [لذا] این [باید] از بقیّه اخبث باشد؛ استادش [مرحوم حدّاد] به خُبث او نرسیده؛ به‌اندازۀ خُبث او نبوده؛ چون [استادِ] او اهل اجتهاد نبوده، ولی این اجتهاد را در راه تثبیتِ وحدت موجود به کار گرفته. پس خیلی [خبیث است].

/