اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

فرق عاشورا با سایر جنگ‌ها

14٬127

اسفار درس 642: واقعه عاشورا و تمایز آن با سایر جنگ ها -

فرق عاشورا با سایر جنگ‌ها

توضیحات:

اسفار درس 642: واقعه عاشورا و تمایز آن با سایر جنگ ها -

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

فرق عاشورا با سایر جنگ‌ها

6
  • تلمیذ:...

  • استاد: بله؛ یعنی این قضیّه [عاشورا] در عالم ملکوت یک اثری گذاشته که آن باطن قضیّه، آن حقیقت قضیّه، آن جنبۀ سرور واقعی که مترتب بر عید هست، دیگر [از بین رفته است].

  • من این مسئله را نمی‌دانستم؛ شنیده بودم، ولی قضیّه را متوجه نمی‌شدم. قبل از این مسئلۀ که برای مرحوم آقا [علامه طهرانی] اتفاق افتاد [یعنی قبل از اینکه به رحمت حق بپیوندند]، اصلاً از نقطۀ نظر نفسی و اینها یک حال و هوای دیگر داشتیم، ولی بعد از آن جریان، خیلی عجیب است که دیگر آن حال و هوا نیست. گرچه مثلاً می‌خندیم و خوش هستیم، ولی انگار مثلاً الکی خوش هستیم. آن حالی که من در آن موقع احساس می‌کردم، آن [حال] دیگر برای همیشه رفت؛ رفت که رفت که رفت. حالا [اینکه] «بعد از این هم همین[طور] خواهد بود [یا خیر]» این را نمی‌توانم بگویم، ولی [آنچه تا کنون احساس کرده‌ام، این بوده که] آن [احساس قبلی] دیگر نبوده. گرچه به حسب ظاهر، انسان حالات مختلفی دارد، اما آنچه که سابق تهِ دلش احساس می‌شد، [دیگر] آن [احساس] نیست. مثلاً فرض کنید یک چنین تشبیهی را هم ما نسبت به این قضیّه داشته باشیم. خلاصه [با] مسئله و جریان عاشورا دیگر آن [سرور] رفت، آن حالت انبساط عالم تکوین [رفت]، [آن] عالم بشّاشیت و انبساط عالم تکوین رفت! این قضیّه، خیلی قضیّه عجیبی بوده، خیلی عجیب است؛ یعنی این قضیّه را نمی‌شود اصلاً به‌طور کلی فهمید؛ اصلاً امکانش نیست، نه اینکه حالا [ما نفهمیم]؛ مگر برای کسی که او عارف باشد و از نظر ادراک، متحد باشد؛ فقط او می‌فهمد، بقیّه بر سر و سینه‌شان می‌زنند.

  • یک شب از همین ایّام عاشورا [منزل آقای حداد] نشسته بودیم، آن شب کسی هم منزل آقای حداد نبود (فقط مرحوم آقا [علامه طهرانی] بودند و اخوی ما و یک نفر دیگر، کسی دیگری نبود) ایشان [؟] یک قضیّه‌ای فرمودند که تا حالا هم نگفته‌ام. [در روز عاشورا] برای یکی از اصحاب [حضرت سیدالشهدا] یک حالتی اتفاق افتاده بود؛ [یعنی] در ضمیرش برایش در کدام مرتبۀ از نفسش [یک] قضیّه‌ای خطور کرده بود که حضرت تا این را رفع نکردند، او را [به میدان] نفرستادند. اصلاً یک چیز عجیبی است. افرادی که در آنجا بودند، تا خالص نکردند [به میدان] نفرستادند؛ یعنی آن [حالت] تمام و برطرف شد و افرادی که در آنجا بودند، از نقطۀنظر آن ربط و صفا و صدق، به‌طور کلی (صد در صد) خالص خالص [شده بودند]. اصلاً این قضیّه عاشورا [قضیه] عجیبی بوده! به اندازه یک در میلیارد هم نمی‌بایستی ناخالصی در آن می‌بود؛ یعنی این یک قضیّه‌ای بود که [آن شب ایشان فرمودند]. در زمان پیغمبر هم خیلی جنگ‌ها اتفاق افتاد، در زمان امیرالمؤمنین هم اتفاق افتاد، در زمان امام حسن هم بود، در صفین [هم خیلی] کشته شدند، حالا اینها که مثلاً در صفین کشته شدند، همۀ اینها صد در صد [خالص شده بودند و مراتب شان یکسان] بودند؟ نه، مراتب مختلفی داشتند. در زمان پیغمبر، طرف رفت کشته شد و شهید راه خر شد؛ پیغمبر گفت از خر خوشش آمده بود، رفت خر را بردارد، اتفاقاً آن خرسوار بر او غلبه کرد. بعد حضرت فرمودند که این شهید خر شد؛ این شهید نشد؛ این رفت غنیمت بگیرد که یک‌دفعه با آن خر جایش عوض شد. خب ما می‌بینیم در رکاب پیغمبر از این مطالب [هم] هست، اما در این قضیّۀ عاشورا چنین مسئله‌ای نبوده. اصلاً یک چیز عجیبی بوده! لذا از هیچ قضیّه‌ای ما خاطره نداریم؛ جنگ احد هم اتفاق افتاد؛ در جنگ احد عموی پیغمبر هم کشته شدند، خیلی افراد کشته شدند، حنظله غسیل الملائکه بود، همۀ اینها اخلاص داشتند، ولی حمزۀ سیّدالشّهدا که برای جنگ احد آمد، پیغمبر گفته بودند که جنگ را در مدینه انجام می‌دهیم و او مخالفت کرد، [گفت:] «یعنی چه در مدینه انجام بدهیم؟! به ما می‌خندند! می‌گویند: «شما رفتید در خانه‌تان و در شهرتان نشستید و می‌جنگید!» ما پهلوانیم، می‌رویم بیرون و ترتیب همه‌شان را می‌دهیم!» این قضیّه در عاشورا نبود. حالا حمزه چقدر مقام دارد، اینها به جای خود محفوظ، ولی جریان احد جریان عاشورا نیست. این است قضیّه! همه شهید هستند، همۀ آنها دارای مقاماتی هستند، اما این مسئلۀ عاشورا یک قضیّۀ دیگر است؛ اصلاً یک چیز دیگر است؛ یک حساب و کتاب دیگری دارد! اصلاً مسئله‌اش فرق می‌کند.

/