اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

حفظ حریم تشیع در استعمال تعابیر و جملات

ضرورت تأمل در ریشه‌ها و پیامدهای حوادث

16٬364
جلسات

نگاه دقیق به تاریخ اسلام و وقایع معاصر، ما را از تحلیل‌های سطحی و ظاهرگرایانه نسبت به رخدادهای اجتماعی، سیاسی و دینی برحذر می‌دارد. حضرت آیةالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس سرّه) با تأکید بر این مسئله، هشدار می‌دهند که بدون شناخت نیات پنهان و اهداف باطنی، انسان‌ها در دام تحریف حقیقت و قضاوت‌های اشتباه گرفتار می‌شوند. ایشان با طرح نمونه‌هایی از عاشورا، جنگ ایران و عراق و برخی تحولات سیاسی، بر ضرورت تمایز بین ظاهر و باطن، و لزوم حفظ حرمت‌ها و مرزهای فکری در مکتب اهل‌بیت تأکید می‌کنند. این سخنرانی، دعوتی است به بصیرت، احتیاط در قضاوت و پاسداری از حریم معارف ناب تشیع.

حفظ حریم تشیع در استعمال تعابیر و جملات

توضیحات:

نگاه دقیق به تاریخ اسلام و وقایع معاصر، ما را از تحلیل‌های سطحی و ظاهرگرایانه نسبت به رخدادهای اجتماعی، سیاسی و دینی برحذر می‌دارد. حضرت آیةالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس سرّه) با تأکید بر این مسئله، هشدار می‌دهند که بدون شناخت نیات پنهان و اهداف باطنی، انسان‌ها در دام تحریف حقیقت و قضاوت‌های اشتباه گرفتار می‌شوند. ایشان با طرح نمونه‌هایی از عاشورا، جنگ ایران و عراق و برخی تحولات سیاسی، بر ضرورت تمایز بین ظاهر و باطن، و لزوم حفظ حرمت‌ها و مرزهای فکری در مکتب اهل‌بیت تأکید می‌کنند. این سخنرانی، دعوتی است به بصیرت، احتیاط در قضاوت و پاسداری از حریم معارف ناب تشیع.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

حفظ حریم تشیع در استعمال تعابیر و جملات

6
  • ولی ببینید آقا آن کسی که پا روی حق بگذارد [این‌طور می‌شود.] حالا این چه‌کسی‌ بوده؟ این کسی بوده که خودش در یک جلسه به رفقای ما اعتراف کرده که در این قضیّه حق با فلانی است، صریحاً گفته [بود.] وقتی که این مطلب را از قول او نقل کردند گفته بود: «من نگفتم دروغ است!» بعد آن شخص ناقل هم گفته [بود]: «خیلی خب یک فردایی هم داریم، عیب ندارد من به شما دروغ گفتم؛ قضیّه را می‌گذاریم برای فردا، بالأخره آنجا نمی‌شود به کسی دروغ گفت، اینجا دروغ می‌گوییم، راست می‌گوییم، سر هم را شیره می‌مالیم.» ببینید [مسئله] خیلی روشن [است.]

  • شما آمدید زیارت امام حسین، در آن زیارت می‌گویید: «یا لَیتنا کنا معکم فنفوزُ فوزًا عظیماً.» السلام علیک فلان، السلام علیک فلان، [اینها] یعنی چه؟ همین [فقط بگوییم] السلام علیک فلان! بلند می‌شویم [زیارت می‌رویم و] یک‌ذره [تغییر نمی‌کنیم!] امام حسین را باید بدون مسخ زیارت کرد که یک چیزی در وجود آدم قرار بگیرد، امام حسین مسخی با رفتن به سینما تفاوت نمی‌کند، چه شما بروی در سینما فیلم تماشا کنی چه بروی در حرم امام حسین [فرقی ندارد]؛ چون هر دو مسخ است. شما گوسفند [را تصور کن]، نعوذبالله، حیوان که این حرف‌ها را می‌فهمد، یک چوب، [البته] چوب هم می‌فهمد، به خدا این چوبها، درها، سنگ‌ها اینها همه معرفتشان بیشتر از ماست، حالا از [این] باب [که] چاره نداریم می‌گوییم، شما چوب را در خیابان بگذار چوب است، همان چوب را در حرم امام حسین بگذار چوب است، این چوب را ببر درب سینما درست کن چوب است، نمی‌فهمد، از آن حدود خودش خارج نمی‌شود، در آن حدودی که دارد، در آن ماهیّت و هویّتی که دارد، در همان‌جا بسته است، باز نیست.

  • او کلید نینداخته این کَلّه را باز کند و مطلب را ببیند چه بوده، می‌گوید: «نه، من کِی چنین حرفی زدم؟ این هم دروغ است مثل دروغ‌های دیگر که درآورند، اینها را هم از خودشان درآورده‌اند!» آن بندۀ خدا گفت: «خیلی خب، اگر ما دروغ درآوردیم پس وعدۀ ما و شما فردا [قیامت].»

/ 380