
تبیین و بررسی چند موضوع فقهی مورد ابتلا
و حرمت تعدی به حقوق انسانها
حرمت شطرنج و تبیین حکم فقهی موضوعاتی چون خرید و فروش آلات قمار، الکل، دخانیات و مجسمه موضوعاتی هستند که حضرت آیة الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس سرّه) در این سخنرانی، به بیان حکم فقهی آنها میپردازند. هم چنین ایشان مسائل مربوط به اهدای عضو به ویژه در موارد مرگ مغزی را مورد بررسی قرار داده و حکم فقهی آن را مشخص میکند. علاوه بر این، مفهوم فقهی تعدی به حقوق دیگران و مصادیق آن نیز موضوعاتی است که توسط حضرت استاد در این سخنرانی به تفصیل شرح داده میشود. حضرت آیت الله طهرانی در این سخنرانی تلاش دارد با رویکرد اجتهادی و با استناد به منابع فقهی زوایای گوناگون مسائل مبتلابه جامعه را روشن سازد
تبیین و بررسی چند موضوع فقهی مورد ابتلا
توضیحات:
حرمت شطرنج و تبیین حکم فقهی موضوعاتی چون خرید و فروش آلات قمار، الکل، دخانیات و مجسمه موضوعاتی هستند که حضرت آیة الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس سرّه) در این سخنرانی، به بیان حکم فقهی آنها میپردازند. هم چنین ایشان مسائل مربوط به اهدای عضو به ویژه در موارد مرگ مغزی را مورد بررسی قرار داده و حکم فقهی آن را مشخص میکند. علاوه بر این، مفهوم فقهی تعدی به حقوق دیگران و مصادیق آن نیز موضوعاتی است که توسط حضرت استاد در این سخنرانی به تفصیل شرح داده میشود. حضرت آیت الله طهرانی در این سخنرانی تلاش دارد با رویکرد اجتهادی و با استناد به منابع فقهی زوایای گوناگون مسائل مبتلابه جامعه را روشن سازد
تبیین و بررسی چند موضوع فقهی مورد ابتلا
15حالا اگر کسی بگوید در دین شما این چیزها است و در دین ما این حرفها نیست، این حرفها قابل پذیرش نیست؛ اینها چیزهایی است که شارع بنا را بر همین سیره قرار داده و لازم نیست از طرف شارع بیاید.
وقتی که سَمرة بن جُندب1 در منزل آن انصاری نخلی دارد، شارع حق استفادۀ از این نخل را به مالک داده است؛ شما میتوانید از این نخل استفاده کنید، هَرس کنید، آب بدهید و به آن رسیدگی کنید. این حق استفاده از آن، و به آن فرد انصاری میگوید: تو نمیتوانی جلوی حق او را از دسترسی به مال خودش بگیری! مگر بگویی این منزل، منزل من است. بالأخره این شجره هم در منزل من غَرس شده است و در محدودۀ من است.
شارع میگوید: به میزان این شجره، حق تو نسبت به تمامیت ارض تقلیل پیدا کرده. در اینجا دو حق است: یک حق مختصر و یک حق بیشتر. ولی به این [مالک نخل] هم میگوید: برای استفادۀ از حقت به حق او نباید تجاوز کنی! حدش را عرف تعیین میکند؛ دیگر هر روز نمیتواند بیاید، هفتهای یک دفعه بیاید؛ البتّه این هفتهای یک دفعه را دیگر پیغمبر نگفته! حتما باید پیغمبر بگوید: استفادۀ از حقت را هفتهای یک بار، آن هم یک ساعت، من تعیین و جعل میکنم؟! نه این حق را خود عرف تعیین میکند، یک درخت است بیش از یک هفته - دو هفته هم نیاز به وارسی ندارد. همین قدر که ببینی وضعش چطور است؛ [آیا] خشکیده؟ و شاخهاش را هرس کنی، دو هفتهای یک بار و یک ساعت کفایت میکند.
حالا اگر از آن میزانی که عرف تعیین کرده تخطی کند، در این صورت با حق آن شخص تزاحم پیدا میکند. اخطار اول، اخطار دوم، اخطار سوم، بعد میگویند برو اصلاً بِکّن و بینداز جلویش، اینکه میگوید بکن یعنی درخت خشک میشود، نخل را دربیاورند خشک میشود. میگوید درخت خشک بشود ولی به حق آن مثلاً تعدّی نشود، الآن چون تعدی شده در این صورت نمیشود [مماشات و صبر] کرد.
- کافی، ج 5 ص 292
