
حفظ حریم تشیع در استعمال تعابیر و جملات
ضرورت تأمل در ریشهها و پیامدهای حوادث
نگاه دقیق به تاریخ اسلام و وقایع معاصر، ما را از تحلیلهای سطحی و ظاهرگرایانه نسبت به رخدادهای اجتماعی، سیاسی و دینی برحذر میدارد. حضرت آیةالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس سرّه) با تأکید بر این مسئله، هشدار میدهند که بدون شناخت نیات پنهان و اهداف باطنی، انسانها در دام تحریف حقیقت و قضاوتهای اشتباه گرفتار میشوند. ایشان با طرح نمونههایی از عاشورا، جنگ ایران و عراق و برخی تحولات سیاسی، بر ضرورت تمایز بین ظاهر و باطن، و لزوم حفظ حرمتها و مرزهای فکری در مکتب اهلبیت تأکید میکنند. این سخنرانی، دعوتی است به بصیرت، احتیاط در قضاوت و پاسداری از حریم معارف ناب تشیع.
حفظ حریم تشیع در استعمال تعابیر و جملات
توضیحات:
نگاه دقیق به تاریخ اسلام و وقایع معاصر، ما را از تحلیلهای سطحی و ظاهرگرایانه نسبت به رخدادهای اجتماعی، سیاسی و دینی برحذر میدارد. حضرت آیةالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس سرّه) با تأکید بر این مسئله، هشدار میدهند که بدون شناخت نیات پنهان و اهداف باطنی، انسانها در دام تحریف حقیقت و قضاوتهای اشتباه گرفتار میشوند. ایشان با طرح نمونههایی از عاشورا، جنگ ایران و عراق و برخی تحولات سیاسی، بر ضرورت تمایز بین ظاهر و باطن، و لزوم حفظ حرمتها و مرزهای فکری در مکتب اهلبیت تأکید میکنند. این سخنرانی، دعوتی است به بصیرت، احتیاط در قضاوت و پاسداری از حریم معارف ناب تشیع.
حفظ حریم تشیع در استعمال تعابیر و جملات
5آگاهی اولیاء الهی از باطن و ماهیت مسائل
در همین سفر [که] مشرّف بودیم یک روز در یکی از اماکن زیارتی [که] رفته بودیم من رو کردم به یکی از دوستان گفتم: همینجا را که میبینید یک وقت بزرگان مشرّف میشدند و کنار این دیوار مینشستند، یادم هست. در یکی از این نشستنها و جلوسها که خدا رحمت کند مرحوم آقا سید عبدالکریم کشمیری هم مشرّف شده بودند، یک شخصی وارد حرم میشود، مرحوم آقای حداد رو میکنند به این شخص و میگویند: «در آینده خواهی دید که چه مسائلی به وجود خواهد آمد!» حالا آن چهکسی بوده ما نمیدانیم، عراقی، پاکستانی، هندی، بنگلادشی یا ایرانی بوده [نمیدانیم]، بالأخره یکی بوده که لابد یک مسائلی در نیّت داشته، اما آن نیّت را چهکسی میخواند؟ من نمیتوانم آن نیّت را بخوانم، شما نمیتوانید بخوانید، [چون] به ظاهر نگاه میکنیم میبینیم بهبه مثلاً یک فردی است مثل سایر افراد کاری که انجام میدهد [کار به ظاهر خوبی است.]
اما آن کسی که باید ماهیّت و باطن مسئله را دربیاورد کیست؟ ما نیستیم، آن یکی دیگر است. او ماهیّت را درمیآورد جلوی ما میگذارد [میگوید:] آقا بفرمایید، این ماهیّت قضیّه، حالا چهکار میخواهی بکنی؟ میخواهی بروی یا نه؟ به من اعتماد داری یا نه؟ اعتماد نداری خب بفرمایید [بروید]، اگر اعتماد داری بفرمایید این صورت مسئله، این هم نیّت، مرا هم که میشناسی ما دفعه اوّل و دوممان نبوده که کسی نفهمد، تا حالا خیلی ماهیّتها را رو کردیم، بفرمایید این هم [یکی دیگر].
زائری در ظلمت و تاریکی!
مشرّف بودیم حرم سیّدالشّهدا، یک بندهخدایی بود من فقط یک لحظه چشمم افتاد، -ما که پرونده همه را بستیم و اصلاً فکر هم نمیکنم، فکر بکنم به هم میریزم- [بعداً] در مسیر با وسیلهای که داشتیم برمیگشتیم طهران یکی از دوستان پیش من بود گفت: «فلانی، من فلان کس را در حرم دیدم داشت زیارت میخواند چقدر ظلمانی بود، چقدر تاریک بود!» آدمی است که وضعش از ما بهتر است. گفتم: بله بله، من هم یک لحظه دیدمش، اینها مسخ شدهاند! یعنی آمده زیارت امام حسین ولی مسخ است! امام حسین را با مسخی زیارت میکند؛ یعنی وقتی نگاه در چشمش میکردی مسخ [بود]! نگاه به اطوارش میکردی [مسخ بود.] گفتم: بله من [هم دیدم]، البته نگفتم [تاریک و ظلمانی] ایشان تعبیر کرد، منتها من گفتم: «اینها مسخ هستند»؛ البتّه گفتم: «همه اینطور نیستند تفاوت دارند»، آن هم گفت: «بله.»
