اسفار درس 642: واقعه عاشورا و تمایز آن با سایر جنگ ها -
فرق عاشورا با سایر جنگها
توضیحات:
اسفار درس 642: واقعه عاشورا و تمایز آن با سایر جنگ ها -
فرق عاشورا با سایر جنگها
9الآن طرف میآید میجنگد، میرود عمداً در یکجایی [سنگر میگیرد] که [دشمن آنجا را] بزنند! [بعد] بگویند: «آقا نگاه کن! اینجا را زدند! [اینجا را بمبباران] کردند! ای مردم! بیایید ببینید!» از داخل مدرسه میجنگد، تا وقتی که بمب بزنند، بگوید: «آقا ببینید! بچهها را زدند! همه را کشتند!» رفتند در حرم امیرالمؤمنین سنگر گرفتند که چه؟! که توپ بخورد [بعد] بگویند: «ای دنیا بدانید! آمریکاییها زدند حرم را خراب کردند!» [آیا] این هر دو عاشوراست؟! این [هر دو] یکی است؟! متوجه میشوید؟! من نمیدانم، اصلاً این تصورات و اینها که [میگویند:] «آی بیایید ببینید! زدند دیوار را خراب کردند!» خندهدار است. آن وقت همین عاشوراییهای ما میآیند پنجاه نفر از زوار را در همین صحن امام حسین میکشند! ما در آن سفری که برای عتبات رفتیم، تمام عکسها را آورده بودند بینالحرمین گذاشته بودند. عکسهایی که همین عاشورائیان آمده بودند دیوار امام حسین را آتش زده بودند، درها را آتش زده بودند، همه را تا دو هفته گذاشته بودند؛ بعد برداشتند. بعد مینوشتند: «اینها [منتظران] ولایت هستند! اینها [منتظران] مهدی هستند! منتظران مهدی را نگاه کنید!» یک مسافتی بود عکسها را همه را جمع کرده بودند [آنجا] گذاشته بودند. متأسفانه ما هم فقط [ظاهر را میبینیم]! خوب شد یک عاشورای امام حسینی پیدا کردیم که به این وسیله بتوانیم هرچیزی را به او بچسبانیم! حالا اگر امام حسین نبود، نمیدانستیم سراغ چه کسی برویم! در این تاریخ چهکار میخواستیم بکنیم!
آدم بلند بشود یکجا برود و در یک موقعیت خطرناک قرار بگیرد و از آنجا یک اقدامی بکند که وقتی اقدام متقابل میشود، یک خسارتی وارد بشود! و بعد [بگوید:] «های! ای دنیا! ببینید دارند چهکار میکنند! ببینید دارند مردم را میکشند! ببینید مدرسه را بمب زدند! [ببینید] چقدر بچه مُرده!» خب بلندشو برو کنار! برو در وسط بیابان! اگر راست میگویی [برو] در وسط بیابان بردار هرکاری خواستی بکنی بکن! مگر تو دنبال شهادت نیستی؟! چرا میروی در مدرسه تیر میزنی؟! مگر تو دنبال شهادت نیستی؟! چرا میروی در حرم امیرالمؤمنین از آن پشت سنگر میگیری؟! خب شهادت شهادت است دیگر! آن وقت مهم هم این است که مردم هم [این کَلَکها را] میفهمند؛ یعنی آنهایی که آن طرف قضیّه هستند، کلک ما را میفهمند. آنها این بساط ما را میفهمند. خوب میفهمند، ولی توجه نمیکنند. به ما میخندند و نیشخندی هم به ما میزنند و کار خودشان را میکنند.

