
حفظ حریم تشیع در استعمال تعابیر و جملات
ضرورت تأمل در ریشهها و پیامدهای حوادث
نگاه دقیق به تاریخ اسلام و وقایع معاصر، ما را از تحلیلهای سطحی و ظاهرگرایانه نسبت به رخدادهای اجتماعی، سیاسی و دینی برحذر میدارد. حضرت آیةالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس سرّه) با تأکید بر این مسئله، هشدار میدهند که بدون شناخت نیات پنهان و اهداف باطنی، انسانها در دام تحریف حقیقت و قضاوتهای اشتباه گرفتار میشوند. ایشان با طرح نمونههایی از عاشورا، جنگ ایران و عراق و برخی تحولات سیاسی، بر ضرورت تمایز بین ظاهر و باطن، و لزوم حفظ حرمتها و مرزهای فکری در مکتب اهلبیت تأکید میکنند. این سخنرانی، دعوتی است به بصیرت، احتیاط در قضاوت و پاسداری از حریم معارف ناب تشیع.
حفظ حریم تشیع در استعمال تعابیر و جملات
توضیحات:
نگاه دقیق به تاریخ اسلام و وقایع معاصر، ما را از تحلیلهای سطحی و ظاهرگرایانه نسبت به رخدادهای اجتماعی، سیاسی و دینی برحذر میدارد. حضرت آیةالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس سرّه) با تأکید بر این مسئله، هشدار میدهند که بدون شناخت نیات پنهان و اهداف باطنی، انسانها در دام تحریف حقیقت و قضاوتهای اشتباه گرفتار میشوند. ایشان با طرح نمونههایی از عاشورا، جنگ ایران و عراق و برخی تحولات سیاسی، بر ضرورت تمایز بین ظاهر و باطن، و لزوم حفظ حرمتها و مرزهای فکری در مکتب اهلبیت تأکید میکنند. این سخنرانی، دعوتی است به بصیرت، احتیاط در قضاوت و پاسداری از حریم معارف ناب تشیع.
حفظ حریم تشیع در استعمال تعابیر و جملات
4امثالذلک خیلی بود، این یکی [از] آنهاست. ایشان [شبیه این واقعه] خیلی میگفت، از جمله این بود. عرض کردم فرد مطّلعی بود و خودش در همان مراکز تصمیمگیری بود.
چون کسی از نیّت خبر ندارد این واقعه پیش میآید، چون کسی از آن مسائل نفسانی اطّلاع ندارد این قضیّه پیش میآید و الآن هم این مطالب را میگویند یعنی این مطالب مطالبی است که نوشته میشود [بلکه] نوشته شده، مطلب، مطلبِ من نیست، در این کتابهایی که درآمده صریحاً گفته شده، مثلاً بهخاطر عدم همکاری این قضیّه پیش آمد! بهخاطر فلان قضیّه پیش آمد! دیگر الآن اینطور نیست که خلاصه [گفته نشده باشد] گرچه هنوز خیلی مطالب گفته نشده ولیکن چند درصدیاش گفته شده .
مهم برای ما متابعت از چه مسیری است؟ این مسئله مهم است، یعنی یک فرد بهعنوان شخصی که میخواهد دنبال مکتب اهلبیت برود، دنبال مکتب تشیّع برود، این فرد باید چه مسیری را در [پیش بگیرد]؟! به ماهیّت پدیدهها و حوادث باید نگاه کند یا به همان هویّت خارجی؟ به کدام باید نگاه کند؟ هویّت خارجی همین ظهوری است که میبینیم؛ اگر ما هویّت را شامل نیّات نگیریم و فقط به همین صورت ظاهر توجّه کنیم، همین است که: یک طرف دشمن کافر و ملحد و یک طرف هم مسلمان، شیعه دوازدهامامی، بچههای معصوم و پاک و صاف و نیّاتشان هم نیّاتِ خدایی، تمام شد، پس این وسط شد عاشورا! دیگر مطلب جای تامّل ندارد.
اما وقتی که آدم ریز میشود، از این ظاهر یک پرده داخل میرود، یک مرحله را باز میکند و میرود [به] آنچه که در ظاهر پیدا نیست، حالا آن اعماق را کار نداریم، یکخُرده انسان در داخل میرود، یکخُرده میرود به نیّت نگاه کند؛ حالا افرادی هم که آنجا هستند [مثل] آن شخص که مسئول بود هیچ [کار نداریم]، انتقام گرفت و [رفت]. [وقتی انسان] یکخُرده حرکت میکند و جلو میرود یکدفعه میبینی چهرهاش درهم میشود [میگوید:] اِ عجب! اِ عجب پس اینطوری بوده! این عجب عجبها برای چیست؟ برای این است که ما به ماهیّت توجّه نداریم، به آن حقیقت مسئله که ماورای هویّت خارجی است نگاه نمیکنیم. لذا [میگوییم] عجب اینطور، عجب آنطور!
